| » . |


--------------------
كد لينك ما :
براي دريافت جديد ترين مطالب و پيامك هاي مذهبي و همچنين جديد ترين مسابقات
اينجا عضو شويد :
شماره پيامك 09367900607
دوستان عزيز مي توانند پيامك هاي خود را به شماره 09367900607 ارسال نمايند 3
-------
اي كاش صاحب برسد بنده به زنجير كند اما
جوانان همه را در ره خود پير كند
4787***0935
mahisf@yahoo.com ايميل ما
براي شركت در مسابقه جواب خود را در لينك زير ثبت نماييد .
پیامک
امام علی (ع)
امام حسن (ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام باقر (ع)
امام صادق (ع)
امام موسی کاظم (ع)
امام رضا (ع)
امام محمد تقی (ع)
امام علی النقی (ع)
امام حسن عسگری(ع)
امام زمان (ع)
رسول الکرم (ص)
حضرت فاطمه (س)
موبایل
اجتماعی
مدرسه الکترونیکی
ورزشی
مسابقه
ماه مبارک رمضان
مطالب خواندنی
خدا
شیعه
حضرت عیسی (ع)
حضرت مریم (ع)
حضرت معصومه (ع)
پیامبران
غدیر خم
عید سعید قربان
قران و حدیث
حضرت زینب
نوروز
هفته چهارم اسفند 1388
هفته سوم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
استمرار افاضات الهى در زمان انقطاع وحى ( رسول الکرم (ص) )
به طور يقين، با قطعِ وحى و رحلت حضرت رسول ـ صلّ اللّه عليه وآله وسلّم ـ ، لطف خدا كم نشده است، بلكه مقام خيريّت امت هنوز باقى است: دعوت پيامبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ براى رسيدن به كمالات پيغمبرى و پيغمبرگونه شدن امّت، و شرط رسيدن به كمالات و مقامات عاليه، پيامبر بودن نيست؛ زيرا ما نمى توانيم بگوييم كه سلمان و مقداد ـ رضوان اللّه تعالى عليهما ـ كمتر از انبياى بنى اسراييل اند. «بَلْ كَأَنْبِياءِ بَنى اِسْرائيلَ أَو أَفْضَلَ مَنْهُم.» بلكه همانند انبياى بنى اسرائيل و يا برتر از آنان هستند. (2) اهل تسنّن مى گويند: گل هاى سرسبد مدرسه ى كمال حضرت پيغمبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ كه اَعْلَى المَكاتب است، امثال سعد وقّاص، طلحه و زبير، عمرو عاص و عشره ى مبشَّره اند. آيا مى توانيم بگوييم: اين گونه افراد اَرْجَح و افضل از انبياى بنى اسراييل و يا كَأَنبياء بنى اسرائيل ـ عليهم السّلام ـ بوده اند؟!
1. سوره ى آل عمران، آيه ى 110. 2. ر.ك: مستدرك الوسائل، ج 17، ص 320؛ بحارالانوار، ج 2، ص 22 و... |
لينك ثابت ![]()
(نماز شب (کسی هست دعا کند تا مستجاب شود؟ ( رسول الکرم (ص) )
نماز شب
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت محمد (ص) می فرمایند:
نیمه شب درهای آسمان را بگشایند و یکی ندا کند کسی هست دعا کند تا مستجاب شود،آیا کسی هست که چیزی بخواهد تا باو داده شود،آیا غمزده ای هست که غمش تخفیف یابد دراین هنگام هر مسلمانی چیزی بخواهد خداوند خواهش اورا می پذیرد مگر زن زناکاریکه با ناموس خود کسب کند یا عشاری که مال مردم بستم میگیرد.
كلام رسول خدا بر همه حجت است. ( رسول الکرم (ص) )

"و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما انزل اليهم و لعلهم يتفكرون".
شكى نيست در اينكه تنزيل كتاب بر مردم و انزال ذكر بر رسول خدا (ص) به يك معنا است و آن عبارت است از فرو فرستادن آن بر مردم، براىاينكه مردم از آن اخذ نموده و عمل كنند، همچنانكه فرموده" يا ايها الناس قد جاءكم برهانمن ربكم و انزلنا اليكم نورا مبينا " (1) و نيز فرموده: "لقد انزلنا اليكم كتابا فيه ذكركم ا فلاتعقلون" (2) .
بنا بر اين، خلاصه معنا اين مىشود كه مقصود از فرو فرستادن كتاب، براى همه بشربود و در اين كار تو و همه افراد بشر يكسان هستيد و اگر شخص تو را مورد خطاب قرار داديمبراى اين نبود كه قدرت غيبى و اراده تكوينى الهى را بر تو تحميل نموده و تو را بر آنان و برهر چيز مسلط كنيم بلكه براى دو چيز بود: يكى اينكه: آنچه كه تدريجا براى مردم نازل مى شود براى ايشان بيان كن، چونمعارف الهى بدون واسطه به مردم نمىرسد، و ناگزير بايد كسى از ميان ايشان به اين منظور منصوب گردد و اين همان غرض از رسالت است كه عبارت است از تحمل وحى و سپس ماموريت بر ابلاغ و تعليم و بيان آن.
دوم اينكه: مردم در باره تو تفكر نموده بينا شوند و بفهمند آنچه را كه آورده اى حقبوده و از ناحيه خداى تعالى است، زيرا اوضاع محيط و حوادث و احوالى كه از اول زندگيتبر تو احاطه نموده، از دوران يتيمى و دوران سكوت و خمودى و حرمان از تعليمات و كتابت و دوران نداشتن مربى صالح و فقر و گير كردن در ميان قومى جاهل و پست، و تهى دست از مزاياى تمدن و فضائل انسانيت، همه اينها اسبابى بودند كه بطور قاطع نمىگذاشتند تو از چشمه زلال كمال قطرهاى بنوشى و از رشته سعادت سرنخى به دست بياورى، ليكن خداى سبحان بسويت ذكرى فرستاد تا با آن بر جن و انس تحدى كنى ، كتابى فرستاد كه بهترين و مافوق تمامى كتب آسمانى و بيان هر چيز و هدايت و رحمت وبرهان و نور مبين است.
محمد؛ رهبر و رهايي بخش ( رسول الکرم (ص) )
محمد؛ رهبر و رهايي بخش

