| » . |


--------------------
كد لينك ما :
براي دريافت جديد ترين مطالب و پيامك هاي مذهبي و همچنين جديد ترين مسابقات
اينجا عضو شويد :
شماره پيامك 09367900607
دوستان عزيز مي توانند پيامك هاي خود را به شماره 09367900607 ارسال نمايند 3
-------
اي كاش صاحب برسد بنده به زنجير كند اما
جوانان همه را در ره خود پير كند
4787***0935
mahisf@yahoo.com ايميل ما
براي شركت در مسابقه جواب خود را در لينك زير ثبت نماييد .
پیامک
امام علی (ع)
امام حسن (ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام باقر (ع)
امام صادق (ع)
امام موسی کاظم (ع)
امام رضا (ع)
امام محمد تقی (ع)
امام علی النقی (ع)
امام حسن عسگری(ع)
امام زمان (ع)
رسول الکرم (ص)
حضرت فاطمه (س)
موبایل
اجتماعی
مدرسه الکترونیکی
ورزشی
مسابقه
ماه مبارک رمضان
مطالب خواندنی
خدا
شیعه
حضرت عیسی (ع)
حضرت مریم (ع)
حضرت معصومه (ع)
پیامبران
غدیر خم
عید سعید قربان
قران و حدیث
حضرت زینب
نوروز
هفته چهارم اسفند 1388
هفته سوم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
دیگر وبلاگ های ماه ( پیامک )
وبلاگ اصلی ماه ( همین وبلاگ )
وبلاگ علمی اموزشی فرهنگی هنری ماه
وبلاگ اختصاصی در مورد حضرت زهرا (س)
وبلاگ اختصاصی در مورد امام حسن علیه السلام
وبلاگ اختصاصی در مورد امام سجاد علیه السلام
وبلاگ اختصاصی در مورد امام باقر علیه السلام
وبلاگ اختصاصی امام صادق علیه السلام
وبلاگ اختصاصی در مورد امام کاظم علیه السلام
وبلاگ ضامن اهو وبلااگ اختصاصی در مورد امام رضا علیه السلام
وبلاگ اختصاصی در مورد امام محمد تقی علیه السلام
وبلاگ اختصاصی در مورد امام علی النقی علیه السلام در حال بروز رسانی
وبلاگ اختصاصی در مورد امام حسن عسگری علیه السلام
مدیریت وبلاگ های ماه
محسن امینی هرندی ۰۹۳۶۷۹۰۰۶۰۷
* اماده همکاری با سایر وبلاگ های مذهبی هستیم .... *
لينك ثابت ![]()
حسین (ع) سلطان عشق ( امام حسین (ع) )
حسین (ع) سلطان عشق

کس نیزه ی خویش را برای (رضای) خدا تیز کند بر کشتن و از بین بردن سخت ترین نادرستی ها توانا باشد(امام علی)
امام حسین از همه چیزش در راه خدا گذشت.فهمیدن این جمله خیلی سخته.از همه چیزش گذشت.به خاطر این که هدفش رو می شناخت.می دونست برا چی داره اینارو می ده.عشق واقعی و عشق واقعی به خدا یعنی همین.یعنی این که هر موقع لازم شد هر چی که داری فدا کنی.
بعد اینکه اگه بخوای راه پیدا کنی باید و باید از دستگاه حسین(ع) بگذری.تو دستگاه امام حسینه که عشق معنا پیدا می کنه.
بعد این همه سال اسم امام حسین عالم و آدمو دیوونه می کنه چون هر کاری کرد خالص برا خدا کرد.حسین تموم شدنی نیست.تا دنیا دنیاس نام حسین عاشقارو دیوونه می کنه.
ای دل اسیر طره ی شاه شهید شو گر تا کنون به عشق خدا دل نداده ای
امام باقر علیه السلام فرمود:هنگامی که آن مصایب ناگوار بر حسین(ع) وارد آمد بر پیکر وی سیصد وبیست و اندی ضربه ی نیزه و شمشیر و تیر یافت شد روایت شده است که همگی این جراحتها از مقابل آن حضرت بوده زیرا که حسین علیه اسلام هیچ گاه به دشمن پشت نمی کرد.
از امام حسین بخوایم که بهمون درک و معرفت بده بشناسیمش.تو مجلسش برا خودش باشیم.برا خودش گریه کنیم.ادا در نیاریم.دل پاک بهمون بده که بفهمیم داریم چی کار می کنیم.
امام صادق(ع) از آبا گرامی خود از امام حسین نقل می کند که فرمود:<<من کشته ی گریه ام.هیچ مومنی مرا یاد نمی کند مگر اینکه گریان می شود>>
گریه بر حسین دلها رو پاک می کنه.خدایا اشک همراه با معرفت به ما بده.
امام حسین علیه السلام فرمود:هر کس ما را برای خدا دوست بدارد روز قیامت ما و او همراه یکدیگر این طور(انگشتان خود را جفت کرده اشاره فرمود)بر پیامبران وارد خواهیم شد و هر کس که برای دنیا ما را دوست داشته باشد تنها در این دنیا است که خوب و بد با هم می باشند.
حتی خدا میان حسینیه ی غمش
سوگند خورده است به ماه محرمش
شب های قدر محترم و با فضیلتند
اما نمی رسند به شب های ماتمش
این دستمال گریه پر از نور می شود
وقتی به دست روضه ی خورشید می دمش
چشمی که از برای تو گریان نمی شود
باید حواله داد به دست جهنمش
التماس دعا
به بهانه شب جمعه شب زیارتی امام حسین - سلام بر گریه کنندگان بر حسین ( امام حسین (ع) )

بدون گریه بر حضرت سیدالشهداء (علیهالسلام) نمیتوانیم زنده بمانیم
جناب آقای حاج فتحعلی تعریف كردند:
در یكی از دفعاتی كه آقا مجتهدی در بیمارستان آيت الله گلپایگانی بستری شدند تمام اطباء بالاتفاق به آقا گفتند: شما اصلاً نباید گریه كنید، و در غیر این صورت نابینا خواهید شد. آقا در جواب به آنها فرمودند:
جناب آقای جلالی نقل كردند:
روزی درخدمت آقای مجتهدی بودم ایشان در حالی كه بسیار منقلب بودند، تعریف كردند:
اینجا بود كه كلام ایشان با گریههای پی در پی قطع و مجلس به یك جلسه توسل مبدل گشت...
فرا رسیدن میلاد با سعادت امام حسین حضرت ابوالفضل العباس و امام سجاد علیهم السلام ( امام حسین (ع) )
فرا رسیدن میلاد با سعادت امام حسین حضرت ابوالفضل العباس و امام سجاد علیهم السلام را به جمیع عزیزان و محبان خاندان عصمت و طهارت تبریک و تهنیت عرض مینمایم
منم حسين ابن علي ، پير عشق
كه بسته ام بر همه زنجير عشق
قلب همه صيـد كمند مـــن است
هـــر دل آزاده به بـنـد مــن است
خـانه گرفته عــــرش به زير پـر م
قــوت قـلب علي و كـــو ثــــــرم
قـبله گــه قبلـــه بـــود محضــــرم
بي سرم اما ز دو عالم سرم
گر جهان را خیمه ای انگاشتی
زیر آن خیمه عمودی داشتی
روح خیمه دین حی داور است
پرچم زیبای آن پیغمبر است
باب آن خیمه علی مولا بود
اصل خیمه چادر زهرا بود
از حسین ار تار و پود خیمه است
بازوی عباس عمود خیمه است
امید که باب الحوائج کسی رو نا امید از در خونه ش بر نگردونه
به مناسبت عاشوراي حسيني ( امام حسین (ع) )
به مناسبت عاشوراي حسيني
یا حسین آنکه دل از غیر تو ببرید منم
آنکه لاجرعه میء مهر تو نوشید منم
آنکه از شوق به هنگام ولادت چون شمع
عوض گریه در آغوش تو خندید منم
آنکه همراه تو آمد به صف کربلا
پا به پای تو صمیمانه بکوشید منم
آنکه خون شد دلش از مهنت ایام ولی
جامهء قبر به تن بهر تو پوشید منم
روز عاشور و به هنگام وداع آخر
آنکه پروانه صفت دور تو گردید منم
آنکه چون لالهء زنبور ز شمشیر ستم
جسم عریان تو اغشته به خون دید منم
آنکه پروانه صفت دور تو گردید منم
نشنیدس کسی از سر ببریده سخن
آنکه صوت ملکوتی ز تو بشنید منم
آنکه با چوبهء محمل سر خود را بشکست
تا سر غرق به خون ازسر نی دید منم
جنگ با اسلحه کار تو و یاران تو بود
آنکه با تیغ زبان بحر تو جنگید منم
یا حسین آنکه دل از غیر تو ببرید منم
یا حسین آنکه دل از غیر تو ببرید منم
یا حسین آنکه دل از غیر تو ببرید منم
التماس دعا- محسن امینی هرندی
عاشورا و امام حسين عليه السلام در آئينه احاديث ( امام حسین (ع) )
عاشورا و امام حسين عليه السلام در آئينه احاديث

تحقيق و ترجمه: واحد تدوين متون
امامان شيعه عليهم السلام براى اينكه نهضت خونين كربلا و محرم و عاشورا براى هميشه زنده و جاويد بماند، سعى و تلاش فراوانى نمودند و دراين راستا از پنج شيوه استفاده كردند:
1- يادآورى مصائب امام حسين عليه السلام و ياران فداكارش در مناسبت هاى مختلف، بخصوص در ايام محرم و عاشورا.
عن ابى عمارة المنشد قال: «ما ذكر الحسين بن على عند ابى عبدالله عليه السلام فى يوم قط فرئى ابو عبدالله عليه السلام متبسما فى ذلك اليوم الى الليل » (1) ابوعماره منشد مى گويد: هر گاه در حضور امام صادق عليه السلام نام حسين عليه السلام برده مى شد، آن روز تا شام خنده بر لبان آن حضرت ديده نمى شد.
حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام مى فرمايد:
«كان ابى اذا دخل شهر المحرم لايرى ضاحكا و كانت الكابة (2) تغلب عليه حتى يمضى منه عشرة ايام فاذا كان يوم العاشر كان ذلك اليوم يوم مصيبته و حزنه و بكائه و يقول: هو اليوم الذى قتل فيه الحسين عليه السلام » (3) وقتى ماه محرم مى رسيد پدرم را كسى خندان نمى ديد و غم و اندوه بر او چيره مى گشت تا روز عاشورا فرا مى رسيد و روز عاشورا روز مصيبت و اندوه و روز گريه او بود و مى فرمود: اين همان روزى است كه حسين عليه السلام كشته شد.
زمانى كه منصور دوانيقى دستور داد در منزل حضرت صادق عليه السلام را آتش بزنند، آن حضرت در منزل بودند و آتش را خاموش كردند و زنان و دختران وحشت زده از آتش سوزى را دلدارى دادند:
«فلما كان الغد دخل عليه بعض شيعته يسالونه فوجدوه حزينا باكيا، فقالوا: ممن هذا التاثر و البكاء؟ امن الجراة عليكم اهل البيت و ليس منهم باول مرة فقال الامام عليه السلام : لا ولكن لما اخذت النار ما فى الدهليز نظرت الى نسائى و بناتى يتراكضن فى صحن الدار من حجرة الى حجرة و من مكان الى مكان هذا و انا معهن فى الدار فتذكرت فرار عيال جدى الحسين عليه السلام يوم عاشوراء من خيمة الى خيمة و من خباء الى خباء و المنادى ينادى: احرقوا بيوت الظالمين » (4) فرداى آن روز دسته اى از شيعيان خدمت آن حضرت رسيدند تا از حالش جويا شوند، ديدند آن حضرت اندوهناك و گريان است پرسيدند: اين همه اندوه و گريه از چيست؟ آيا از گستاخى و بى حرمتى آنان نسبت به شما - اهل بيت - اين همه ناراحتيد و حال آن كه اين اولين بار نيست كه چنين مى كنند.
امام عليه السلام فرمود: نه، بلكه اندوه و گريه من از اين جهت است كه وقتى آتش، آستانه خانه را فرا گرفت، زنان و دخترانم را ديدم كه از اين اطاق به آن اطاق و از اين جا به آن جا پناه مى بردند در حالى كه من پيش آنان حضور داشتم و تنها نبودند. از اين صحنه به ياد فرار خانواده جدم حسين عليه السلام در روز عاشورا افتادم كه از خيمه اى به خيمه ديگر و از پناهگاهى به پناهگاه ديگر فرار مى كردند و دشمن فرياد مى زد: خيمه ستم كاران را به آتش بكشيد!
در مورد حضرت على بن الحسين عليه السلام آمده است كه روزى ابوحمزه ثمالى بر حضرت وارد شد و حضرت را در حال گريه ديد; عرض كرد:
«سيدى! ما هذا البكاء و الجزع؟ الم يقتل عمك حمزة؟ الم يقتل جدك على عليه السلام بالسيف ان القتل لكم عادة و كرامتكم من الله الشهادة ».
«فقال له الامام عليه السلام : شكر الله سعيك يا ابا حمزة كما ذكرت القتل لنا عادة و كرامتنا من الله الشهادة و لكن يا اباحمزة هل سمعت اذناك ام رات عيناك ان امراة منا سبيت و هتكت قبل يوم عاشورا؟ و الله يا ابا حمزة ما نظرت الى عماتى و اخواتى الا و ذكرت فرارهن فى البيداء من خيمة الى خيمة و من خباء الى خباء و المنادى ينادى احرقوا بيوت الظالمين » (5)
مولاى من، اين همه گريه و بى تابى براى چيست؟ آيا عموى شما حمزه كشته نشد؟ آيا جد شما - على عليه السلام - با شمشير كشته نشد؟ كشته شدن، عادت شما خانواده است و شهادت عطيه اى الهى از آن شما است.
امام عليه السلام فرمود: اى ابوحمزه خداوند به تو جزاى خير دهد چنان كه گفتى كشته شدن براى ما عادت است و خداوند نيز به ما شهادت را ارزانى داشته است ولى اى ابوحمزه آيا هرگز شنيده اى يا ديده اى كه تا قبل از عاشورا زنى از خانواده ما به اسارت رفته باشد و هتك حرمت شده باشد؟ به خدا سوگند اى ابوحمزه هر وقت به عمه ها و خواهرانم نگاه مى كنم به ياد فرار آن ها در بيابان مى افتم كه ازخيمه اى به خيمه اى و از پناهگاهى به پناهگاهى فرار مى كردند و دشمن فرياد مى زد: خيمه ستم كاران را به آتش بكشيد!
عاشورا وآزادگي ( امام حسین (ع) )
عاشورا وآزادگي