اين مقاله با نگرشي ديگر به پيامبر اعظم(ص) و با بهره گيري از سخنان انديشمند بزرگ امام موسي صدر به رشته نگارش در آمده است. اميد که در سال پيامبر اعظم(ص) بتوانيم جرعه نوش درياي معرفت آن صاحب منصب عرش الهي، مخاطب «بلغ العلي بکماله» و برگزيده و درود فرستاده شده خدا و مؤمنان باشيم.
از سپيده دم آفرينش آدمي، ذهن او در پي شناخت بوده است. از همين رو، در خود و پيرامون خود، به كشف ناشناخته ها پرداخت و در طي هزاران سال با تلاشي جانكاه در پي حقيقت گشت. آنچه بيش از همه آدمي را به تكاپو وا مي داشت و او را به انديشيدن بر مي انگيخت، ترس او بر سرنوشت خويش بود. زيرا كه خود را در جهاني پر سطوت، كه از زمين و آسمان بر او دشمناني بزرگ چيره مي كرد، ناتوان مي ديد، و ياراي برابري با آنها را نداشت. امنيت و ثبات دو انگيزه ژرف و دو هدف دوردست او، در پس نگاه هاي خيره وترسان او در معماي طبيعت، بودند. براي تحقق امنيت وآسايش تنها دو راه پيش رو داشت:
1- چيرگي بر طبيعت
2- سازش با طبيعت از هر راه ممكن
چون در آن مرحله از تحقق امر نخست فرو مانده بود، به اكراه، به كوشش براي تحقق امر دوم تن داد. از اين رو به خلق اوهام گوناگون پرداخت و به بندگي آنها پرداخت. قرآن نيز آن را بيان كرده است، همچنان كه اين مسأله در تاريخ اديان و عقايد ثابت شده است.
رسالت همه انبيا يكي است، و اختلافشان، تنها به ادوار زندگي بسته است؛ ادوار زندگي با توجه به «تكامل وتكوين». جوهر انقلاب پيامبران بر ضد بت پرستي به هر شكلي كه باشد، در مراحل و ادوار مختلف تفاوتي نمي كند. زيرا كه آنان رهبراني رهايي بخشند؛ به دقيق ترين معاني اي كه ما امروز از اين دو واژه (رهبر و رهايي بخش) در مي يابيم. گزاف نيست اگر بگوييم حضرت محمد(ص) بزرگترين پيامبر است وانقلاب او بزرگترين انقلاب. اين بيان واقعي اين انقلاب است و نتايج اين انقلاب و تاريخ، اين را ثابت كرده است.
در اين گفتار بر آنيم كه عظمت پيامبر را با پاره اي كارهاي قهرمانانه اش براي آزاد ساختن بشر از بندها و بت ها به سوي جهان بهتر برشمريم.
لباس و پوشش در سيره نبوى ( رسول الکرم (ص) )
لباس و پوشش در سيره نبوى

لباس براى پوشاندن بدن و حفظ آن از سرما و گرما و آلودگى، و مايه آبرو و آراستگى انسان است. تبديل آن به وسيله تفاخر و تجمل، و ارزش را در كيفيت جامه دانستن، نوعى انحراف از فلسفه وجودى لباس است.
از اين رو "ساده پوشى" به عنوان يكى از مظاهر ساده زيستى و رهايى از تعلقات مادى است. پيامبر اكرم صليالله عليه و آله اين گونه به زندگى و دنيا مىنگريست و اين گونه نيز مىزيست و هرگز ارزش را در لباس نمىديد.
سعدى مى گويد:
|
تن آدمى شريف است به جان آدميت | |
|
نه همين لباس زيباست نشان آدميت |
|
و به قول پروين اعتصامى :
|
زهد با نيت پاك است نه با جامه ى پاك | |
|
اى بس آلوده، كه پاكيزه ردايى دارد |
|
در اين جا به نمونههايى از سيره حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله در مورد پوشيدن جامه، جنس لباس، رنگ، اندازه و تعداد و نحوه پوشيدن پيراهن، كفش، كلاه، عمامه، ردا و... اشاره مىكنيم:
|
از نشانههاى وارستگى آن حضرت در پوشيدن جامه و اين كه فخر خويش را به جامه و نوع آن نمىدانست، اين است كه نقل شده هر نوع لباسى كه فراهم مىشد مىپوشيد، از لنگ و پيراهن يا جبه يا هر چيز ديگر. |
نام محمد صلي الله عليه و آله در آفاق ملكوت ( رسول الکرم (ص) )
نام محمد صلي الله عليه و آله در آفاق ملكوت

اين مقاله در دو بخش تنظيم شده است. در بخش اول نمونههايى از نگارش نام پيامبر صلي الله عليه و آله در جهان غير مادى آمده؛ كه در ابتداى آن، توصيفى به بيان خداوند (در قرآن و حديث) در مورد پيامبر آورده شده است.
بخش دوم كه به بررسى سابقه كتابت نام پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در جهان مادى مىپردازد، شامل الواح، سنگ نبشتهها، نگين انگشترها، كاشىها، قطعات چوبى و فلزى، سكهها، جامها، آبسنگها، فرشها، پارچهها و صدها شي ديگر؛ كه بخش عظيمى از آن، ارزش هنرى نيز دارد. اين بخش به دو جهت در اين مقاله مختصر نمىگنجيد:
الف ـ گستردگى موضوع
ب ـ نبودن امكانات چاپ تصاوير رنگى
قابل ذكر است كه نام آن حضرت در شعر شاعران، خود مقوله ديگرى است.
|
اين محمد، فرستاده و پيامبر من، امين، بزرگوار، رازدار و برگزيده من و پاكترين و نابترين در پيشگاه من، عزيز و دوست من، و برترين پيامبران و محبوبترين آنها و گرامىترينشان نزد من، و نزديكترين آنها به من، و از همه برايم شناساتر است، او برترين پيغمبران از نظر بردبارى، دانش، ايمان، يقين، صدق، نيكوكارى، پاكدامنى، فروتنى، پارسايى و فرمانبردارى از من، است. براى او از حاملين عرشم و ساير آفريدگانم در آسمانها و زمين پيمان گرفتم كه به او ايمان آورده و به پيامبرىاش اقرار كنند. اى آدم! به او ايمان آور تا قرب، منزلت، فضل، نور و وقار تو نزد من بيشتر شود. |
توصيف خدا از پيامبر
"ما كان محمد ابا احد من رجالكم ولكن رسول الله و خاتم النبيين و كان الله بكل شىء عليما"(1)؛ محمد صلي الله عليه و آله هرگز پدر هيچ يك از مردان شما نيست، بلكه پيامبر خدا و خاتم پيامبران است و خداوند به هر چيزى داناست.
|
فخر دو جهان، خواجه فرخ رخ اسعد | |
|
مولاى زمان، مهتر صاحبدل امجد |
|
|
آن سيد مسعود و خداوند مويد | |
|
پيغمبر محمود، ابوالقاسم و احمد |
|
|
وصفش نتوان گفت به هفتاد مجلد | |
|
اين بس كه خدا گويد: "ما كان محمد" |
|
بر منزلت و قدرش، يزدان كند اقرار(2)
در صحف ادريس درباره آفرينش ذريه آدم آمده:
... آدم به گروهى از ذريه خود نگاه كرد، ديد از آنها نورى با درخششى خاص پرتو افكن است. از خداوند پرسيد: اينها چه كسانىاند؟ خداوند فرمود: اينها پيامبرانند. آدم پرسيد: آنها چند نفرند؟ خداوند فرمود:
صد و بيست و چهار هزار نبى كه سيصد و پانزده نفر آنها نبى مرسلاند.(3)
نظافت ( رسول الکرم (ص) )

هجرت پيامبر از مکه به مدينه (مبدأ تاريخ هجری) ( رسول الکرم (ص) )
هجرت پيامبر از مکه به مدينه (مبدأ تاريخ هجری)

مسلمانان در نتيجه آزار و فشارهای قريش دسته دسته رهسپار مدينه شدند و رسول خدا به انتظار اذن پروردگارش در هجرت از مـكه و رفتن به مدينه باقى ماند مشركان مكه از پيشرفت و گسترش اسلام پيوسته در بيم و هراس بودند و شكست و زوال خود را نزديك و نزديكتر مى ديدند از اين رو در دارالندوة گرد آمده ، به فكر چاره افتادند.
ابوجهل كه از سخت ترين دشمنان اسلام بود، گفت: اى جماعت قريش احدى از عرب محترم تر از ما نبود و ما در حرم امن الهى بوديم، عرب هر سال دو بار به مكه مسافرت مى كرد و كسى در ما طمع نداشت تا آن كه محمد در ميان ما پيدا شد، ما او را بسبب صلاح و امانتش امين نام نهاده بوديم، ولى مدتى مى گذرد كه رسول خداست. از اين رو خدايان ما را بد گفت، ما را سفيه و بى خرد ناميد، جوانان ما را فاسد كرد و جمع ما را به افتراق كشانيد .اجتماع گرد آمده پس از بررسی پيشنهادات مختلف بر آن شدند كه از هر تيره اى از تيره هاى قريش يك مرد مشهور انتخاب شود حتى يك نفر هم از بنى هاشم، و آن وقت همه يكباره به محمد حمله كرده به قتلش درآورند و خونبهای او را سه برابر و حتى اگر ده برابر هم خواستند بپردازند. سرانجام پانزده نفر از جمله ابولهب عموى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را انتخاب كردند كه آن حضرت را بكشند. آنگاه از مجلس مشورت پراكنده شده، قرار گذاشتند كه نقشه را شب هنگام اجرا كنند و كسى را از آن تصميم خبر ندهند. شب موعود، ابولهب گفت: شب مناسب نيست. منتظر بمانيم وقت صبح حمله كرده كارش را بسازيم، بنابراين در اطراف منزل آن حضرت به انتظار ايستادند.
در اين هنگام آيه و «اذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون و يمكرالله والله خير الماكرين»: « و ياد کن هنگامى را كه كافران درباره تو نيرنگ مى كردند تا تو رابه بند كشند يا بكشند يا (از مكه ) اخراج كنند و نيرنگ مى زدند، و خدا تدبير مى كرد و خدا بهترين تدبير كنندگان است» (30 سوره انفال) و به اين ترتيب خداوند رسولش را از تصميم و توطئه آنان آگاه ساخت .
حريم قانون ( رسول الکرم (ص) )

ذکري براي عالميان... ( رسول الکرم (ص) )
ذکري براي عالميان...

و همچنان وى را سپاس گزاريم كه با بعثت بنده پرهيزگار و گرامى خود محمد صلي الله عليه و آله بر ما منت نهاد و دنياى تاريك ما را در فروغ اين چراغ آسمانى روشن فرمود. امتهاى گذشته از اين شرف كه بر امت ما كرامت شده، محروم بودند.
نور محمد صلي الله عليه و آله در آسمانها عطيهاى بود كه طى روزها و روزگارها ذخيره مانده بود تا سرانجام در آخرالزمان به امت مرحومه ارزانى شود و روشنايى خاموشى ناپذيرش بر دل و جان ما بتابد.
قدرت الهى هرگز شكست نمىخورد و به بنياد ارادت و مشيت عليايش هرگز خلل نمىرسد.
(خداوند) اراده كرده بود كه آخرالزمان را از بركت وجود محمد صلي الله عليه و آله شاداب و آباد بدارد و قدرت لايزالش اين بركت را از صبح ازل به خاطر ما نگاه داشت تا آن روز كه لواى نبوت به دست گرفت و در وحشتكدهى مظالم و معاصى و كفر و شرك، نداى توحيد در داد.
و بدين ترتيب او را خاتم انبيا قرار داد و ما را نيز به نام خاتم امتها ياد فرمود. ما را به نام خاتم امم ياد فرمود و بر اقوام و ملل گذشته، سيادت و برترى بخشيد.
ما را در برابر لجاج و انكار گمراهان گواه گرفت و به شمار اندك ما بر گروههاى انبوهى كه در اعصار و قرون مىزيستند، افزونى داد.
ساده زيستى در سيره نبوى ( رسول الکرم (ص) )
ساده زيستى در سيره نبوى