آزادي در مقابل بردگي، اصطلاحي حقوقي و اجتماعي است، امّا «آزادگي» برتر از آزادي است و نوعي حريّت انساني و رهايي انسان از قيد و بندهاي ذلّت آور و حقارت بار است. تعلّقات و پاي?بندي?هاي انسان به دنيا، ثروت، اقوام، مقام، فرزند و... در مسير آزادي روح او، مانع ايجاد مي?كند. اسارت در برابر تمنّيات نفساني و علقه?هاي مادّي،نشانة ضعف ارادة بشري است.
وقتي كمال و ارزش انسان به روح بلند و همّت عالي و خصال نيكوست، خود را به دنيا و شهوات فروختن، نوعي پذيرش حقارت است و خود را ارزان فروختن.
علي ـ عليه السّلام ـ مي?فرمايد:
«اَلا حُرُّ يَدَعُ هذِهِ اللّماظَةَ لِأهْلِها؟ اِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ اِلاَّ الْجَنَّةُ فَلا تبيعُوها اِلاّ بِها.»[1]
آيا هيچ آزاده?اي نيست كه اين نمي?خورده (دنيا) را براي اهلش واگذارد؟
يقيناً بهاي وجود شما چيزي جز بهشت نيست، پس خود را جز به بهشت نفروشيد.
آزادي در آن است كه انسان كرامت و شرافت خويش را بشناسد و تن به پستي و ذلّت و حقارت نفس و اسارت دنيا و زير پا نهادن ارش?هاي انساني ندهد.
در پيچ و خم?ها و فراز و نشيب?هاي زندگي، گاهي صحنه?هايي پيش مي?آيد كه انسان?ها به خاطر رسيدن به دنيا يا حفظ آنچه دارند يا تأمين تمنيّات و خواسته?ها يا چند روز زنده ماندن، هرگونه حقارت و اسارت را مي?پذيرند. امّا احرار و آزادگان، گاهي با ايثار جان هم، بهاي «آزادگي» را مي?پردازند و تن به ذلّت نمي?دهند.
امام حسين ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«مَوْتٌ في عِزٍّ خَيْرٌ من حياةٍ في ذُلٍّ»[2]
مرگ با عزت بهتر از حيات ذليلانه است.
اين نگرش به زندگي، ويژة آزادگان است. نهضت عاشورا جلوة بارزي از آزادگي در مورد امام حسين ـ عليه السّلام ـ و خاندان و ياران شهيد اوست و اگر آزادگي نبود. امام تن به بيعت مي?داد و كشته نمي?شد. وقتي مي?خواستند به زور از آن حضرت بيعت به نفع يزيد بگيرند، زير بار نرفت. منطقش اين بود كه:
«لا وَ اللهِ لا اُعْطيهم بِيَدي اِعْطاءَ الذّليلِ و لا اُقِرُّ اِقرارَ العبيد»[3]
نه به خدا سوگند، نه دست ذلّت به آنان مي?دهم و نه چون بردگان تسليم حكومت آنان مي?شوم.
صحنة? كربلا نيز جلوة ديگري از اين آزادگي بود كه از ميان دو امر شمشير يا ذلّت، مرگ با افتخار را پذيرفت و به استقبال شمشيرهاي دشمن رفت و فرمود:
«اَلا و انَّ الدَّعِيَّ بْنَ الدَّعِيَ قَدْرَ كَزَني بَيْنَ الثْنَتَيْنِ: بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»[4]
|
بر ما گمان بردگي زور برده?اند |
|
اي مرگ، همتي،! كه نخواهيم اين قيود |
در نبرد روز عاشورا نيز، هنگام حمله به صفوف دشمن اين رجز را مي?خواند:
|
اَلْمَوْتُ اَوْلي مِن رُكُوبِ الُعار |
|
وَ الْعارُ اَوْوي مِن دُخُولِ النّارِ[5] |
مرگ، بهتر از ننگ و ننگ بهتر از آتش دوزخ است.
روح آزادگي امام، سبب شد حتي در آن حال كه مجروح بر زمين افتاده بود نسبت به تصميم سپاه دشمن براي حمله به خيمه?هاي زنان و فرزندان، برآشوبد و آنان را به آزادگي دعوت كند:
«ان لَم يَكُن لَكُمْ دينٌ وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الُمَعادَ فَكُونُوا اَحْراراً في دُنْياكُمْ»[6]
|
گر شما را به جهان بينش و آييني نيست |
|
لااقل مردم آزاده به دنيا باشيد |
فرهنگ آزادگي در ياران امام و شهداي كربلا نيز بود. حتّي مسلم بن عقيل پيشاهنگ نهضت حسيني در كوفه نيز، هنگام رويارويي با سپاه ابن زياد رجز زير را مي?خواند و مي?جنگيد:
|
اَقْسَمْتُ لا اُقتَلُ اِلاّ حُرّاً |
|
وَ اِنْ رَأيتُ الْمَوْتَ شَيْئاَ نُكراً[7] |
هر چند كه مرگ را چيز ناخوشايندي مي?بينم. ولي سوگند خورده?ام كه جز با آزادگي كشته نشوم. جالب اينجاست كه همين شعار و رجز را عبدالله، پسر مسلم بن عقيل، در روز عاشورا هنگام نبرد در ميدان كربلا مي?خواند.[8] اين نشان?دهندة پيوند فكري و مرامي اين خانواده براساس آزادگي است.
دو شهيد ديگر از طايفة غفار، به نام?هاي عبدالله و عبدالرحمان، فرزندان عروه، در رجزي كه در روز عاشورا مي?خواندند، مردم را به دفاع از «فرزندان آزادگان» مي?خواندند. و با اين عنوان، از آل پيامبر ياد مي?كردند: «يا قوم ذودوا عَن بنيِ الأحرار...»[9]
مصداق بارز ديگري از اين حريّت و آزادگي. حرّ بن يزيد رياحي بود. آزادگي او سبب شد كه به خاطر دنيا و رياست آن، خود را جهنمي نكند. و بهشت را در ساية شهادت خريدار شود. توبه كرد و از سپاه ابن زياد جدا شد. به حسين ـ عليه السّلام ـ پيوست و صبح عاشورا در نبردي دلاورانه به شهادت رسيد. وقتي حرّ نزد امام حسين ـ عليه السّلام ـ آمد، يكي از اصحاب حضرت، با اشعاري مقام آزادي و حريّت او را ستود:
|
لَنِعْمَ الحُرُّ بَني رِياحٍ |
|
وَ حُرٌّ عِنْدِ مُخْتَلَفِ الرِّماحِ[10] |
چون به شهادت رسيد، سيّدالشهدا ـ عليه السّلام ـ بر بالين او حضور يافت و او را حرّ و آزاده خطاب كرد و فرمود: همانگونه كه مادرت نام تو را حرّ گذاشته است، آزاده و سعادتمندي، در دنيا و آخرت:
«اَنْتَ حُرُّ كَما سَمَّتكَ اُمُّكَ، وَ اَنْتَ حرُّ فِي الدُّنْيا وَ اَنتَ حُرُّ فِي الآخَرة».[11]
اگر آزاديخواهان و آزادگان جهان، در راه استقلال و رهايي از ستم و طاغوت?ها مي?جنگند و الگويشان قهرماني?هاي شهداي كربلاست، در ساية همين درس «آزادگي» است كه ارمغان عاشورا براي هميشة تاريخ است. انسان?هاي آزاده، در لحظات حساس و دشوار انتخاب، مرگ سرخ و مبارزه خونين را بر مي?گزينند و فداكارانه جان مي?بازند تا به سعادت شهادت برسند و جامعة خود را آزاد كنند.
[1] . نهج?البلاغه، صبحي صالحي، حكمت 456.
[2] . مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 68.
[3] . موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 421.
[4] . لهوف، سيد بن طاووس، ص 57.
[5] . كشف الغمّه، اربلي، ج 2، ص 32.
[6] . بحارالانوار، ج 44، ص 51.
[7] . بحارالانوار، ج 44، ص 352.
[8] . همان.
[9] . وقعة الطّف، ص 234.
[10] . ارشاد، ?شيخ مفيد (چاپ كنگره جهاني شيخ مفيد)، ج 2، ص 100.
[11] . بحارالانوار، ج 45، ص 14، وقعة الطّف، ص 215.
جواد محدثي
عاشوار وذلت حق ستيزان ( امام حسین (ع) )
عاشوار وذلت حق ستيزان