پيامبر صلى الله عليه وآله مىفرمود:
«اللهمّ احينى مسكينا و امتنى مسكينا واحشُرنى فى زمرة المساكين(1)؛ خدايا! مرا مسكين و فقير زنده نگاهدار، فقير بميران و در زمره فقيران محشورم نما.»
به راستى اين خواست و پيام رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم سيره عملى وى در زندگى با بركت و پر رحمتش بود كه تجلى آن در تمام سالها، ماهها، روزها، و... در وجود آن خورشيد دو عالَم همچنان روشن ماند و مىتوان جلوه اين اخلاق حضرت را با يك بررسى مختصر در تمامى شئون زندگانى آن حضرت نظاره كرد. قرآن نيز در تبيين جايگاه واقعى و تكوينى رسول گرامى مىآورد:
«اى پيامبر! وجود تو براى تمام عالم هستى، رحمت است.»(2)
|
امام باقر عليه السلام در بيان نخستين اصلِ اقتصاد در زندگى مىفرمايد: «در بررسى وضعيت اقتصادى خويش ملاك و الگوى خود را آن كس كه بيش از تو مال دارد، قرار نده؛ به گونهاى كه آرزوى داشتن آنچه را او دارد، بنمايى و بر آنچه خود دارى، خشنود نباشى!» |
پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم نه تنها در زندگى، مسكين گونه زيست؛ بلكه در هنگامه وفات هم فقيرانه به ديدار معبود شتافت. چنانچه ابن عباس مىگويد:
«انّ رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم تَوَفَّى و درعه مرهونة عند رجلٍ من اليهود على ثلاثين صاعاً من شعير اخذها رزقاً لعياله(3)؛ حضرت هنگام وفات زره مبارك را در برابر 30 پيمانه (4) جو(كه براى برآوردن نيازهاى تغذيهاى خانواده، قرض گرفته بود) نزد مرد يهودى در گرو نهاده بود.»
عايشه مىگويد:
پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله و سلم در حالى از دنيا رفت كه از خويش دينار، درهم، گوسفند و شترى به جا نگذاشته بود.(5)
اگر در درستى آنچه كه گذشت، ترديدى به خويش راه ندهيم و به توجيه و تأويل نپردازيم، چه بسا بتوان از آنچه كه در سيره رفتارى آن حضرت يافت مىشود، بهره جست و براى تحقق آن در زندگى رهروان و الگوپذيران آن حضرت، به تلاش و كوشش پرداخت و با ارادهاى قاطع و نفى هر توجيه و تأويلى، بدان عمل نمود.
سفارش هاي مهم رسول خدا(ص) ( رسول الکرم (ص) )
سفارش هاي مهم رسول خدا(ص)

بيست و نهمين حديث از چهل حديث حضرت امام خميني"ره" در باب مفاسد دروغ و خيانت، خوف از پروردگار، تفاوت مردم در حفظ حضور حق، عدد نوافل، سه روز روزه در هر ماه، فضيلت نماز شب و تلاوت قرآن، فضيلت مسواك و چند بحث ديگر مي باشد.
اين حديث با روايتي از امام صادق(ع) به نقل از ابن عمار آغاز مي شود. حضرت فرمود: "در وصيت پيامبر(ص) به علي(ع) اين بود كه فرمود: اي علي! تو را در جان خودت به خوبي هايي سفارش مي كنم، آنها را از سوي من نگاه بدار.
سپس ادامه داد: خدايا! او را ياري فرما! اما اول راست گفتاري است. هيچ گاه از دهان تو دروغي خارج نشود و دومي پرهيزكاري است. هرگز بر خيانت جرأت مكن. سوم: ترس از پروردگار است؛ چنان كه گويي او را مي بيني، چهارم: گريه بسيار از ترس پروردگار است. براي تو به ازاي هر قطره اشك هزار خانه در بهشت بنا مي شود. پنجم اين كه مال و خون خود را در راه دين خود ببخشي. ششم اين كه از روش من در نماز و روزه و صدقه ام، پيروي نمايي. اما نماز پنجاه ركعت است و روزه سه روز در هر ماه: پنج شنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنج شنبه آخر ماه مي باشد و اما صدقه آن قدر بده كه طاقت داشته باشي و فكر كني كه اسراف كرده اي در حالي كه اسراف نكرده اي و ملازم نماز شب باش و ملازم نماز شب باش و ملازم نماز شب باش! و بر تو باد به نماز ظهر و بر تو باد به نماز ظهر و بر تو باد به نماز ظهر! و بر تو باد كه در هر حال قرآن بخواني! و بر تو باد كه دست هاي خود را هنگام نماز بالا ببري و آنها را برگرداني! و بر تو باد كه هر گاه وضو مي گيري مسواك كني! و بر تو باد كه نيكويي هاي اخلاقي را انجام دهي و از بدهي هاي اخلاقي دوري نمايي! پس اگر اينها را اجرا نكردي كسي جز خود را سرزنش مكن."
از جهات مختلف مشخص مي شود نكاتي كه رسول خدا(ص) به امام علي(ع) فرمود براي حضرت بسيار مهم بوده است. يكي از اين جهات آن كه رسول خدا(ص) آن را به حضرت علي(ع) بيان نمود، با اين كه امام(ع) هرگز در اين امور كوتاهي نداشت و اين به دليل اهميت موضوع مي باشد؛
اين گونه وصايا ميان ائمه عليهم السلام امري مرسوم بوده است.
صفات و ويژگي هاى پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ( رسول الکرم (ص) )