|
ديدي كه خون نا حقِ پروانه، شمع را |
|
چندان امان نداد كه شب را سحر كند؟ |
خون به ناحق ريختة مظلوم، دامن ظالم را مي?گيرد و ستمگران و همدستانشان گرفتار ذلّت و خواري مي?شوند. ظالمان به خاطر ظلمشان و مردم به خاطر تنها گذاشتنِ جبهة حق! بخصوص اگر اين ظلم دربارة امام معصوم و خاندان مظلوم او باشد.
سيدالشهداء ـ عليه السّلام ـ در مسير راه كوفه پس از رسيدن به منزل «بطن?العقبه» خبري از يك پيرمرد از اوضاع داخلي كوفه شنيد. آن مرد، امام را از رفتن به كوفه بر حذر داشت. حضرت فرمود: اوضاع كوفه را مي?دانم. كار خدا هم انجام گرفتني است. به خدا قسم اين گروه دست از من نخواهند برداشت، مگر آن?كه خونم را بريزند. وقتي چنين كنند، خداوند كسي را بر آنان مسلّط خواهد ساخت كه در نتيجه، اينان خوارترين مردم خواهند شد.[1]
دست?اندركاران آن فاجعه بزرگ نيز گرفتار انتقام شدند و ذليلانه كشته شدند. به نقل شيخ مفيد، اخبار بسياري وارد شده كه هيچ يك از قاتلان سيدالشهدا ـ عليه السّلام ـ و اصحاب او از مرگ و گرفتاري يا رسوايي نجات نيافتند و پيش از مردن،?به كيفر جنايت خويش رسيدند.[2]
عبرت?هاي نهفته در حادثة عاشورا، اگر بازشناسي نشود و درمان نگردد، ممكن است همان خطر در كمين جامعة امروز ما و سر راه انقلاب و انقلابيّون ما نيز سبز شود.
آنچه عاشوراي جانسوز را پديد آورد، عبارت بود از:
ـ تمكين و تسليم مردم در برابر حكومت ستم.
ـ عمل نكردن به تكليف در لحظة حساس و سرنوشت?ساز.
ـ از ياد بردن فريضة امر به معروف و نهي از منكر.
ـ رشد روحيّة رفاه?طلبي و دنيا دوستي.
ـ غفلت و بي?خبري مردم از آنچه در جامعه مي?گذرد.
ـ تنها گذاشتن رهبر الهي و عدم اطاعت از او.
ـ نبود اتّفاق نظر در ميان امّت اسلام.
ـ تسلّط ترس و هراس بر مردم در مقابل قدرت?هاي باطل.
اگر امروز و هر زمان نيز، نيروهاي مؤمن و انقلابي، حساسيّت خود را نسبت به سرنوشت اسلام و مسلمانان و انقلاب از دست بدهند و براي حفظ آنچه دارند و كسب آنچه ندارند، از گفتن حق و اداي تكليف، كوتاهي كنند، اگر در شرايط نياز جامعه و انقلاب، به خون و جانبازي و شهادت، از حضور در صحنة دفاع از ارزش?ها پرهيز كنند، اگر دچار تفرقه شوند، اگر بر محور ولايت فقيه و رهبري امّت منسجم نباشند،? اگر براي دست يافتن به پول و پست و مقام، ارزش?ها و آرمان را زير پا بگذارند، اگر به وظيفة امر به معروف و نهي از منكر عمل كنند، اگر ساده?لوحانه، فريب شايعات و بوق?هاي تبليغاتي دشمن را بخورند، عاشورا تكرار خواهد شد و اسلام ضربه خواهد خورد و مظلوميّت مضاعفي براي مسلمانان و جبهه حق، پيش خواهد آمد.
به تعبير مقام معظم رهبري:
در مقابل اين متاع زندگي و بهره?هاي زندگي، اگر شما آنقدر مجذوب شديد، خداي نخواسته تا آنجايي كه پاي تكليف سخت به ميان آمد نتوانستيد از آنها دست برداريد، اين مي?شود يك جور. اگرنه از اين متاع بهره هم مي?بريد، آنجا كه پاي امتحان سخت پيش مي?آيد، مي?توانيد از اينها دست برداريد، اين مي?شود يك جور ديگر... دو جور خواصّ طرفدار حق در هر جامعه وجود دارد. اگر آن قسم خوب طرفدار حق، يعني آن كساني كه مي?توانند از اين متاع دنيا آن وقت كه لازم باشد دست بردارند، اگر اينها بيشتر باشند، هيچ وقت جامعة اسلامي دچار حالتِ دوران امام حسين ـ عليه السّلام ـ نخواهد شد.»[3]
دلبستگي به دنيا، هميشه مانع انجام تكليف الهي است. در زمان امام حسين ـ عليه السّلام ـ به شكلي ظهور كرد، در جامعة ما به صورت ديگري است. باز هم به تعبير مقام معظم رهبري:
«يك بخش ديگري كه بايد كار بشود، تطبيق با وضع هر زمان است، نه فقط زمان ما. در هر زمان طبقة خواصّ چگونه بايد عمل كنند كه به وظيفه?شان عمل كرده باشند؟ اينكه گفتيم اسير دنيا نشويد، اين يك كلمه است، چه جوري اسير دنيا نشوند، اين يك كلمه است، چه جوري اسير دنيا نشوند مثال?ها و مصداق?هايش چيست؟»[4]
[1] . ارشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص 76.
[2] . همان، ص 133.
[3] . سخنان مقام معظم رهبري در جمع فرماندهان و بسيجيان لشكر محمد رسول?الله ـ صلي الله عليه و آله ـ .
4] . همان.
نوشته جواد محدثی
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است ( امام حسین (ع) )
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين
بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
اين صبح تيره باز دميد از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گويا طلوع ميکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامي ذرات عالم است
گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست
اين رستخيز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جاي ملال نيست
سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است
جن و ملک بر آدميان نوحه مي کنند
گويا عزاي اشرف اولاد آدم است
خورشيد آسمان و زمين، نور مشرقين
پرورده ي کنار رسول خدا، حسين
* * *
کشتي شکست خورده ي طوفان کربلا
در خاک و خون طپيده ميدان کربلا
گر چشم روزگار به رو زار مي گريست
خون مي گذشت از سر ايوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابي به غير اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضايقه کردند کوفيان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند ديو و دد همه سيراب و مي مکند
خاتم ز قحط آب سليمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عيوق مي رسد
فرياد العطش ز بيابان کربلا
آه از دمي که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خيمه ي سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غيرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد
* * *
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدي
وين خرگه بلند ستون بيستون شدي
کاش آن زمان درآمدي از کوه تا به کوه
سيل سيه که روي زمين قيرگون شدي
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بيت
يک شعله ي برق خرمن گردون دون شدي
کاش آن زمان که اين حرکت کرد آسمان
سيماب وار گوي زمين بي سکون شدي
کاش آن زمان که پيکر او شد درون خاک
جان جهانيان همه از تن برون شدي
کاش آن زمان که کشتي آل نبي شکست
عالم تمام غرقه درياي خون شدي
آن انتقام گر نفتادي به روز حشر
با اين عمل معامله ي دهر چون شدي
آل نبي چو دست تظلم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند
* * *
برخوان غم چو عالميان را صلا زدند
اول صلا به سلسله ي انبيا زد
نوبت به اوليا چو رسيد آسمان طپيد
زان ضربتي که بر سر شير خدا زدند
آن در که جبرئيل امين بود خادمش
اهل ستم به پهلوي خيرالنسا زدند
بس آتشي ز اخگر الماس ريزه ها
افروختند و در حسن مجتبي زدند
وانگه سرادقي که ملک مجرمش نبود
کندند از مدينه و در کربلا زدند
وز تيشه ي ستيزه در آن دشت کوفيان
بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتي کزان جگر مصطفي دريد
بر حلق تشنه ي خلف مرتضي زدند
اهل حرم دريده گريبان، گشوده مو
فرياد بر در ِ حرم کبريا زدند
روح الامين نهاده به زانو سر حجاب
تاريک شد ز ديدن آن چشم آفتاب
* * *
چون خون ز حلق تشنه ي او بر زمين رسيد
جوش از زمين به ذروه عرش برين رسيد
نزديک شد که خانه ي ايمان شود خراب
از بس شکست ها که به ارکان دين رسيد
نخل بلند او چو خسان بر زمين زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمين رسيد
باد آن غبار چون به مزار نبي رساند
گرد از مدينه بر فلک هفتمين رسيد
يکباره جامه در خم گردون به نيل زد
چون اين خبر به عيسي گردون نشين رسيد
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبيا به حضرت روح الامين رسيد
کرد اين خيال وهم غلط کار کان غبار
تا دامن جلال جهان آفرين رسيد
هست از ملال گرچه بري ذات ذوالجلال
او در دلست و هيچ دلي نيست بي ملال
* * *
ترسم جزاي قاتل او چون رقم زنند
يک باره بر جريده ي رحمت قلم زنند
ترسم کزين گناه شفيعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در آيد ز آستين
چون اهل بيت دست در اهل ستم زنند
آه از دمي که با کفن خون چکان ز خاک
آل علي چو شعله ي آتش علم زنند
فرياد از آن زمان که جوانان اهل بيت
گلگون کفن به عرصه ي محشر قدم زنند
جمعي که زد به هم صفشان شور کربلا
در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آن ناکسان که تيغ به صيد حرم زنند
پس بر سنان کنند سري را که جبرئيل
شويد غبار گيسويش از آب سلسبيل
* * *
روزي که شد به نيزه سر آن بزرگوار
خورشيد سر برهنه برآمد ز کوهسار
موجي به جنبش آمد و برخاست کوه
ابري به بارش آمد و بگريست زار زار
گفتي تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتي فتاد از حرکت چرخ بيقرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پير
افتاد در گمان که قيامت شد آشکار
آن خيمهاي که گيسوي حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
جمعي که پاس محملشان داشت جبرئيل
گشتند بيعماري محمل شتر سوار
با آن که سر زد آن عمل از امت نبي
روحالامين ز روح نبي گشت شرمسار
وانگه ز کوفه خيل الم رو به شام کرد
نوعي که عقل گفت قيامت قيام کرد
* * *
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گريه بر ملائک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهويي از دشت پا کشيد
هرجا که بود طايري از آشيان فتاد
شد وحشتي که شور قيامت به باد رفت
چون چشم اهل بيت بر آن کشتگان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخم هاي کاري تيغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن ميان
بر پيکر شريف امام زمان فتاد
بي اختيار نعره ي هذا حسين زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول
رو در مدينه کرد که يا ايهاالرسول
* * *
اين کشته ي فتاده به هامون حسين توست
وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست
اين نخل تر کز آتش جانسوز تشنگي
دود از زمين رسانده به گردون حسين توست
اين ماهي فتاده به درياي خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسين توست
اين غرقه محيط شهادت که روي دشت
از موج خون او شده گلگون حسين توست
اين خشک لب فتاده دور از لب فرات
کز خون او زمين شده جيحون حسين توست
اين شاه کم سپاه که با خيل اشگ و آه
خرگاه زين جهان زده بيرون حسين توست
اين قالب طپان که چنين مانده بر زمين
شاه شهيد ناشده مدفون حسين توست
چون روي در بقيع به زهرا خطاب کرد
وحش زمين و مرغ هوا را کباب کرد
* * *
کاي مونس شکسته دلان حال ما ببين
ما را غريب و بيکس و بي آشنا ببين
اولاد خويش را که شفيعان محشرند
در ورطه ي عقوبت اهل جفا ببين
در خلد بر حجاب دو کون آستين فشان
واندر جهان مصيبت ما بر ملا ببين
ني ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغيان سيل فتنه و موج بلا ببين
تن هاي کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهاي سروران همه بر نيزه ها ببين
آن سر که بود بر سر دوش نبي مدام
يک نيزه اش ز دوش مخالف جدا ببين
آن تن که بود پرورشش در کنار تو
غلطان به خاک معرکه ي کربلا ببين
يا بضعةالرسول ز ابن زياد داد
کو خاک اهل بيت رسالت به باد داد
* * *
خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنياد صبر و خانه ي طاقت خراب شد
خاموش محتشم که ازين حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهي دريا کباب شد
خاموش محتشم که ازين شعر خونچکان
در ديده ي اشگ مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم که ازين نظم گريه خيز
روي زمين به اشگ جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بس که خون گريست
دريا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتميان ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسين
جبريل را ز روي پيامبر حجاب شد
تا چرخ سفله بود خطايي چنين نکرد
بر هيچ آفريده جفايي چنين نکرد
* * *
اي چرخ غافلي که چه بيداد کرده اي
وز کين چه ها درين ستم آباد کرده اي
بر طعنت اين بس است که با عترت رسول
بيداد کرده خصم و تو امداد کرده اي
اي زاده زياد نکرده است هيچ گه
نمرود اين عمل که تو شداد کرده اي
کام يزيد داده اي از کشتن حسين
بنگر که را به قتل که دلشاد کرده اي
بهر خسي که بار درخت شقاوتست
در باغ دين چه با گل و شمشاد کرده اي
با دشمنان دين نتوان کرد آن چه تو
با مصطفي و حيدر و اولاد کرده اي
حلقي که سوده لعل لب خود نبي بر آن
آزرده اش به خنجر بيداد کرده اي
ترسم تو را دمي که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشر درآورند
محتشم کاشاني
« یاران حضرت در عاشورا » ( امام حسین (ع) )
« یاران حضرت در عاشورا »

حبیب بن مظاهر
حبیببنمظاهر از صحابه پیامبراکرم (ص) و از خواص اصحاب امیرالمومنان (ع) به شمار میرفت . او جایگاه خاصی نزد حضرت ابی عبدا... داشت و بدین دلیل آن حضرت در روز عاشورا هنگام آراستن صفوف لشکر ، حبیب را در طرف چپ اصحاب خود گماشت. او سخت به نبرد با دشمن پرداخت تا اینکه شخصی از بنیتمیم به نام بَدیلبنصدیم ، بر آن جناب حمله کرد و شمشیر بر سر مبارکش زد . در این زمان شخصی دیگر از بنی تمیم ، با نیزه بر آن بزرگوار زد و او را به زمین افکند . حبیب خواست برخیزد که حصین بن تمیم سر مبارکش را از تن جدا کرد و او به فیض والای شهادت رسید .
انس بن حارث کاهلی
انس از بزرگان صحابه است که رسول خدا (ص) را درک کرده و حدیث آن حضرت را شنیده است . انس در روز عاشورا و در حالی که پیر مردی کهنسال بود از امام حسین (ع) اجازه میدان گرفت و عازم جهاد شد و پس از رجز خوانی به دشمن حمله کرد و هجده نفر را به خاک هلاکت انداخت و آن گاه خود شهید شد . نام او در زیارت ناحیه انس بن حارث وارد شده است : «السلام علی انس بنکاهل الاسدی »
حرّ بن یزید ریاحی
حرّ ریاحی از بزرگان ، اشراف و از شخصیتهای برجسته کوفه بود . به همین سبب عبید ا... بن زیاد او را به فرماندهی هزار نفر جنگجو منصوب ساخت تا مانع ورود امام حسین (ع) به کوفه شوند . حرّ پس از آنکه رحمت الهی شامل حالش شد و به سپاه امام حسین (ع) پیوست ، همانند شیری غضبناک بر دشمن حمله کرد . مدتی بدین نحو جنگید تا اینکه جماعتی از لشکر عمر سعد بر او حمله آوردند و شهیدش کردند . وقتی امام حسین (ع) به نزد او آمد در مرثیهاش این ابیات را خواند :
« چه مرد نیکی بود حرّ از دودمان ریاح ، چه مرد نیکی بود حرّ به هنگام بارش نیزهها ، چه مرد نیکی بود که حسین را خواند و به او پیوست و جان خودش را در طبق اخلاص گذاشت . »
بُکیر بن حرّ بن یزید ریاحی
بکیر فرزند حرّ بن یزید ریاحی همراه با پدرش بر قوم ستمگر حمله کردند و با آنها جهاد نمودند .آن جوان سعادتمند پس از اجازه نبرد از امام حسین (ع) وارد کار زار شد و پس از مبارزهای جانانه ، به درجه شهادت نایل آمد .
زُهیر بن قین
زهیر ، مردی شریف ، شجاع ، دلاور ، نامدار ، بزرگ مرد و اهل کوفه بود . به دلیل سلحشوری و شجاعت وی حضرت امام حسین(ع) در روز عاشورا به هنگام آراستن صفوف ، زهیر بن قین را بر جناح راست لشکر گماشت . زهیر قبل از ظهر عاشورا از امام اجازه جهاد گرفته و عازم میدان شده و به همراه حرّ به لشکر دشمن حمله کردند و با شجاعت و رشادت به جنگ پرداختند . در این نبرد حرّ به شهادت رسید ولی زهیر دوباره خدمت امام رسید و همراه با سعید حنفی در برابر حضرت سیدالشهدا ایستادند و خود را هدف تیر و نیزهها قرار دادند تا حضرت به همراه اصحاب ، نماز خویش را خواندند . پس از نماز که زهیر برای بار دوم عازم میدان جنگ شد پس از ساعتی مبارزه دلیرانه و به هلاکت رساندن عدهای از دشمنان به دست کثیر بن عبدا... شعبی و مهاجر بن اوس تمیمی به شهادت رسید .
سعید بن عبدا... حنفی
سعید از بزرگان شیعه در شهر کوفه و مردی شجاع و با تقوا بود . در روز عاشورا سعید هر کجا که حضرت امام حسین (ع) حرکت میکردند ، در پیش روی حضرت بود و در نتیجه تیرها به بدن وی اصابت میکرد . پس از مدتی از شدت جراحات روی زمین افتاد و به حضرت سیدالشهدا عرض کرد : ای پسر رسول خدا آیا به عهد خود وفا کردهام ؟ به حضرت فرمود : آری تو در بهشت پیشاپیش من هستی .
حَجّاج بن مَشروقِ جُعفِیِّ
حجّاج از شیعیان مخلص و از یاران حضرت امیر المومنان علی (ع) بود . هنگامی که حضرت سیدالشهدا به سوی مکه رفت او هم از کوفه به طرف مکه روانه شد و در هنگام نمازها ، مؤذن آن حضرت بود . وی در روز عاشورا از امام اجازه جهاد گرفت و روانه میدان شد و بعد از ساعتی نبرد با کوفیان در حالی که آغشته به خون بود خدمت آن حضرت رسید و پس از ذکر مطالبی مجددا به صحنه کار زار برگشت و بعد از دلاوری بسیار به شهادت رسید .
مسلم بن عَوسَجه
مسلم از اصحاب وفادار امیر المومنان علی (ع) بود که در تمامی جنگهای آن حضرت شرکت داشت و در کربلا نیز به یاری امام حسین (ع) آمد و جان خود را فدای دین کرد . وی در روز عاشورا با رشادت بسیار به جنگ با یزیدیان پرداخت و پس از ساعتی مبارزه از شدت جراحات بر زمین افتاد . در این هنگام امام حسین (ع) به بالینش آمد و فرمود : رحمت خدا بر تو باد ای مسلم و آیه 23 احزاب را تلاوت نمودند .
وهب بن وهب
وهب ، مردی مسیحی بود که به همراه مادر و همسرش توسط امامحسین(ع) به دین اسلام گروید . از شب دامادی وی تا روز عاشورا ، بیش از 17 روز نگذشته بود . وی عاشقانه به میدان جنگ شتافت و با شجاعت به نبرد با دشمنان پرداخت و پس از مبارزهای سخت به شهادت رسید و یزیدیان سرش را از تن جدا کردند و به سوی سپاه امامحسین (ع) پرتاب کردند . مادر وهب که شیرزن نترسی بود سر فرزندش را برداشت و بوسید و گفت : سپاس خدایی را که روی مرا به شهادت تو در پیش حسین (ع) سفید کرد . آن گاه به کوفیان رو کرد و گفت : ای مردم با وفا ، گواهی میدهم که مسیحیان ویهودیان بر شما شرف دارند .
هَفهاف راسِبی
هفهاف راسبی از شجاع ترین و دلاورترین مردم بصره بود که در جنگهای زیادی در رکاب حضرتعلی (ع) و امام حسن (ع) جنگیده بود . وی هنگامی که شنید امام حسین عازم کوفه شده از بصره خارج شد و به سوی کربلا حرکت کرد . در عصر عاشورا به کربلا رسید و به عمر سعد گفت : مولای ما حسین (ع) کجاست ؟ گفتند : تو کجا بودی و چه کسی هستی ؟ گفت من هفهاف راسبی بصری هستم . آنها گفتند : ما حسین را کشتیم و از برادران و فرزندان و یاران او کسی را باقی نگذاشتیم مگر یک بیمار و گروهی از زنان و دختران او را که اکنون لشکر عمر سعد به غارت آنها مشغول است . دنیا در نظر هفهاف تاریک شد و آهی کشید و به لشکر حمله کرد و جمعی را به هلاکت رساند و عده ای را مجروح کرد . پس از آن با فرمان عمر سعد لشکر وی را محاصره کردند و اسب او را از پای در آوردند ولی هفهاف از پای ننشست و با پای پیاده جنگید تا آنکه از شدت جراحات بر زمین افتاد و به شهادت نایل آمد .
مالک بن عبد بن سریع و سیف بن عبد بن سریع
مالک و برادرش سیف از قبیله همدان بودند که در کربلا به لشکر امام حسین (ع) پیوستند. در روز عاشورا از اظهار ناراحتی از تنهایی امام حسین (ع) با ایشان ، به دشمن حمله کردند و بعد از اینکه تعداد زیادی از یزیدیان را به هلاکت رساندند ، شربت شهادت را نوشیدند و به دیار دوست شتافتند .
ابو ثمامه
ابو ثمامه مردی دلاور و از یاران امیرالمومنان علی (ع) بود که در جنگ ها با آن حضرت شرکت می کرد . وی در روز عاشورا پس از ادای نماز آماده جان فشانی شد و سرگرم نبرد شدیدی با سپاه کفر شد و سرانجام بعد از مبارزه و جهاد و برداشتن زخمهای بسیار به دست پسر عمویش قیس بن عبدا... صائدی به شهادت رسید .
ابوالحتوف و سعد بن حرث
ابوالحتوف با برادرش سعد بن حرث مذهب خوارج داشتند و با عمر سعد برای جنگ با حضرت امام حسین (ع) به کربلا آمدند و تا روز عاشورا در لشکر عمر سعد بودند . هنگامی که اصحاب حضرت شهید شدند و صدای یاری خواهی حضرت بلند گردید ، آنها با خود اندکی تأمل کردند و در اینجا شمشیرهای خود را غلاف نموده وبه سوی امام رفتند و پس از پیوستن به امام حسین (ع) با دشمنان جنگیدند و جمعی از آنان را به هلاکت رساندند و عده ای را نیز مجروح ساختند و سر انجام هر دو در یک مکان به شهادت رسیدند .
ابو الشعثاء الکندی
یزیدبن مهاصر معروف به ابوالشعثاء الکندی مردی شجاع شریف ، تیراندازی ماهر واز محدثان بود . ابوالشعثاء در روز عاشورا ابتدا سواره جنگید تا اینکه اسب او را کشتند . پس از آن در برابر مولایش امام حسین (ع) به دو زانو در آمد و صد تیر بر دشمن افکند که همه آنها به غیر از پنج تیر به هدف اصابت کرد . سپس وی به میدان رفت و پس از رجزخوانی و مبارزه بی امان با دشمن به شهادت رسید . نام وی نیز در زیارت ناحیه مقدسه وارد شده است : (السلام علیک یزید بن زیاد بن مهاصر الکندی )
اسلم بن عمرو
اسلم بن عمرو از نژاد ترک و قاری قرآن ، عالم ادبیات عرب و کاتب حضرتامامحسین(ع) بوده است . وقتی امام حسین (ع) از مدینه به سوی مکه حرکت نمود اسلم ملازم رکاب امام بود و با آن حضرت از مکه به کربلا رفت . در روز عاشورا پس از آنکه آتش جنگ افروخته شد وی رخصت جنگ خواست و پس از وداع با اهل حرم ، خود را بر صف سپاه مخالفان زد که پس از مدتی مبارزه بر اثر جراحات زیاد و شدت عطش بر زمین افتاد که امام حسین (ع) بر بالای سر او گریست و وقتی اسلم نگاهش به امام افتاد تبسمی نمود وبه شهادت رسید .
حضرت علی اکبر (ع)
حضرت علی اکبر ، یکی از فرزندان امام حسین (ع) است که دوسال پس از شهادت جدش ، علی بن ابی طالب (ع) به دنیا آمد . وی از نظر ظاهری و اخلاق خوب به پیامبر شباهت داشت و در نیکی ها زبانزد همگان بود . در روز عاشورا نیز مانند پهلوانی شجاع وارد میدان جنگ شد وبه مبارزه با دشمنان پرداخت و تعداد زیادی از کفار را به هلاکت رساند تا آنکه مُرَوَة بن منقذ فرصتی بدست آورد و شمشیری بر سرش زد که فرقش شکافته شد و ازاسب بر زمین افتاد .
عبدا... الرّضیع (علی اصغر )
عبدا... در مدینه متولد شد و خواهرش سکینه بود . در روز عاشورا هنگامی که حضرتامام حسین (ع) علی اصغررا به روی دستان خویش گرفته بود یکی از لشکریان یزید به نام حرملةبن کاهل، تیری به سوی آن طفل پرتاب کرد که به او اصابت نمود و باعث شد آن کودک به شهادت برسد .
حضرت قاسم (ع)
قاسم فرزند حسنبنعلی (ع) هنگام شهادت 14 سال داشت . او کشته شدن در راه خدا را شیرین تر از عسل میدانست . در روز عاشورا نیز به میدان رفت و توسط مردی به نام عمر بن سعد ازدی به شهادت رسید .
عون بن علی بن ابیطالب
عَون نیز یکی از یاران و صحابه امام حسین (ع) بود که در روزعاشورا توسط مردی به نام خالد بن طلحه به شهادت رسید . وی در آخرین لحظات عمرش (بسم ا... و با... و علی مِلِّةِ رسول ا... ) را زمزمه میکرد .
محمد بن ابی سعید بن عقیل بن ابیطالب
محمد بن ابی سعید کودکی هفت ساله بود . هنگامی که امام حسین شهید شد و لشکر یزید به خیمه ها هجوم آوردند سواری سوار بر اسب شمشیری به پهلوی آن طفل زد و او را شهید کرد .
نتايج قيام حسينى ( امام حسین (ع) )
نتايج قيام حسينى

1ـ درهم شكستن اركان مخوف دين سالارى ساختگى اُمَوى كه امويان و يارانشان سلطه سلطنتى خود را بر آن استوار ساخته بودند و رسوا ساختن حاكمان تبهكار بنىاميّه كه پيوسته در صدد اِحياى نظام جاهلى بودند.
2ـ بيدار كردن وجدانهاى خفته : شهادت فجيع امام حسين(عليه السلام)در كربلا موجى شديد از احساس گناه در وجدان مسلمانانى كه او را يارى نكردند برانگيخت.
اين احساس گناه دو جنبه داشت: از يك طرف آنها را وادار مىساخت كه گناهى را كه مرتكب شده اند با كفّاره بشويند و از طرف ديگر به كسانى كه آنها را به ارتكاب چنين گناهى واداشته بودند، كينه و نفرت بورزند.
به طورى كه انگيزه قيام توّابين همان كفّاره يارى نكردن امام حسين(عليه السلام)، و انتقام گرفتن از امويان بود.
مقدّر چنين بود كه آتش اين احساس گناه، پيوسته برافروخته ماند و انگيزه انتقام از بنىاميّه در هر فرصت به انقلاب و قيام بر ضدّ ستمگران منتهى گردد.
3ـ ارائه اخلاق جديد : قيام امام حسين(عليه السلام) موجب آن گرديد كه در جامعه، نوعى اخلاق بلند نظرانه پديد آيد.
امام(عليه السلام) و فرزندان و يارانش در قيام بر ضدّ بنىاميّه، اخلاق عالى اسلامى را با همه صفات و طراوت آن نشان دادند.
آنان اين اخلاق را بر زبان نياوردند، بلكه با خون خود آن را مسجّل ساختند.
مردم عادى قبايل عادت كرده بودند كه دين و وجدان خود را به بهاى اندك بفروشند و در برابر ستمكاران گردن خم كنند تا از عطاهاى آنان بهره مند گردند.
هدف مسلمانان عادى همان زندگى روزمرّه شخصى بود و تنها به زندگانى خويش مىانديشيدند.
در آنان، دردهاى اجتماعى تأثيرى نداشت، به قول شاعر :از درد سخن گفتن و از درد شنيدن با مردم بىدرد ندانى كه چه دردى است!تنها كوشش آنان اين بود كه دسترنج خويش را حفظ كنند و به توجيهات رهبران رام باشند، مبادا نامشان از فهرست حقوق بگيران حذف شود، لذا در مقابل جور و ستمى كه مىديدند، خاموشى مىگزيدند و تمام تلاش آنها اين بود كه مفاخر قبيله اى خود را بازگو كنند و سنّتهاى جاهلى خويش را زنده سازند.
اصحاب حسين(عليه السلام) مردمى ديگر بودند كه در سرنوشت خويش با امام همراه شدند و با اين كه داراى زن و فرزند و دوستانى بودند و از بيت المال هم حقوقى دريافت مىنمودند و زندگانى نسبتاً راحتى داشتند و مىتوانستند از لذّت هاى حيات برخوردار گردند، از همه اينها چشم پوشيدند و براى نثار جان در راه حسين(عليه السلام) با ستمگران به ستيز برخاستند.
براى بيشتر مسلمانان آن روز، اين نكته بسى جالب بود كه يك انسان بين زندگانى زبونانه و مرگ شرافتمندانه، مرگ با عزّت را بر زندگى با ذلّت ترجيح دهد.
براى مردم اين نمونه اى عالى و شگفت انگيز بود.
چنان خصلتى وجدان هر مسلمانى را تكان مىداد و او را از خواب سنگين و طولانى راحت طلبى و فرصت طلبى و بيدار مىكرد تا زندگى اسلامى شكلى ديگر گيرد; شكلى كه سالها پيش از قيام حسين(عليه السلام)از ميان رفته بود.
قيام امام حسين(عليه السلام) پس از ديرى خاموشى، از نو موجب برانگيختن روح مبارزه جويى گرديد و اين چنين قيام حسينى و كربلاى خونين او، همه سدّهاى روحى و اجتماعى را كه مانع قيام و انقلاب مىشد، درهم فرو ريخت.
قيام حسين(عليه السلام) به مردم اين درس را آموخت كه به آنان بگويد: تسليم نشويد، انسانيّت خود را مورد معامله قرار ندهيد، با نيروى اهريمن بجنگيد، و همه چيز را در راه تحقّق آرمانهاى اسلام محمّدى(صلى الله عليه وآله وسلم) فدا سازيد.
قيام حسينى در وجدان گروه بسيارى از مردم اين انديشه را برانگيخت كه با حمايت نكردن از حسين(عليه السلام) مرتكب گناه شده اند و بايد كفّاره بپردازند و كفّاره آن جز مبارزه با حاكمان جور و ظلم و ريشه كن نمودن بنياد فاسد استبداد، چيز ديگرى نيست.
اين گونه پس از نهضت حسينى(عليه السلام)، در مكتب، روح انقلاب دميده شد و مردم در انتظار رهبرى قاطع بودند و هرگاه پيشگامِ ظلم ستيزى را مىيافتند بر ضدّ حكومت بنىاميّه دست به انقلاب مىزدند.
در همه اين انقلابها، شعار انقلابيون، خونخواهى حسين(عليه السلام)بود.
انقلاب توّابين و انقلاب مردم مدينه و قيام مختار ثقفى در سال 66 هجرى و انقلاب زيد بن على بن حسين(عليه السلام) در سال 122 هجرى، نمونه هايى از ظلم ستيزى است كه همه آنها ريشه در حركت و قيام بىنظير حسينى(عليه السلام)دارد.
در اين انقلابها مسلمانان پيوسته به دنبال آزادى و عدالت بودند ـ كه حكومتكنندگان آن را خفه كرده بودند ـ و تمام اين تحرّكات به بركت تحرّك و قيام حسينى بود.
و اين گونه حسين(عليه السلام) درس حريّت و آزادگى و استقلال و ظلم ستيزى را تا دامنه قيامت به همه انسانها آموخت.
سخنان حضرت ابىعبداللّه الحسين، بهترين معرّف هدف والاى آن حضرت است، از سرتاسر كلمات حضرتش نداى انسان دوستى و حريّت و عدالت و ظلم ستيزى و مقاومت در برابر جور حاكمان زر و زور به گوش مىرسد.
هدف قيام ( امام حسین (ع) )
هدف قيام