صلوات رمز محبت و وفادارى به پيامبر اکرم و خاندانش ( رسول الکرم (ص) )
صلوات رمز محبت و وفادارى به پيامبر اکرم و خاندانش
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
پيام جهان هستى
يكى از اذكار مهمى كه انسان را به خدا نزديك مىكند و در مسير حق ثابتقدم نگاه مىدارد، صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله و آل اوست.
درود و صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله موجب علوّ درجات و ثواب براى فرستندگان آن خواهد بود و ديگر اين كه فرستادن صلوات سبب مىشود نام و ياد پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله براى هميشه زنده و جاويد بماند. به همين دليل آفريدگار عالم هستى و تمام فرشتگانى كه تدبير اين جهان به فرمان حضرت حق بر عهده آنها گذارده شده است، بر او درود مىفرستند. اكنون كه چنين است تمام انسانها بايد با اين پيام جهان هستى هماهنگ شوند و بر او درود بفرستند:
«اِنَّ اللهَ وَ ملائكَتَهُ يُصَلُّونَ على النّبىَّ يا ايّها الّذين آمنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلَّمُوا تسليماً» (1)؛ خدا و فرشتگان بر پيامبر درود مىفرستند؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملاً تسليم (فرمان او) باشيد.»
|
درباره كيفيت صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله، در روايات بىشمارى كه از طرق اهل سنت و اهلبيت عليهمالسلام رسيده، صريحاً آمده است كه «آل محمد» را به هنگام صلوات بر «محمد» بايد افزود در غير اين صورت صلوات ابتر و ناتمام خواهد بود. پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله فرمودند: بر من درود ناقص نفرستيد. گفتند: اى رسول خدا! درود ناقص چيست؟ حضرت فرمودند: اين كه بگوييد: اللّهُمَّ صَلّ على محمّدٍ. |
پيامبر صلى الله عليه و آله، گوهر گرانقدر در عالم آفرينش است و اگر به لطف الهى در دسترس انسانها قرار گرفته، نبايد ارزانش بشمارند و ارج و مقام او را در پيشگاه پروردگار و نزد فرشتگان فراموش كنند. او انسانى است كه از ميان انسانها برخاسته، ولى نه يك انسان عادى، بلكه انسانى كه يك جهان در وجودش خلاصه شده است.(2)
ابوحمزه ثمالى از يكى از ياران پيامبرصلى الله عليه و آله به نام "كعب ابن عجوه" چنين نقل مىكند:
هنگامى كه آيه 56 سوره احزاب نازل شد، عرض كرديم "يا رسول الله! سلام بر تو را مىدانيم، ولى صلوات بر تو چگونه است؟" فرمود، بگوييد:
«خدايا! صلوات و بركات خود را بر محمد عليه السلام و آل محمد عليهم السلام قرار بده همچنان كه بر ابراهيم و آل ابراهيم(ع) قرار دادى. همانا تو ستوده و بخشندهاى و بر محمد صلى الله عليه و آله و آل محمد عليهم السلام بركت ببخش چنان كه بر ابراهيم عليه السلام و آل ابراهيم بخشيدى كه تو ستوده و بزرگوارى.» (3)
رسول خدا فرمودند: «اِنَّ اولىَ النّاسَ بى يَوْمَ القيامةِ أَكْثَرُهُمْ عَلىَّ صَلاةً»؛ سزاوارترين مردم در روز قيامت به من آن كسى است كه بيشتر بر من درود فرستد.»
عطر صلوات ( رسول الکرم (ص) )
عطر صلوات

صلوات سبب شفاعت پيامبران
حضرت زهرا عليهاالسلام فرمودند: پدرم رسول خدا صلىالله عليه و آله بر من وارد شد در حالى كه مهياى خواب بودم. حضرت فرمودند: اى فاطمه نخواب مگر بعد از آن كه چهار عمل را به جاى آورى: اول، ختم قرآن كنى؛ دوم ، پيامبران را شفيعان خود گردانى ؛ سوم ، مؤمنين را از خود خشنود گردانى ؛ چهارم ، حج و عمره كنى. حضرت اين را فرموده و اقامه نماز كردند ، من صبر كردم تا نماز پدرم تمام شد. سپس پرسيدم يا رسول الله، مرا به چهار چيزى امر فرموديد كه در اين مدت زمان، قدرت انجام آنها را ندارم.
پدرم تبسمي كرده، فرمودند: هر گاه سه مرتبه سوره «اخلاص» را بخوانى گويا ختم قرآن كرده اى، و هر گاه صلوات بفرستى بر من و پيامبران پيش از من ، همه ما شفيعان تو خواهيم بود و هر گاه براى مؤمنين استغفار كنى پس تمامى ايشان از تو خشنود مىشوند ، و هر گاه بگويى «سبحان الله و الحمدلله و الله اكبر» مثل اين است كه حج و عمره انجام داده باشى.
بوى عطر
|
مرحوم آخوند ملاعلى همدانى رحمة الله عليه ، حكايت نموده اند كه: روزى پيرمردى جهت حساب خمس و زكات نزد من آمد، متوجه شدم كه از آن پيرمرد بوى عطر عجيبى به مشامم مىرسد كه تا به حال نظير آن را استشمام نكرده ام. از او پرسيدم از چه عطرى استفاده مىكنى؟ گفت: اين بوى خوش، قصه اى دارد كه تا كنون آن را براى احدى نقل نكرده ام. قصه اين است كه شبى در عالم خواب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را زيارت نمودم ، در حالى كه آن حضرت نشسته بودند و حدود ده يا بيست نفر اطراف ايشان حضور داشتند و من هم در آن مجلس بودم. |
حضرت فرمودند: كدام يك از شما بر من زياد صلوات مىفرستيد ؟ مىخواستم بگويم كه من زياد صلوات مىفرستم، اما ساكت شدم. بار دوم پرسيدند: باز هم كسى پاسخ نگفت. براى بار سوم حضرت فرمودند: كدام يك از شما بر من زياد صلوات مىفرستد؟ مىخواستم بگويم من، كه با خود فكر كردم شايد ديگران بيشتر از من صلوات مىفرستند. پس آنگاه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، بلند شده و خطاب به من فرمودند: شما بر من زياد صلوات مىفرستى ، و مرا بوسيد. از آن پس اين بوي عطر از من استشمام مي گردد.
عوامل ماندگارى سنت نبوى ( رسول الکرم (ص) )

عناصرى كه در پرتو قرآن سامان يافته است.
1 ـ بهره گيرى از واژه هاى جامع
الف. ايجاد تقابل ميان سنت و بدعت
ب. هشدار نسبت به دروغ بستن بر پيامبر صلي الله عليه و آله
5 ـ به وديعت نهادن بخشهاى عظيمى از سنت نزد اهلبيت عليهم السلام
عناصرى كه در پرتو توجه و برنامه ريزى اهل بيت عليهم السلام سامان پذيرفت.
الف) تلاش بنيادى به منظور احياى سنت گرايى
ب) صيانت از سنت، و ارايه و ترويج آن
تاريخ سنت، گواهى زنده بر تلاشهايى است كه به منظور از بين بردن يا كاستن از نقش سنت شكل گرفته است. با اين همه، فرايند تاثيرگذارى سنت در جامعه هميشه فعال مانده، و تا ژرفناى لايههاى احساسات اجتماعى رسوخ كرده است . كوشش اين نوشتار، باز گفتن و بررسى اجمالى عناصر موثر در ماندگارى سنت نبوى است.
بىگمان فايده بررسىهايى از اين دست، نقب زدن به كاستىهاى رفتار اجتماعى پيرامون سنت، شناخت هر چه بيشتر قابليتهاى فرومانده و نشكفته آن و پيدايش نگاه دغدغه انگيز به عوامل و مزايايى است كه در طول تاريخ، بسط انديشههاى سنت را در خود داشتند ولى بارور نشدند.
در يك نگاه تحليلى، عناصر موثر در بقاى سنت را به مجموعههايى چند مىتوان تقسيم كرد كه اين نوشتار به مهمترين آنها اشاره دارد.
برکات ذکر صلوات ( رسول الکرم (ص) )
برکات ذکر صلوات

رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمود:
بسيار ياد كردن خدا و بر من صلوات فرستادن، موجب برطرف شدن فقر مى شود.
با توجه به روايت فوق، داستان زير را تقديم مى داريم. توصيه مى كنيم كه قبل از مطالعه به نكات زير توجه نماييد:
1ـ شكى نيست كه اذكار، خواص و فوايدى بسيار دارد. طبق روايات رسيده از معصومين عليهم السلام، ذكر صلوات نيز چنين است. يكى از فوايد آن، رهايى از فقر و تنگدستى است. ناگفته پيداست كه: نتيجه بخشيدن آن، شرايطى دارد. يكى از شرايط آن، چگونگى حالتهاى روحى، نفسى و معنوى انسان است. با اين بيان، ذكر شخصى به ثمر مى رسد كه قبلا زمينه لازم را فراهم كرده باشد. به عبارت ديگر، نبايد توقع داشت كه بدون ايجاد زمينه، تكرار اذكار به نتيجه مطلوب برسد.
2ـ به ثمر رسيدن ذكرها، در سايه تلاش و جديت انسان است. به عبارت ديگر، به نتيجه رسيدن آنها با تنبلى و تن پرورى منافات دارد و نبايد از تلاش و كوشش در كسب معاش دست كشيد و با تكرار اذكار، به كنجى نشست و به اميد اين كه خداوند، روزىمان را مى رساند، از كار و تلاش دست برداشت.
|
رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: |
مرد خواب و خوراكى نداشت. مادام كه سر و وضع زن و بچه هايش به خاطرش مىآمد؛ آشفته و غمناك مىشد. ظاهر رنجور و گونههاى ترك برداشته آنها، آزارش مىداد. همين طور شكوههاى بىوقفه همسرش كه خواب و خيالش را ربوده بود.
آن روز، مثل هميشه، در چوبى حياط را به هم زد. راه كوچه باريك محله را در پيش گرفت. نمى دانست كجا مىرود؟ ولى گام هايش بسى بلند و كشيده بود. گاهى به اطرافش چشم مى دوخت تا شايد مشكل گشايى بيابد. از چند كوچه باريك و كم عرض گذشت. به چهارراهى نزديك شد كه معمولا از جمعيت موج مى زد. در آن سوى چهار راه، مسجدى قرار داشت. هر چند ظاهرش ساده و كوچك بود؛ اما هيچ وقت از نمازگزاران خالى نبود. گاهى واعظى به منبر مىرفت و به پند و اندرز مردم مى پرداخت. آن روز نيز واعظى بر فراز منبر، در حال سخنرانى بود. جمعيتى گرد آمده بودند و به سخنان او گوش مى كردند. "سعيد" نيز خودش را داخل جمعيت زد. روحانى، پيرامون فقر و راههاى خلاصى از آن سخن مى گفت. بيان شيرين و رسايى داشت. چيزى نگذشت كه سعيد جذب سخنان او شد. بين خودش و او احساس نزديكى مىكرد. به نظرش رسيد كه روحانى، او را مىشناسد و حرفهاى دلش را بازگو مىكند. ولى اين طور نبود؛ سخنان روحانى، حرف دل بسيارى از مردم بود. او در بخشى از سخنانش گفت:
"در فرستادن صلوات، كوتاهى نكنيد. زيرا اگر توانگر، صلوات بفرستد؛ مالش بركت مىيابد و اگر فقير صلوات بفرستد، خداوند تعالى از آسمان روزىاش را مى فرستد."
اين سخن گرچه براى سعيد تازگى داشت، ولى به نظرش آسان بود. از خودش پرسيد:
پس تا حالا چرا به اين راه ساده، فكر نكرده بودم؟!
جامعه اسلامي در وحدت، تعالي مي يابد ( رسول الکرم (ص) )
جامعه اسلامي در وحدت، تعالي مي يابد

از اولين اقداماتي که رسول گرامي اسلام(ص) بعد از تشکيل حکومت اسلامي در شهر مدينه انجام داد و به وسيله آن آيين آسماني خود را تقويت کرد، همبستگي مسلمانان در ظاهر و باطن بود.
آن حضرت مسلمانان را همچنان که در ظاهر به گرد پرچم اسلام جمع شده بودند و همه آنان لا اله الا الله گويان در اطراف پيامبر حلقه مي زدند، دلها و باورهايشان را نيز با اسلام و کلمه توحيد به هم نزديک کرد و روح برادري و همدلي را بر وجود آنان دميد و به اين ترتيب ، از سويي همبستگي ملي مسلمانان کامل شد و از سوي ديگر خطر تفرقه ، يکي از مهمترين خطراتي که اين آيين جهاني را تهديد مي کرد و بيم آن مي رفت که جمعيت نوپاي مسلمانان را پراکنده کند، از ميان برداشته شد.
اعلام همبستگي ميان مسلمانان با اجراي برنامه عقد اخوت از سوي پيامبر عظيم الشان اسلام که از سوي خداوند متعال ماموريت يافته بود، به نحو شايسته اي پايان پذيرفت.
آن حضرت به اين وسيله ميان ياران و هواداران خويش پيمان برادري جاري کرد و در محفل انسي که تشکيل يافته بود، به مسلمانان فرمود: هر يک از شما با يک نفر از مسلمانان پيمان اخوت ببندد.
مورخان اسامي افرادي را که در محفل اخوت با يکديگر پيمان برادري بستند ثبت کرده اند. رسول اکرم آن روز طرفين عقد را خودش تعيين مي کرد و خطاب به تک تک مسلمانان مي فرمود: فلاني! تو برادر فلاني هستي! سيره نويسان در حاشيه اين مراسم سرنوشت ساز گزارش کرده اند که : کار اخوت به پايان رسيده بود.
ناگهان علي ع با چشمان اشکبار عرض کرد: يا رسول الله! ياران خود را با يکديگر برادر کردي ولي ميان من و يک نفر از مسلمانان عقد اخوت جاري نکردي! پيامبر به علي ع فرمود: يا علي! انت اخي في الدنيا و اخي في الاخره. علي جان! تو در دنيا و آخرت برادر من هستي. به اين ترتيب ، پيام قرآني همبستگي را در قالب «انما المومنون اخوه»
از شهر مدينه به سرتاسر جهان و تمام نسلهاي آينده اعلام کرد. به مناسبت اهميت اين پيام قرآني و ضرورت همبستگي مسلمانان عالم بويژه امت اسلامي ايران ، شيوه هاي حفظ همبستگي در پرتو قرآن را در اين نوشتار پيگيري و موارد اهم آن را بررسي مي کنيم.
تلاش براى تحقّق انسانيّت ( رسول الکرم (ص) )