هدف قيام امام حسين(عليه السلام) را به آسانى و بدون تكلّف مىتوان از سخنان آن حضرت استنباط كرد.
آن گاه كه امام(عليه السلام) بر اثر تهاجم عمّال حكومت ناچار شد از مدينه خارج گردد، در ضمن نوشته هاى، هدف حركت خود را چنين شرح داد:
1 ـ «إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب»; يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم.
مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.»در اين سخن چند نكته مهمّ، شايان توجّه است:1 ـ اصلاح امّت، 2 ـ امر به معروف و نهى از منكر، 3 ـ تحقّقِ سيره و روش پيامبر و على(عليهم السلام).
2 ـ آن حضرت در مقام ديگرى فرموده است:«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سِلْطان وَلاَاِلْتماسًا مَنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلكِنَّ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَنَظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مَنْ عِبادِكَ ويُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَسُنَنِكَ وَأَحْكامِكَ.»«بار خدايا! تو مىدانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نبوده، بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم، تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.»در اين سخن هم چند نكته قابل توجّه است:1 ـ برگرداندن نشانه و علائم دين به جاى اصلى خود،2 ـ اصلاحات در همه شهرها،3 ـ ايجاد امنيّت براى مردم،4 ـ فراهم ساختن زمينه عمل به واجبات و مستحبّات و احكام الهى.
3 ـ در برخورد با سپاه حرّ بن يزيد رياحى فرمود:«أَيُّهَا النّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوااللهَ وَتَعْرِفُوا الْحَقَّ لاَِهْلِهِ يَكُنْ أَرْضى للهِ وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله وسلم) أَوْلى بِوِلايَةِ هذا الاَْمْرِ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَالسّائرينَ بِالْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ.»«اى مردم اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود.
و ما اهل بيت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيانِ نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايسته تريم .»
4 ـ و نيز در مقام ديگر فرمود:«إِنّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ الْمُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ.»«ما اهل بيت به حكومت و زمامدارى ـ نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كرده اند ـ سزاوارتريم.»از اين دو بخش از سخن امام(عليه السلام) نيز به وضوح استفاده مىشود كه آن حضرت خود را شايسته رهبرى و زمامدارى بر مردم مىداند، نه يزيد فاسد و دستگاه جائر او را.
بنابراين، هدف امام حسين(عليه السلام) در اين قيام ، تحقّقِ كاملِ حقّ بوده است.
امورى كه آن حضرت به عنوان فلسفه قيامش به آنها اشاره مىكند، از قبيل: اصلاح امّت، امر به معروف و نهى از منكر، تحقّق سيره پيامبر و على، برگرداندن علائم و نشانه هاى دين به جاى خود، اصلاحات در شهرها، امنيّت اجتماعى، فراهم ساختن زمينه اجراى احكام، همه و همه اين امور، زمانى قابل تحقّق و اجراست كه ولايت و حكومت در مجرا و مسير اصلىاش قرار گيرد و به دست امام(عليه السلام)بيفتد; لذا فرمود: «ما اهل بيت شايسته اين مقاميم نه متصرّفانِ متجاوز و جائر».
پس هدف نهايى آن حضرت، تشكيل حكومت اسلامى بر اساس سيره پيامبر و على بوده است; كه در پرتو آن، احكام الهى اجرا مىشود و نشانه هاى دين آشكار و شهرها اصلاح و امنيّت پابرجا و امر به معروف و نهى از منكر انجام، و سيره و سنّت پيامبر و على متحقّق، و در نتيجه كار امّت اصلاح مىگردد.
نكته شايان توجّه اين كه تلاش خالصانه براى تشكيل حكومت اسلامى كه منبع و منشأ تمام خيرات و بركات است ـ و شعبه مهّم ولايت على و آل على(عليه السلام) هم كه همان قبول حاكميّت و پذيرش تفسير آنان از دين است ـ غير از حكومت و سلطنت استبدادى و رياست طلبى و كشورگشايى بر اساس هواهاى نفسانى است كه منشأ تمام مفاسد و شُرور است.
پرتوى از سيره و سيماى سالار شهيدان(عليه السلام) ( امام حسین (ع) )
پرتوى از سيره و سيماى سالار شهيدان(عليه السلام)

ميلاد با بركت حضرت ابى عبداللّه الحسين(عليه السلام)، دومين فرزند امام على و فاطمه زهرا(عليهما السلام) بنا بر مشهور، روز سوم شعبان سال چهارم هجرى در مدينه بوده است.
پس از ولادت، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نام وى را «حسين» گذاشت، آن گاه او را بوسيد و گريست و فرمود: تو را مصيبتى عظيم در پيش است، خداوندا! كشنده او را لعنت كن! آن حضرت به مصباح الهدى و سفينة النّجاة و سيّد الشّهداء و ابوعبداللّه معروف است.
مسعودى مىنويسد: امام حسين(عليه السلام) مدّت هفت سال با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)بود و در اين مدّت، آن حضرت خود متصدّى غذا دادن و علم و ادب آموختن به امام حسين(عليه السلام)بود.
شدّت علاقه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به حسين(عليه السلام) به قدرى بود كه كوچكترين ناراحتى او را نمىتوانست تحمّل كند.
روزى پيامبر از در خانه فاطمه(عليها السلام) مىگذشت، صداى گريه حسين را شنيد، وارد خانه شد و به دخترش فرمود: مگر نمىدانى كه گريه حسين در من چقدر مؤثّر است، آن گاه طفل را بوسيد و گفت:«خداوندا! من اين كودك را دوست دارم تو نيز او را دوست بدار.»حديث معروف «حُسَيْنٌ مِنّى وَ أَنـَا مِنْ حُسَيْن، أَحَبَّ اللّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً، حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الاَْسْباطِ.»
; يعنى: «حسين از من است و من از حسينم، خداوند دوست دارد كسى را كه حسين را دوست مىدارد، حسين سبطى از اسباط است.» موردِ قبول شيعه و سنّى است.
حسين بن على(عليه السلام) مدّتِ شش سالِ دوران كودكىاش را با پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)سپرى كرد و پس از رحلت آن بزرگوار، مدّت سى سال در كنار پدرش على(عليه السلام) به سر برد و در همه حوادث پرتلاطم دوران آن حضرت حضورى پرتلاش داشت.
پس از شهادت اميرمؤمنان(عليه السلام) ده سال تمام همراه و همگام با برادر عزيزش امام حسن(عليه السلام)زندگى كرد و پس از شهادت برادر در سال 50 هجرى، به مدّت ده سال، به ارزيابى حوادث زمان پرداخت و بارها به معاويه پرخاش كرد و پس از مرگ او در برابر حكومت يزيد، شجاعانه ايستادگى و از بيعت با او خوددارى كرد، تا اين كه در محرّم سال 61 هجرى به همراه گروهى از بستگان و ياران باوفايش، در سرزمين كربلا به شهادت رسيد.
حسين بن على(عليه السلام) نمونه كامل يك انسان برجسته و متشخّص بود و نام حسين در اذهان، همراه با شجاعت و ظلم ستيزى و جوش و خروش بر ضدّ هر گونه ستم و تبعيض است.
در دوران پنج سال حكومت پدر با او همكارى مىكرد و در پى چاره مىگشت كه پيش از آن كه امّت، نَفَسِ واپسين را برآورد، نفحه حياتى در او بدمد و در تاريخ طرحى نو دراندازد.
سال شصتم به پايان نرسيده بود، امام حسين(عليه السلام) ديد كه مردم در مقابل برادرش امام حسن(عليه السلام) از نفس افتاده و هرچه از باقيمانده مكتب در ميانشان بوده از آنها دور گرديده و توده مردم، خود را در گلوى گشاد بنىاميّه انداختهاند.
امام احساس كرد كه براى به حركت درآوردن امّت، ديگر خطابه و سخنرانى حماسى كافى نيست، بلكه بايد اراده شكست خورده امّت را به پذيرفتن فداكارى وادارد و آنان را بر ضدّ باطل بشوراند تا زمينه تحقّقِ حقّ را فراهم سازد و در اين راه، با فداكارى منحصر به فرد خود، براى حال و آينده معيارى ارزشمند و ثابت بر جاى نهاد.
امام حسين عليه السلام از نگاه دکتر شريعتى ( امام حسین (ع) )
امام حسين عليه السلام از نگاه دکتر شريعتى

|
|
| ||
|
|
| ||
|
|
| ||
|
|
| ||
|
|
| ||
|
|
| ||
|
| |||
دكترعلى شريعتى متفكر و انديشمندى بود كه در يك دوره تاريخى، تأثير فزايندهاى بر روى نهضت اسلامى گذاشت. شهيد دكتر بهشتى با اشاره بدين موضوع، حق مطلب را ادا مىكند:
«دكتر در طول چند سال حساس، هيجان مؤثرى در جوّ اسلامى و انقلاب اسلامى به وجود آورد و در جذب نيروهاى جوان درس خوانده و پر شور و پر احساس به سوى اسلام اصيل، نقش سازندهاى داشت و دلهاى زيادى را با انقلاب اسلامى همراه كرد. اين انقلاب و جامعه بايد قدردان اين نقش مؤثر باشد.»(1)
آثار دكتر شريعتى از فراز و فرودهاى بسيارى برخوردار است؛ برخى آثار وى همچون «اسلامشناسى متعهد با مخاطبهاى آشنا» و «تشيع علوى، تشيع صفوى» داراى ضعفهاى ساختارى و اساسى مىباشد، و برخى از آثار وى از جمله «علىعليه السلام»، «فاطمه، فاطمه است» و «نيايش» را بايد در رده كتاب هاى خوب و تأثيرگذار وى محسوب كرد.
برخى از سخنرانىها و نوشتههاى دكتر شريعتى در مورد شهادت امام حسينعليه السلام و حادثه كربلا، از جمله آثار خوب وى به شمار مىرود. در اين نوشتار سعى خواهيم نمود به حدّ وسع خود، ديدگاه دكتر شريعتى را در اين موارد به تصوير كشيم:
|
شهيد در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستين و امين و هم چنين به معنى آگاه و نيز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشمها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است. |
نوع فهم دكتر شريعتى از مفهوم عالى شهيد، برداشتى خالص، عميق و ناب از فرهنگ اصيل اسلامى است. وى در تعريف كلمه «شهيد» مىگويد:
"شهيد در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستين و امين و هم چنين به معنى آگاه و نيز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشمها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است."(2)
«شهيد» زنده، جاويد، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخابگر و روزى خوار نعم الهى است و اين اصيلترين دريافت از متون و فرهنگ اسلامى به شمار مىرود، چنانچه قرآن كريم نيز بدان اشاره مىكند. دكتر شريعتى در جاى ديگر مىنويسد:
"شهيد، قلب تاريخ است؛ هم چنان كه قلب به رگ هاى خشك اندام، خون، حيات و زندگى مىدهد، جامعهاى كه رو به مردن مىرود، جامعهاى كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش، از دست دادهاند و جامعهاى كه به مرگ تدريجى گرفتار است، جامعهاى كه تسليم را تمكين كرده است، جامعهاى كه احساس مسئوليت را از ياد برده است و جامعهاى كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاريخى كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است؛ شهيد همچون قلبى، به اندامهاى خشك مرده بىرمق اين جامعه، خون خويش را مىرساند و بزرگترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل، ايمان جديد به خويشتن را مىبخشد. شهيد حاضر است و هميشه جاويد؛ كى غائب است؟"(3)
بخش فوق بيشتر رويكردى كربلايى دارد، بدين معنا كه دكتر با نگاه به شهيدان كربلا و فضاى حاكم بر آن، به وصف شهيد پرداخته است و الا هميشه اينگونه نيست كه در جامعهاى منحط و رو به عقب، سيماى تابناك شهيد رخ نمايد. شهداى جهادهاى نبى اكرم صلى الله عليه و آله و امام علىعليه السلام شاهد اين ادعاست. البته مرحوم شريعتى بدين موضوع پرداخته است كه در جاى ديگر بدان اشاره مىكنيم.
|
يكى از بهترين و حيات بخشترين سرمايههايى كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است. |
سخنانی از امام حسین (ع) ( امام حسین (ع) )
قال الحسین المظلوم(ع) :

1- آزاد کردن اسیر برکسانی واجب است که این اسیر برای منافع آنها جنگیده است .
دعائم الاسلام ج 1 ص 377
2- ای مردم ! هرکدام از شما که میتواند بر تیزی شمشیر و ضربات نیزهها صبر کند با ما قیام کند وگرنه از میان ما بیرون رود و خود را نجات دهد .
ینابیع المودة 406
4- راستگویی عزّت است و دروغگویی عجز و ناتوانی . راز ، امانت است و همسایگی، خویشاوندی ، یاری و کمک، صداقت و پاکدلی است و کار و عمل، تجربه ، و اخلاق نیک عبادت است و سکونت زینت و آرایش و طمع و آرزومندی فقر و گدائی و بخشش ، بینیازی و مدارا کردن ، نشانه عقل است .
تاریخ یعقوبی ج 2 ص 246
5- ای مردم ! با ارزشهای والای اخلاقی زندگی کنید ، و برای بدست آوردن سرمایههای سعادت شتاب کنید ، کار خوبی را که برای آن شتاب نکردید به حساب نیاورید ، ستایش را با کمک کردن به دیگران بدست آورید .
کشف الغمة ج 2 ص 29
6- ای مردم ! کسی که انفاق و بخشش کند بزرگوار است ، و کسی که بخل ورزد پست است ، و همانا بخشنده ترین مردم کسی است که به انسانی کمک کند که به او امیدی نداشته باشد و با گذشت ترین انسانها کسی است که به هنگام قدرت عفو کند .
کشف الغمة ج 2 ص 29
7- کسی که با مردم خوشرفتار باشد ، خدا نسبت به او خوشرفتار است و خدا نیکوکاران را دوست می دارد .
کشف الغمة ج 2 ص 29
8- هرکس در نیکی کردن به برادران خود شتاب کند فردا نتیجة آن را خواهد دید و کسی که برای خدا به برادر خود کمک کند خدا او را به هنگام نیازمندی پاداش می دهد و پیش از آنچه به دیگران کمک کرده بلاها را از او دور می سازد .
کشف الغمة ج 2 ص 29
9- کسی که در مشکلات سرگردان شده و نداند چه باید بکند ، و راه چارهای ندارد، کلید حل مشکلات او ، نرمی و مهربانی و مدارا کردن با مردم است .
اعلام الدین ص 298
10-کسی که دوست دارد و خوشحال است تا عمر او طولانی گردد ، و روزی او فراوان شود ، پس با خویشاوندان خود ارتباط داشته باشد .
1- عیون اخبار الرضا ج 2 ص 48 حدیث 157
2- بحار الانوار ج 74 ص 91 حدیث 15
11- ادب آن است که وقتی از منزل خود بیرون رفتی هر کس را که مشاهده کردی او را از خود بهتر بدانی .
دیوان امام حسین (ع) ص 99
(به نقل از جمال الخواطر ج 2 ص 75 )
12- ای مردم تقوای الهی داشته باشید ، خداوند بندگان را نیافرید مگر برای اینکه او را بشناسند . آنگاه که او را شناختند، پرستش کنند ، وقتی که پرستش کردند با پرستش او از پرستش دیگران بی نیاز شوند .
و شناخت خداوند به این است که مردم هر زمان رهبر خودشان را بشناسند «امامی که اطاعت او واجب است » تا بوسیلة رهبر ، خدا را بشناسند .
1- علل الشرائع ص 9 حدیث 1
2- بحارالانوار ج 5 ص 312 حدیث 1 و 23 و ص 83 حدیث 22 و ص 9 حدیث 40
13- اگر دنیا جز یک روز باقی نماند ، پروردگار قدرتمند و بزرگ ، آن روز را چنان طولانی خواهد کرد تا مردی از فرزندان من قیام کند و جهان را پر از عدل و داد نماید چنانکه پر از فساد و ستمکاری خواهد شد . من این چنین از رسول خدا (ص) شنیدهام.
1- کمال الدین ص 317 حدیث 4
2- بحار الانوار ج 51 ص 133 حدیث 5
جلوه هاي آزادگي و شکست ناپذيري عاشورا در نگاه دانشمندان ( امام حسین (ع) )
شکوه صلابت و آزادگي نهضت عزّت ساز عاشورا در نگاه دشمن
جلوه هاي آزادگي و شکست ناپذيري عاشورا در نگاه دانشمندان
نهضت عزّت آفرين عاشورا از آغاز تا انجام و تا هماره تاريخ، دانشگاه عزّت و صلابت و چشمه سار شکوه و آزادگي است، و در منطق و پيام، موضعگيري و روشنگري، ديدار و خطبه، سند و نامه و هر پيک و سفيرش گوهر کمياب عزّت و آزادگيِ مورد نظر قرآن و پيامبر و همه آزادمنشان ـ از هر مذهب و تاريخي ـ موج مي زند.
اين دريافت، نه تنها دريافت و باور دوست و آشنا، بلکه هر پژوهشگر بي طرف و بيگانه و حتي مخالف نيز هست; براي نمونه:
1ـ دانشمند نامدار اهل سنت «ابن ابي الحديد» در اين مورد نوشته است:
" سالار پرشکوه شکست ناپذيران روزگار و قهرمان کساني که در برابر ذلّت و تحقير سر فرود نياورده، و به عصرها و نسلها درس جوانمردي و شرافت و مرگ پر افتخار را زير سايه شمشيرهاي آخته داد، و آن را بر سازش با بيداد و فريب برگزيد، پدر يکتاپرستان گيتي حسين(عليه السلام)، فرزند رشيد علي(عليه السلام) است. استبدادگران اموي به آن شخصيت تسخير ناپذير و يارانش امان دادند، امّا او بدان دليل که نمي خواست در برابر ذلّت و بيداد سر خم کند، و نيز بيم آن داشت که اگر با پذيرش امان نامه کشته هم نشود، ذلّت بر او و ديگر آزاد منشان رهرو راهش از سوي «عبيد» و ديگر خودکامگان سياهکار و حقير تحميل گردد، مرگ پر عزّت و افتخار را بر زندگي ذليلانه برگزيد"
2ـ شاعر دانشمند «ابونصر سعدي» از سرايندگان نامدار قرن چهارم در وصف آزادگي و عزّتمندي حسين(عليه السلام) از جمله چنين مي سرايد:
الْحسينُ الَّذِي رَأي الْمَوتَ فِي الْعِزِّ *** حَياةً وَالْعِيشَ فِي الُّذلِ قَتْلاً ...[1]
"حسين (عليه السلام) همان کسي است که مرگ با عزّت و آزادگي را زندگي حقيقي مي نگريست و زندگي باذلّت و حقارت را مرگ "
3ـ از «مصعب بن زبير» آوردهاند که وقتي «سکينه» دخت آزاده حسين(عليه السلام) و همسر ارجمند خويش را اندوهزده ديد، گفت:
"لَمْ يَبْقِ اَبُوکِ لِابْنِ حُرّة عُذْراً." [[2
" پدرت حسين (عليه السلام) ديگر براي هيچ آزادمنش و آزادي خواهي عُذر سکوت و سازش با استبداد و ذلّت را باقي نگذاشته است! "
4ـ نيز پس از فروپاشي ياران و همراهانش هنگامي که ديد ديگر يار و ياوري ندارد، به خواندن اين شعر حماسي پرداخت:
فإِنَّ الْأُلي بِالطَّفِّ مِنْ آلِ هاشِمِ *** تَأَسَّوا فَسَنُّوا لِلْکِرامِ التّأَسِّيا[3 [
" آن پيشتازان راه آزادي و عدالت که در کرانه هاي فرات در برابر استبداد و تحميل سرفرود نياوردند، براي همه صاحبان عزّت و شرف، نمونه و الگوي جاودانه اي به يادگار نهادند و به صورت آموزگار و مقتداي شکست ناپذير براي همه آزادمنشان جلوه کردند."
شناسنامه مسلم بن عقیل علیه السلام ( امام حسین (ع) )
شناسنامه مسلم بن عقیل علیه السلام
جناب مسلم بن عقیل بن ابیطالب بن عبدالمطلب بن هاشم برادرزاده حضرت علی علیه السلام است. مسلم همسر رقیه دختر حضرت علی علیه السلام است که مادرش کلبیه بود. وی به سال 60 ه.ق شهید گشت و از اجله بنیهاشم و کسی است که سید الشهداء او را به لقب ثقه ملقب فرموده. وی صاحب رأی و علم و شجاعت بوده و در مکه اقامت داشت. چون مردم کوفه اطاعت خود را نسبت به امام حسین علیه السلام اعلام داشتند. حسین بن علی او را روانه کوفه ساخت که به نام آن حضرت از اهالی کوفه بیعت بگیرد . اما یزید، عبیدالله بن زیاد را به حکومت کوفه فرستاد و عبیدالله مردم را از بیعت حسین علیه السلام منع و آنان را متفرق کرد و مسلم را به شهادت رساند.
مأموریت خطیر مسلم در سفر به کوفه، تحقیق درباره این بود که آیا عموم بزرگان و خردمندان شهر، آماده پشتیبانی از امام حسین علیه السلام و عمل به نامه هایی که نوشته اند هستند یا نه؟ مسلم شبانه وارد کوفه شده، به منزل یکی از شیعیان مخلص رفت. خبر ورود مسلم در شهر طنین انداز گردید و شیعیان نزد او رفت و آمد و با امام علیه السلام بیعت می کردند. در تاریخ آمده که دوازده، هجده و یا به نقل از ابن کثیر، چهل هزار نفر با مسلم بیعت نمودند.
نامه مسلم در کوفه به امام حسین علیه السلام
مسلم پس از چهل روز بررسی اوضاع کوفه، نامه ای به این مضمون به امام حسین علیه السلام نوشت:«آنچه می گویم حقیقت است.اکثریت قریب به اتفاق مردم کوفه آماده پشتیبانی شما هستند؛ فورا به کوفه حرکت کنید». امام که از احساسات عمیق کوفیان با خبر شده بود، تصمیم گرفت به سوی این شهر حرکت کند.
ورود ابن زیاد به کوفه
ابن زیاد به همراه پانصد نفر از مردم بصره، در لباس مبدّل و با سر و صورت پوشیده وارد کوفه شد.مردم که شنیده بودند امام علیه السلام به سوی آنان حرکت کرده، با دیدن عبیداللّه گمان کردند آن حضرت وارد کوفه شده است. لذا در اطراف مرکبش جمع شده، با احساسات گرم و فراوان به او خیر مقدم گفتند. پسر زیاد هم پاسخی نمی داد و همچنان به سوی دارالاماره پیش می رفت تا به آنجا رسید. نعمان بن بشیر(حاکم کوفه) که گمان می کرد او امام حسین علیه السلام است، دستور داد درهای قصر را ببندند و خود از بالای قصر صدا زد: از اینجا دور شو. من حکومت را به تو نمی دهم و قصد جنگ نیز با تو ندارم. ابن زیاد جواب داد: در را باز کن. در این لحظه مردی که پشت سر او بود صدایش را شنید و به مردم گفت: او حسین علیه السلام نیست، پسر مرجانه است. نعمان در را گشود و عبیداللّه به راحتی وارد دارالاماره کوفه شد و مردم نیز پراکنده گشتند.
هانی بن عروه
مسلم می دانست دیر یا زود عبیداللّه کوچه به کوچه و خانه به خانه به دنبال او خواهد گشت و درصدد دستگیری و قتل او بر خواهد آمد. لذا تصمیم گرفت جای خود را عوض کند و به خانه کسی برود که نیروی بیشتری در کوفه دارد، تا بتواند از نفوذ و قدرت او برای ادامه کار و مبارزه با حکومت ستمگر استفاده کند. به همین منظور خانه هانی بن عروه را برگزید و هانی نیز به رسم جوانمردی، به او پناه داد. هانی بن عروه، از بزرگان کوفه و اعیان شیعه بوده، از اصحاب پیامبر (ص) به شمار می آید.
نوحه ای که امیر محمد خواند ( امام حسین (ع) )
سلام به همه شما عزیزان که می دونم این روزا با اون زنجیرهای کوچولویی که تو دستاتون می گیرین، پا به پای بزرگترهاتون تو مراسم عزاداری امام خوبمون، امام حسین علیه السلام شرکت می کنین.
مثل امیر محمد، دوست کوچولوی عمو پورنگ که اونم این روزا عزاداره و به مناسبت فرا رسیدن این ایام یه نوحه خیلی قشنگ خونده.
تو هم می تونی باهاش بخونی.
آقامون دلبره
دلها رو می خره
کربلا می بره
با اون نسیمی که داره عطر گل یاس
آقامون می دونه
این دل دیوونه
دوست داره بخونه
میون بین الحرمین روضه عباس
کاش، دلامون یه بار دیگه بشه خدایی
کاش، هممون یه روز بشیم کرب و بلایی
ویژگی های امام حسین (ع) ( امام حسین (ع) )
ویژگی های امام حسین (ع)