بيم ها و نگرانى هاى بزرگ پيامبر صلي الله عليه و آله ( رسول الکرم (ص) )
بيم ها و نگرانى هاى بزرگ پيامبر صلي الله عليه و آله

همچون هر باغبان دلسوز و زحمت كشيدهاى كه عمر خود را پاى نهالها و بذرهايش گذاشته و در سالهاى پيرى، نگران باغ پس از خويش است، پيامبر رحمت و معلم بشريت حضرت رسول صلي الله عليه و آله نيز، در سالهاى آخر عمر، نگران وضع امت پس از رحلت خويش بود.
نگرانىهاى پيامبر صلي الله عليه و آله، در زمينههاى مختلف بود، چرا كه آفتها و عارضههايى كه دامنگير انسان مىگردد، متفاوت است. رسول خدا صلي الله عليه و آله در آن سالها، نگرانى خويش را نسبت به وقوع اين حوادث - پس از خويش- ، ابراز داشته و آنها را پيش بينى كرده بود.
برخى از اين موضوعات نگران كننده، حاكى از نوعى "رجعت" در امت مسلمان است، يعنى كمرنگ شدن ارزشهاى الهى و اسلامى و احياى دوباره معيارهاى جاهلى و سر برآوردن خوى و خصلتهاى غير انسانى، كه به بركت اسلام، قطع شده بود و در عصر پس از رسول، بار ديگر جان گرفت و معيارها را برهم زد. اين نوع رجعت به جاهليت، كه از نگرانىهاى عمده آن حضرت بود، براى هر مصلحى كه با رهبرى خويش، امتى و فرهنگى و نظامى پديد آورده باشد، وجود دارد، چرا كه نسل دوم و سوم در يك حركت انقلابى و نهضت اصلاحى، اغلب داراى آن روحيات، باورها، انگيزهها، شناختهاى عينى و تجربههاى محسوس "انقلابيون اوليه" و "سابقون" نيستند و زمينه سير قهقرايى و بازگشت به شرايط پيش از تحول و نهضت، در آنان فراهمتر است و دشمنان هم از همين "زمينه" ها بهره مىگيرند و به دگرگون سازى "فرهنگ انقلاب" مىپردازند.
اينك بر نگرانىهاى رسول خدا صلي الله عليه و آله مرورى مىكنيم، تا دستمايه عبرت و الهام براى امروز ما باشد.
|
حضرت على عليه السلام مىفرمايد: كنار پيامبر خدا نشسته بوديم. حضرت سر بر دامن من گذاشته بود و چشمانش در خواب. سخن از دجال مىگفتيم و بيم از اغواگرىهايش، كه پيامبر بيدار شد و با چهرهاى بر افروخته فرمود: بيش از دجال، بر شما از غير دجال بيمناكم. بيم من از پيشوايان و زمامداران گمراه گر و ريخته شدن خون خاندانم پس از من است. |
حرمت همسايه هم عرض با حرمت مادر (2) ( رسول الکرم (ص) )
حرمت همسايه هم عرض با حرمت مادر (2)

اول همسايه، بعد خانه
يكى از پديدههايى كه در روابط همسايگان دخالت دارد و مىتواند بر مناسبات متقابل آنان اثر بگذارد، منزل مسكونى است. ديدگاه اسلامى بر اين نكته اصرار مىورزد كه همسايگان در آرامش و آسايش اهل خانه دخالت دارند و حتى مىتوانند بر رشد عاطفى، اخلاقى و فكرى والدين و فرزندان اثر بگذارند. از اين جهت، قبل از انتخاب خانهاى در هر محلهاى، لازم است اوضاع همسايگان و مجاورين منزل مورد نظر، بررسى شود و از نيک بودن افرادى كه قصد زندگي کردن در كنارشان را داريم، اطمينان حاصل نماييم. رسول اكرم صلي الله عليه و آله به پيروان آيين اسلام تاكيد مىفرمايد: "التمسوا الجار قبل شرى الدار(18)؛ قبل از خريد خانه درباره همسايه تحقيق كنيد."
حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام با الهام از اين سخن پدر والا تبارشان خطاب به فرزندش امام حسن مجتبى عليهالسلام فرمودهاند: "يا بنى! الجار ثم الدار(19)؛ اى فرزندم! اول همسايه، بعد خانه."
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: از خوشبختى مسلمان وسعت خانه، همسايه خوب و مركبي مناسب است.(20)
|
امام ششم از پدرش امام باقرعليه السلام نقل كرده است كه در كتاب حضرت على عليه السلام چنين خواندم كه: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: "همسايه همچون نفس انسان است و نبايد خسرانى متوجه او شود و روا نيست (بى دليل) مجرم تلقى گردد. و حرمت همسايه با احترام مادر در يك رديف است." |
علامه مجلسى اين روايت را با اندكى تفاوت در كتاب حلية المتقين آورده است. خاتم پيامبران خوش يمنى و مباركى زن، مسكن و مركب را در روايتى بيان فرموده و در فرازى از اين سخن پر فروغ، مسكنى را مبارك دانستهاند كه وسيع بوده و اهل آن از همسايگانى خوب برخوردارند و خانهاى را شوم دانستهاند كه محقر و تنگ بوده و اهل آن از دست همسايگان بد در رنج و عذابند.(21)
رسول خدا صلي الله عليه و آله در بيانى نورانى فرموده است: وقتى دو نفر تو را در يك زمان دعوت كردند، دعوت كسى را كه خانهاش به تو نزديكتر است بپذير؛ زيرا كسى كه منزلش در قرب خانهات قرار دارد، در همسايگى مقدم است.(22)
حرمت همسايه هم عرض با حرمت مادر (1) ( رسول الکرم (ص) )
حرمت همسايه هم عرض با حرمت مادر (1)