الف) ویژگی های وراثتی
1- طیب الولاده
« اشهد انک کنت نوراً فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره لم تنجسک الجاهلیه بأنجاسها و لم تلبسک من مدلهمات ثیابها گواهی می دهم که تو نوری بودی در اصلاب (پشت های ) با شخصیت و شامخ و رحم های پاک که پلیدی های دوران جاهلیت تو را پلید نکرد و جامه های درهم و برهم را بر تو نپوشاند. 16
2- تربیت خانوادگی
تربیت همراه با محبت: یعلی عامری می گوید: حسین ع را دیدم که در سن کودکی با بچه ها بازی می کرد . پیامبر ص از راه رسید حضرت در مقابل مردم دستها را گشود تافرزند را در بغل بگیرد که حسین خنده کنان این طرف و آن طرف فرار می کرد تاسر انجام به او رسید سر او را در دست گرفت و لبان او را بوسید.
3- پنجمین فرد افراد کساء
روایات فراوانی در مورد حدیث کساء وارد شده که از همه آنها استفاده می شود که پیامبر ص علی ، فاطمه، حسن و حسین : را فرا خواند و یا به خدمت او آمدند. پیامبر عبایی بر آنها افکند و گفت:« خداوندا اینها کن. در این هنگام آیه« انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ...» نازل گردید.» 2
4- وارث پیامبران
خداوند متعال پیامبران را برگزیده و آنها با علم الهی و امدادهای غیبی ماموریت داشتند مردم را از جهل و گمراهی به سوی نور و سعادت راهنمایی و رهبری کنند و این ارث آنها بود که به امام حسین ع رسید:
السلام علیک یا وارث آدم صفوه الله
خط هدایت بشر از روز اول و همراه با آفرینش انسان آغاز شده است و همچنان تا پایان ادامه خواهد داشت و این مسیر همواره با خون و شهادت و ایثار و گذشت همراه بوده است.
ب) ویژگیهای اعتقادی
5- معرفه الله
از امام صادق ع نقل شده که فرمودند : « از پدرم شنیدم هنگامی که جنگ بین امام حسین ع و عمر سعد درگرفت ، خداوند امدادهای غیبی را برای امام حسین ع فرستاد تا جایی که فرشتگان بال های خود را بر سر او گشودند و اختیار و انتخاب با او بود که لقاء الله را انتخاب کند یا پیروزی را، ولی او لقاء خداوند را برگزید». 17
6- عبودیت
در زیارت امام ع می خوانیم :
اشهد انک عبدت الله مخلصا حتی اتیک الیقین : شهادت می دهم که تو تا پایان عمر با اخلاص بندگی خدا را کردی. 3
آفات مداحي ( امام حسین (ع) )
آفات مداحي
"حضرت آية الله مکارم شيرازي"
مقدمه
مداحان اهل بيت سرمايه عظيمي در دست دارند که بايد در حفظ آن کوشا باشند. مداحي مي تواند احساسات عاشورايي را بسيج کند و اهداف امام حسين(ع) را در قالب شعر در دلهاي عزاداران به خصوص جوانان جاي دهد. به همين خاطر ائمه(ع) فرمودند: "لک بيت بيت في الجنه." اما اين سرمايه ممکن است دچار آفاتي شود که به مواردي از آنها اشاره مي کنيم:
1- خارج بودن اشعار از زبان "قال" يا زبان "حال"
توجه داشته باشيد که اشعاري که ميخوانيد از زبان قال يا زبان حال خارج نباشد. زبان قال يعني مطلب مدرک معتبري داشته باشد و زبان حال يعني واقعاً حال امام حسين(ع) و اصحابش اقتضاي اشعاري که مي خوانيد داشته باشد. بايد شأن و منزلت امام حسين(ع) در محتواي اشعار حفظ شود. مثلاً وقتي مي شنويم مداحي خطاب به امام حسين(ع) ميگويد:" يقين دارم که در دل آرزويي به جز دامادي اکبر نداري"! عاشورا از آن علو مقامش چقدر پايين مي آيد؟! اين مداح نه تنها بر خلاف تاريخ حرف زده، چرا که آن حضرت ازدواج کرده بود، بلکه خودش را جاي امام حسين(ع) حساب کرده و در واقع فکر و آرزوي خودش را بر زبان مي آورد. و يا مداحي درباره امام زمان(ع) مي گويد: نمي دانم تو آواره ي کدام بيابان هستي که من هم در آن آواره شوم. امام زمان(عج) که آواره نيست، آن حضرت در ميان ما است، در ميان محبان و شيعيان است. البته جا دارد از اشعار بعضي از شاعران متعهد معاصر قدرداني کنم که اشعار بلندي سروده اند و مداحان عزيز از اشعار بلند آنها استفاده کنند. به هر حال الحمدلله مداحاني با فکر بلند داريم که اشعار بسيار زيبايي مي خوانند و اهداف مقدس امام حسين(ع) و مکتب اهل بيت و عشق به امام زمان(عج) را کاملاً پرورش مي دهند.
2- بيان مسايل غلوآميز
نبايد مسايلي بر زبان مداحان جاري شود که بوي غلو مي دهد. اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: "هلک في رجلان، محب غال و مبغض حال"؛ "دو گروه درباره من هلاک شدند، آنها که غلو مي کنند و ما را برتر از مقاممان معرفي مي کنند و همچون خداوند مي ستايند و دشمناني که العياذبالله به ما لعن مي کنند." از اين که اين دو گروه همسنگ هم قرار داده شدند، معنايش اين است که هر دو گروه در اشتباه ميباشند. گاهي از گوشه و کنار زمزمههايي مي شنويم که خيلي زننده است، "لا اله الا فاطمه الزهرا، يا لا اله الا زينب" کسي که اين سخن را مي گويد اگر بفهمد که چه مي گويد استکاني که از آن چاي مي خورد را بايد آب کشيد. اين حرفها علاوه بر اين که خلاف تعليمات اسلام است، اگر به گوش دشمنان برسد، که اين روزها راحت منتقل مي شود – ميگويند اين که ما مي گفتيم شيعيان کافرند، دليلش اين سخنان است. البته ممکن است اين ذاکرين بي اطلاع باشند که بايد پيش کسوتهاي مداحان و وعاظ محترم آنها را راهنمايي کنند.
در نام گذاري هيئتها هم دقت شود. بعضي نام "ديوانگان امام حسين" را بر هيئت خود مي گذارند که وقتي مختصرش ميکنند ميشود هيئت ديوانگان! به جاي اين اسامي که آثار بدي دارد، نام "عاشقان"، "فدائيان"، "دلدادگان" و "خادمان امام حسين" را انتخاب کنيد.
|
نبايد در مجالس عزاداري گفته شود که در طول سال هر گناهي که مي خواهيد انجام دهيد اما در ايام محرم که عزاداري مي کنيد گناهان شسته مي شود! |
3- عدم بهرهمندي از آموزشهاي لازم
وعاظ محترم در حوزهها درس مي خوانند و پس از مرحله آموزش به وعظ مي پردازند. همان طوري که منبر، ترکيبي از علم و هنر است، مداحي هم همين طور است، لذا براي مداحي هم آموزش ديدن لازم است. مداحان هم بايد آگاهي و اطلاعات لازم را داشته باشند و هم اين هنر را داشته باشند که چگونه بخوانند. اگر فقط بخشهاي مربوط به هنرمندي را ياد بگيرند ولي از جنبه علمي آموزش نبييند، کم ميآورند و نميتوانند انجام وظيفه کنند. لذا خوب است مراکزي براي آموزش مداحان ايجاد شود و افراد عالم و شايسته آموزش دهند و افرادي که آگاهي لازم از مسايل اسلامي ندارند، وارد اين کار نشوند.
عزت اسلامى در پرتو قيام امام حسين (ع) ( امام حسین (ع) )
عزت اسلامى در پرتو قيام امام حسين (ع)

وجه تمايز شيعيان جهان در طول تاريخ اسلامي با ديگر مسلمانان الگوپذيري از امامان معصوم، و مقتدا قرار دادن اين رهروان راستين شريعت محمدي ـ صلي الله عليه و آله ـ و عشق و ايمان حقيقي به اين مشعلان فروزان جامعه بشري بوده است. به دليل اعتقاد به مشروعيت انحصاري امام معصوم و منصوص بود كه در نزد شيعه تا قبل از غيبت، تمامي قدرتهاي حاكم صراحتاً نامشروع تلقي مي?شوند و از زمان غيبت به بعد نيز سازش و همراهي با حكومت?هايي كه جامع شرائط نيابت از امام غايب نبوده?اند اگر نه ناممكن بلكه همواره دشوار بوده است. شيعيان همواره در اقتدا به امامان خويش در سازش?ناپذيري با حاكمان جور شهره بوده?اند و عزت و افتخار خود را در قيام بر عليه باطل جستجو مي?كرده?اند. در بررسي و تبيين بهتر اين مسئله توجه به دلايل قيام امام حسين ـ عليه السّلام ـ براي درك بهتر نوع الگوپذيري شيعيان از ايشان در كسب عزت و افتخار اسلامي ضروري است كه در اينجا با توجه به حفظ اختصار و عدم اطاله كلام تنها به ذكر دو نمونه اكتفا مي?كنيم:
1ـ انجام تكليف در سخت?ترين شرائط: اساسي?ترين عامل براي قيام امام حسين ـ عليه السّلام ـ انجام تكليف الهي و عمل به فريضة امر به معروف و نهي از منكر بوده است، علامه طباطبائي در تفسير آية، «فقاتل في سبيل الله لاتكلف الاّ نفسك و حرّض المؤمنين»[1] مي?فرمايند منظور از لا تكلّف الا نفسك اين است كه هر انساني مكلّف به انجام وظيفة خويش است زيرا خداوند خطاب به پيامبر مي?فرمايد اگر مردم در امر جهاد كندي و سستي كنند وظيفة شخصي تو به قوّت خود باقي است، تو خود به مقاتله بپرداز و البته وظيفة تو نسبت به ديگران ترغيب و تشويق آنان نيز خواهد بود.[2] بر اين اساس در جامعه اسلامي اگر هر كس تنها به وظيفة خود عمل كند و ديگران را نيز امر به معروف و نهي از منكر نمايد عزت و افتخاري از آن بالاتر در سربلندي آن جامعه متصوّر نخواهد بود. امام حسين ـ عليه السّلام ـ در نخستين گامهاي تاريخي خويش در پاسخ مروان بن حكم فرستاده يزيد براي اخذ بيعت از ايشان ضمن تشريح جايگاه خود و يزيد فرمودند:
«... و مثلي لا يبايع مثله»[3] «...فردي همچون من با فردي مثل يزيد بيعت نمي?كند...» نكته در اينجاست كه ايشان اين عدم بيعت را متعين در يك شخصيت خارجي خاص و منحصر به زماني خاص نمي?دانستند بلكه به اعتقاد ايشان هركس پيرو راستين ايشان باشد با فرد فاسقي همچون يزيد سازش نخواهد كرد بر اين اساس در هر زماني تكليف شيعيان در برابر يزيديان زمان روشن خواهد بود. امام در حين خروج از مدينه در وصيت نامه?اي كه به برادر گرامي?شان محمدبن حنفيه نوشتند پس از اقرار به وحدانيت الهي فرمودند: «... انّما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي اريد ان امر بالمعروف و انهي عن المنكر»[4] «...همانا خروج من براي طلب اصلاح در امت جدم و انجام امر به معروف و نهي از منكر بوده است.» كه در اين عبارت به خوبي فلسفه قيام ايشان و درسي كه شيعيان بايد از آن بگيرند مشهود است.
2ـ پاسداري از اسلام و امامت در كربلاء: نكته دوم در انگيزه قيام امام حسين ـ عليه السّلام ـ كه مي?تواند بهترين درس براي شيعيان ايشان باشد پاسداري از اسلام و امامت بود. هدف امام در پاسداري از اسلام مقابله با وضعيتي بود كه در ضمن آن حلال الهي حرام و حرام الهي حلال گرديده بود، حق و حقيقت قرباني هوي و هوسهاي هوسبازان شده و بطور كلي اسلام در معرض خطر بعدي قرار گرفته بود اين وضعيتي است كه در هر زماني رخ دهد تكليف مسلمانان بر قيام عليه باطل و احقاق حق براي پاسداري از دين اسلام تعلق خواهد گرفت، الگوي ديگر واقعه عاشورا پاسداري از مقام والاي امامت و ولايت بود كه اصحاب امام در شب عاشورا عليرغم اعلام رفع بيعت امام از ايشان با قلبي آكنده از عشق الهي و علاقه شديد به امام خويش ايستادگي و صلابت خود را در دفاع از مقام شامخ ولايت تا آخرين قطره خون اعلام داشتند و عزت و افتخار شهادت در راه حق را بر ذلت زندگي تحت حاكميت باطل ترجيح دادند.[5] اين بزرگترين درسي است كه ما در حادثه خونين كربلا مي?توانيم از ياران با وفاي امام بگيريم شب عاشورا كه به حق بايد آن را شب پاسداري از مقام امامت و ولايت ناميد بهترين ترجمان كسب عزت و افتخار جامعه اسلامي را در پيروي و حمايت قاطع از مقام ولايت مي?داند، شيعيان به حق آموخته?اند در موقعيتي كه كيان اسلام در معرض خطر قرار مي?گيرد همچون امام خويش تا آخرين لحظه كه خود و ياران و زنان و فرزندانش را در معرض شهادت و اسارت مي?ديد ولي هرگز حاضر به پذيرش ذلت زندگي تحت حاكميت ظلم نشد بلكه مرگ در اين راه را سعادت توصيف نمود،[6] آنان نيز با الهام از اين حادثه عزت و سربلندي خود را در پيروي از مقام ولايت و قيام عليه حاكمان طاغوت جستجو كنند. دشمنان انقلاب اسلامي با درك اهميت اين مسئله همواره سعي داشته?اند با تبليغات سوء و دشمني?هاي مكرر در اين پيوستگي بين رهبر و جامعه اسلامي رخنه ايجاد نمايند لكن تا زماني كه اتحاد و پيروي مردم از ولي فقيه جامعه اسلامي به قوت خود باقي است عزت و افتخار ايشان نيز محفوظ، و نظام اسلامي با شكوه و صلابت به راه خود ادامه خواهد داد «انشاء الله»
محمد ملك?زاده
[1] . سورة نساء، آية 84.
[2] . علامه طباطبائي،? تفسير الميزان، ج5، مركز فرهنگي رجاء، چاپ چهارم 1367، ص 41.
[3] . ناسخ التواريخ، ج1، ص 386.
[4] . همان، ج2، ص 9.
[5] . ر.ك: سيدهاشم رسولي محلاتي، زندگاني امام حسين ـ عليه السّلام ـ تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ سوم 1378، ص 393 به بعد.
[6] . «اني لا اري الموت الا سعادة و الحياة مع الظالمين الا برما» بحارالانوار، ج44 ص 381.
« محرم در ایران » ( امام حسین (ع) )
« محرم در ایران »

شهرستان هرند در استان اصفهان با قدمت بالای 2000 ساله
در شهرستان هرند از 7 روز قبل از محرم مراسم شروع می شود که مراسم قبل از محرم هرند اصطلاحا به هوی یا حسین و هوی یا حسن مشهور می باشد که تعدادی از مردم در کوچه های هرند قدم می زنند و امام حسن و امام حسین را صدا می زنند ( این مراسم از چند صد سال پیش در هرند اجرا می شده و می شود ) و در ایام 15 روز اول ماه محرم مراسم بسیار ویژه ای در هرند با حضور مداحان بزرگ ایران اجرا می گردد ( درضم در روزهای 10 و 11 محرم در هرند تعضیه هم برگزار می شود )
دامغان
در حسینیههای دامغان از ششم ماه محرم مراسم ویژهای تا روز عاشورا برگزار میشود .
عزاداران حسینی تمام علمها را سبزپوش و سیاهپوش میکنند و این کار با بستن پارچهها و دستمالهای نذری انجام میشود .
دستههای سینهزنی در شب تاسوعای حسینی گهواره نمادین حضرت علیاکبر (ع) را با خود حمل میکنند . در شهر نحلی در تکیه دباغان وجود دارد که قدمتی طولانی دارد و گفته میشود آب آن را به محل آورده است . مردم آن را با پارچه مخمل سیاهپوش میکنند و بیرون میآورند . زنان نیز عزاداری مخصوص خود را دارند که به (عشوری ) معروف است . این مراسم از هفت صبح شروع میشود و دو ساعت ادامه دارد .
مازندران
نوای غمین کرنا در روستاهای غرب مازندران ، نشانهای است از دعوت برای حضور در مراسم عزاداری به عدهای متشکل از پنج تا هفت نفر کرناچی به خصوص شبهای تاسوعا و عاشورا در حیاط مسجد دمبهدم هم میدهند و نوایی در رثای امامحسین (ع) سر میدهند .
دونفر از آنها آهنگ اصلی را با دمیدن در کرنا مینوازند و دیگر کرناچیان از آن دو پیروی میکنند . آنان تا زمانی که خستگی برایشان چیره نشده به این کار ادامه میدهند .
|
چک چکو در استبهال (استان فارس ) عصر عاشورا در استبهال حالوهوایی ویژه دارد . مردم این شهر مانند دیگر عاشقان در مناطق مختلف کشور به شیوه خود مراسم عزایحسین(ع) را برگزار میکنند . برگزاری آیین چک چکو در استبهال از دیر باز در این روزها مرسوم بوده و نوعی نمایش مذهبی است . عزاداران با در دست گرفتن دوسنگ (یا دو چوب ) به دور فردی که نوحه میخواند حلقه میزنند و با آهنگ او دستها را بالای سر میبرند ، دو بار سنگها را به هم میزنند و سپس از خم شدن ، دوباره آنها را بین پاها به یکدیگر میزنند . پس قدمی به جلو و بعد قدمی به عقب بر میدارند . در همین حال مرثیهخوان به نوحه خود ادامه میدهد و عزاداران بیت اول نوحة او را تکرار میکنند
|
سری دوم پیامک های محرم ... ( امام حسین (ع) )
سری دوم پیامک های محرم ...

کلمات کلیدی: اس ام اس ویژه ماه محرم، sms ماه محرم، پیامک مناسبتی، پیامک ماه محرم، اس ام اس مخصوص ماه محرم، sms عاشورا، اس ام اس عاشورا، اس ام اس امام حسین، sms امام حسین، پیامک مخصوص ماه محرم، اس ام اس مناسبتی، sms جدید ماه محرم، اس ام اس جدید عاشورا
اس ام اس ویژه ماه محرم | sms ماه محرم | پیامک مناسبتی
. آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
پیامک ماه محرم | sms عاشورا | اس ام اس امام حسین
. ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم
پیامک مناسبتی | اس ام اس ویژه ماه محرم | اس ام اس مخصوص ماه محرم
. اي وجودت عشق را معناي حسين عالمي يك قطره تو دريا حسين فرا رسيدن ماه محرم را به تمامي مسلمانان جهان تسليت مي گم
اس ام اس عاشورا | sms امام حسین | sms ماه محرم
. پرسيدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهي كشيدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چيست محرم؟باناله گفت:ماه عزاي اشرف اولادآدم است
sms عاشورا | اس ام اس مخصوص ماه محرم | پیامک مخصوص ماه محرم
. السلام عليكم يااباصالح المهدى (عج)السلام عليك ياامين الله فى ارض وحجته على عباده(ياصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسين تسليت عرض مي نمايم)
پیامک مناسبتی | اس ام اس ویژه ماه محرم | اس ام اس مخصوص ماه محرم
. اردوي محرم به دلم خيمه به پا كرد
دل را حرم و بارگه خون خدا كرد
sms جدید ماه محرم | sms عاشورا | اس ام اس ویژه ماه محرم
. محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشورا به پا شد
عکس مذهبی ( امام حسین (ع) )
پیامی زیبا از امام حسین ( علیه السلام ) ( امام حسین (ع) )

ای مردم تقوای الهی داشته باشید ، خداوند بندگان را نیافرید مگر برای اینکه او را بشناسند . آنگاه که او را شناختند، پرستش کنند ، وقتی که پرستش کردند با پرستش او از پرستش دیگران بی نیاز شوند .
و شناخت خداوند به این است که مردم هر زمان رهبر خودشان را بشناسند «امامی که اطاعت او واجب است » تا بوسیلة رهبر ، خدا را بشناسند .
امام حسین (علیه السلام )
التماس دعا
محسن امینی هرندی ۰۹۳۶۷۹۰۰۶۰۷
یا مولا .... ( امام حسین (ع) )

شبی ساکت ودلگیر
خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر
ونزدیک اذان بود
که پیچید در افاق همه نغمه تکبیر
نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش
و مشغول دعا باش
که باز است به درگاه الهی در رحمت
وان لحظه بود لحظه شیرین اجابت
شدم گرم عبادت
دو چشمم پر از اشک شد و روی لبانم همه سوگند
که یارب برهانم تو از این بند
وگفتم به خدا بین دعایم
که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم
امام حسين عليه السلام در قرآن ( امام حسین (ع) )

فتلقي آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم .
سوره بقره آيه 37
ابن عباس گويد كه پيامبر فرمودند : زماني كه خداوند آدم را خلق كرد و از روح خود در وي دميد آدم عطسه كرد .
خداي بزرگ به او الهام فرمود تا بگويد الحمد لله رب العالمين .
پس خداي به او گفت : پروردگارت ترا در رحمت قرار داد .
پس آن هنگام كه فرشتگان بـر او سجده كردند به خود باليد و به پروردگارش عرض كرد آيا آفريده اي از من محبوب تر داري ؟
پس جوابي نشنيد سپس سؤالش را دوباره تكرار كرد . باز هم جوابي نشنيد . براي بار سوم سؤالش را تكرار كرد . باز جوابي نيامد .
آن گاه خـداي بزرگ فرمود : آري آفريده هايي برتر از تو هستند كه اگر آنان نبودند ترا هم نمي آفريدم .
آدم گفت : آنان را به من نشان بده .
پس خداي متعال به فرشتگان حجاب فرمان داد تا پرده ها برگيرند .چون حجاب و پرده ها برگرفته شد .
آدم پنج روح نوراني در بالاي عرش الهي بديد .
آدم گفت : پروردگارا اينان كيستند ؟
خطاب آمد اي آدم ! اين محمد پيامبر من است
و اين علي امير مؤمنان است ( پسر عموي پيامبر و جانشين اوست )
و اين فاطمه دختر پيامبرم است
و اين دو حسن و حسين فرزندان علي و نوادگان پيامبراند .
سپس خداي متعال فرمود : اي آدم اينان فرزندان تواند
آدم بسيار خشنود شد .
آن گاه كه دچار اشتباه و خطا گرديد . آدم گفت :
پروردگارا ! از تو مي خواهم به حق محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين تا بيامرزي ام و از من درگذري .
پس خداي مهربان بخاطر اين قسم از او درگذشت .
صاحب كتاب ( در ثمين ) در تفسير آيه شريفه قرآن
فتلقي آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم .
عاشورا و الگوگيري ( امام حسین (ع) )
جواد محدثي
عاشورا و الگوگيري

انسان ها بيش از حرف ها و نوشته ها، از اشخاص و عملكردها الگو مي گيرند. تأثيرگذاري يك حادثه يا الگوي رفتاري بر انديشه ها و عمل هاي مردم، بيشتر از گفتار است. از اين رو در قرآن كريم، كساني به عنوان «اسوه» معرفي شده اند تا مردم در ايمان و عمل از آنان سرمشق بگيرند. حادثه هاي هم كه از پيشينيان در قرآن آمده است، بويژه بخش هايي كه به نيكي ها، ايمان ها، صبرها، مجاهدت ها و اطاعت ها و ايثارهاي فرزانگان اشاره شده، همه براي معرفي الگوست.
تاريخ اسلام و شخصيّت هاي برجستة اسلامي نيز براي مسلمانان در همة دوره ها الگو بوده است و تعاليم دين ما و اولياء مكتب نيز توصيه كرده اند كه از نمونه هاي متعالي و برجسته در زمينه هاي اخلاق و كمال، سرمشق بگيريم.
در ميان حوادث تاريخ، «عاشورا» و «شهداي كربلا» از ويژگي خاصّي برخوردارند و صحنه صحنة اين حماسه ماندگار و تك تك حماسه آفرينان عاشورا، الگوي انسان هاي حق طلب و ظلم ستيز بوده و خواهد بود، همچنان كه «اهل بيت» بصورت عام تر، در زندگي و مرگ، در اخلاق و جهاد، در كمالات انساني و چگونه زيستن و چگونه مردن، براي ما سرمشق اند. از خواسته هاي ماست كه حيات و ممات ما چون زندگي و مرگ محمد و آل محمّد باشد: «اَللهُمَّ اجْعَلْ مَحْيايَ مَحْيا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتي مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مَحَمَّدٍ».[1]
امام حسين ـ عليه السّلام ـ حركت خويش را در مبارزه با طاغوت عصر خودش، براي مردم ديگر سرمشق مي داند و مي فرمايد: «فَلَكُمْ فيَّ اُسوَةٌ»[2]
نهضت عاشورا، الهام گرفتة از راه انبيا و مبارزات حقجويان تاريخ و در همان راستاست. استشهادي كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ به كار پيشينيان مي كند، نشان دهندة اين الگوگيري است. هنگامي كه مي خواست از مدينه خارج شود، اين آيه[3] را مي خواند: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّني مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمينَ»،[4] كه اشاره به خروج خائفانة حضرت موسي از شهر و گريز از سلطة طاغوتيِ فرعون و ظلم اوست و نشان مي دهد كه آن اقدام موساي كليم، مي تواند الگو به حساب آيد كه حضرت، آيه مربوط به او را خواند.
قبل از حركت نيز در وصيتنامه اي كه به برادرش محمد حنفيّه نوشت و مبنا و هدف و انگيزة خروج را بيان كرد، از جمله تكية آن حضرت بر عمل به سيره جدّ و پدرش و پيمودن همان راه بود و نهضت خود را در همان خطّ سير معرفي كرد: «وَ اَسيرَ بِسيرَةِ جَدّي و اَبي عَلِيِّ بْنِ اَبي طالِبٍ»[5] و سيرة پيامبر و علي ـ عليه السّلام ـ را الگوي خويش در اين مبارزه با ظلم و منكر دانست. اين شيوه، تضميني بر درستي راه و انتخاب است كه انسان مبارز، از اوليائ دين و معصومين الگو بگيرد و براي كار خود حجّت شرعي داشته باشد. در سخني ديگر، آن حضرت فرموده است: «وَلي وَ لَهُمْ و لِكُلِّ مُسلمٍ بِرَسُولِ اللهِ اُسْوَةٌ»[6] و پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را اسوة خود و هر مسلمان ديگر قلمداد كرده است.
پيامبر اكرم، دو فرزندش امام حسن و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ را «امام» معرفي كرده است، چه قيام كنند، چه بنشينند: «اِبْنايَ هذا اِمامانِ، قاما اَوْ قَعَدا».[7]
پس از قيام عاشورا نيز در همان خطّ امام و اسوه و الگو بودن امام حسين ـ عليه السّلام ـ بود و عمل آن حضرت براي امّت مي توانست سرمشق و سرخط باشد و مبناي مشاركت پيروان امامت در مبارزه با حكومت يزيدي باشد، مبارزه اي كه ريشه در جهاد همة پيامبران ربّاني و همة جهادهاي مقدّس مسلمانان صدر اسلام در ركاب حضرت رسالت داشت.
در زيارت مسلم بن عقيل، مي خوانيم كه: گواهي مي دهم كه تو بر همان راهي رفتي كه مجاهدانِ بدر، در راه خدا رفتند و با دشمنان خدا پيكار كردند.[8] اين جمله نشان مي دهد كه «شهداي بدر» به عنوان الگويند و شهيدان نهضت امام حسين ـ عليه السّلام ـ نيز در تأسي به آنان در خون خويش غلتيده اند.
در زيارت شهداي كربلا مي خوانيم: سلام بر شما ربّانيان، شما براي ما پيشتاز و پيشاهنگ هستيد و ما هم پيرو و ياور شماييم: «اَنْتُمْ لَنا فَرَطٌ وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ وَ اَنْصارٌ».[9]
هم خطي و هم سويي جهاد رزمندگان با اسوه هاي خداپسند كه از سوي مكتب، معرّفي شده است، به آن جهاد، مشروعيّت و قداست مي بخشد.
چون عاشورا «الگو» بود، هم كساني كه به هر دليلي در آن شركت نكردند، بعدها حسرت و افسوس مي خوردند، و هم كوتاهي كنندگان نسبت به ياري امام، جزو توّابين شدند و در فكر جبران گذشته برآمدند. اين حاكي از شاخص بودن حركت امام است.
ایثار مردانگی جوانمردی و... ( امام حسین (ع) )
پیامک های ماه محرم ... ( امام حسین (ع) )
sms های مخصوص ماه محرم ، sms های ویژه ماه محرم ، ماه محرم :
عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین
اس ام اس ویژه عاشورا ، پیامك مخصوص عاشورا ، sms درباره عاشورا :
عاشورا را زنده نگه دارید كه با عاشورا زنده ایم - امام خمینی (ره)
پیامك های ماه محرم ، پیامك های مخصوص فرارسیدن ماه محرم :
قیامت بی حسین غوغا ندارد ، شفاعت بی حسین معنا ندارد ، حسینی باش كه در محشر نگویند ، چرا پرونده ات امضا ندارد
اس ام اس های مخصوص ماه محرم ، اس ام اس های ویژه ماه محرم :
منزلگه عشاق دل آگاه حسین است ، بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است ، از مردم گمراه جهان راه مجویید ، نزدیكترین راه به الله حسین است
پیام كوتاه برای ماه محرم ، پیام كوتاه مخصوص ماه محرم ، كربلا :
آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
اس ام اس برای ماه محرم ، sms برای ماه محرم ، پیامك برای ماه محرم :
داني از چه رو گاه گاه آيد زلزله ، چون زمين هم ميكند با نام زينب هلهله . داني از چه رو گاه گاه توفان ميشود ، صحنه جنگيدن عباس اكران ميشود . آغاز ماه محرم را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض میكنم
اس ام اس ماه محرم ، sms ماه محرم ، sms فرارسیدن ماه محرم :
گويند كه در روز قيامت علمدار شفاعت زهراست ، علم فاطمه دست قلم عباس است . تسلیت باد فرا رسیدن محرم الحرام
اس ام اس برای ماه محرم ، sms برای ماه محرم ، پیامك برای ماه محرم :
ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم
اس ام اس های شروع ماه محرم ، پیامك های شروع ماه محرم :
السلام علیك یا اباعبدالله : دیباچه عشق و عاشقی باز شود ، دلها همه آماده پرواز شود ، با بوی محرم الحرام تو حسین ، ایام عزا و غصه آغاز شود . آغاز محرم حسینی را تسلیت عرض مینمایم
مسیج برای ماه محرم الحرام ، پیامك برای ماه محرم الحرام :
به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان ، به دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان ، خدا داند كه در بازار عشقت ، به جز جان هیچ كالایی ندارم یا حسین جان
..: آخرين ارسال ها :..
All Rights Reserved 2008-2009 © by mahisf.Blogfa.com
تمام حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ متعلق به اقاي محسن اميني هرندي ميباشد
www.mahesf.blogfa.com
www.mahisf.blogfa.com