ضرورت بحث
پس از خانواده كه كوچكترين و اساسىترين تشكل اجتماعى انسانها به شمار مىآيد، افرادى كه در يك محل گرد هم مىآيند و با يكديگر همسايه مىشوند با وحدت، وفاق و معاشرتها و روابط عاطفى مىتوانند پاسدار بعد انسانى و ارزشى و ضامن استحكام و استوارى واحد اجتماعى خويش باشند.
اسلام براى همسايگان همچون خويشاوندان، حقوقى قايل شده كه اگر كسى بخواهد آنها را ناديده انگارد يا ضايع نمايد، گناهكار، خاطى و متجاوز است. در آيه 36 از سوره نساء، خداوند از انسان مسلمان و بنده راستين و با اخلاص خود مىخواهد كه پس از اطاعت و عبادت او، حق بندگان ديگر و آداب معاشرت را مراعات كند و در واقع طبق اين آيه، خداوند نسبت به حق خويش و حقوق انسانها ده فرمان بسيار مهم صادر نموده كه بند ششم و هفتم آن، در خصوص همسايگان دور و نزديك است كه اولا رعايت حقوق آنان طبق مفاد اين آيه، عمل نمودن فرمان واجب الهى است و ثانيا اين رفتار در رديف پرستش خداوند و شرك نورزيدن به او آمده است. مفسرين براى "جار ذى القربى" و "جار جنب" كه در اين آيه آمده، بررسىهاى گوناگونى ارائه دادهاند.(1) به همين دليل امام صادق عليه السلام فرموده است:
"عليكم بحسن الجوار فان الله عزوجل امر بذلك(2)؛ بر شما باد به خوش همسايگى پس به درستى كه خداوند بدان امر كرده است." آن فروغ فروزان در فرمايشي ديگر شيعيان را به اين موضوع توجه داده است:
"رسول اكرم صلي الله عليه و آله براى پرهيزگارى، اهتمام در راه دين، راستى در گفتار، اداى امانت، سجده طولانى و خوش رفتارى نسبت به همسايه، مبعوث شده اند."(3)
|
"رسول اكرم صلي الله عليه و آله براى پرهيزگارى، اهتمام در راه دين، راستى در گفتار، اداى امانت، سجده طولانى و خوش رفتارى نسبت به همسايه، مبعوث شده اند." |
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نيز به مسلمين توصيه نمودهاند: "اگر خواستار آن هستيد كه پروردگار و فرستادهاش شما را دوست بدارند، وقتى امانتى به شما سپردند آن را ادا كنيد و در سخن و گفتار صداقت را در نظر داشته و با همسايگان خود به نيكى رفتار كنيد."(4)
اخلاق و سيره پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) ( رسول الکرم (ص) )

اخلاق فرماندهى ( رسول الکرم (ص) )

آيا نامهاى پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را ميدانيد؟ (2) ( رسول الکرم (ص) )
آيا نامهاى پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را ميدانيد؟ (2)

در كتاب سليم بن قيس مسطور است كه: چون حضرت اميرالمومنين عليه السلام از جنگ صفين برمىگشت، به دير راهبى رسيد كه از نسل حواريون عيسى عليه السلام و از علماى نصارا بود، پس از دير خارج شد و در حالي که چند كتاب در دست داشت، گفت: جد من بهترين حواريان عيسى بوده است و اين كتابها به خط اوست كه عيسى گفته و او نوشته است، و در اين كتابها مذكور است كه پيغمبرى از عرب از فرزندان ابراهيم خليل عليهالسلام از شهر مكه مبعوث خواهد شد و او را چند نام خواهد بود: محمد و عبدالله و يس و فتاح و خاتم و حاشر و عاقب و ماحى و قائد و نبى الله و صفى الله و حبيب الله. و هر گاه نام خدا ذكر شود بايد كه نام او نيز ذكر شود، و او محبوبترين خلق نزد خدا است. و حق تعالى خلق نكرده است احدى را، نه ملك مقرب و نه پيغمبر مرسل از آدم تا آخر پيغمبران كه بهتر و محبوبتر از او نزد خدا باشد. و حق تعالى در قيامت او را بر عرش خود خواهد نشانيد و او را شفيع خواهد گردانيد، و براى هر كه شفاعت نمايد قبول خواهد كرد. و به نام او جارى شده است قلم بر لوح كه: محمد رسول الله. (19)
احترام به افكار عمومى ( رسول الکرم (ص) )

آيا نامهاى پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را ميدانيد؟ (1) ( رسول الکرم (ص) )
آيا نامهاى پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را ميدانيد؟ (1)

يكى از آثار ارزشمند فارسى در زمينه زندگى پيامبر اكرم و پيامبران الهى "حيوة القلوب" علامه محمدباقر مجلسى است.
اين كتاب بارها توسط ناشران مختلف چاپ شده است. بخش زندگى نبى اكرم صلي الله عليه و آله از كتاب حيوةالقلوب در سال 1376 ش. در دو جلد بزرگ، هر يک حاوى هشتصد صفحه وزيرى، به همت انتشارات سرور قم منتشر شده است.
شايسته ديديم، فصل نخست كتاب علامه را به کاربران محترم تقديم داريم و دل را با حيوة القلوب او زندگى بخشيم.
آداب معاشرت ( رسول الکرم (ص) )

آداب سلوک پيامبر اکرم با خانواده ( رسول الکرم (ص) )
آداب سلوک پيامبر اکرم با خانواده

رهبران اسلام در همه زمينههاى زندگى، راهنمايىهاى لازم را بيان كردند تا هر عضو جامعه اسلامى از هر جهت فردى و اجتماعى كامل باشد.
مشاهده سيره عملى "اسوههاى حسنه" از سخنان آنان نقش بيشترى در زندگى نسل جوان دارد، سيره هر شخصيت بيشتر از سخنش گوياى هويت واقعى اوست. اگر سخن از زبان شخص بيرون مىآيد، سيره از مركز دل آن شخصيت برمى خيزد. و سيره عملى پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و خاندان پاكش در تمامى زمينهها بهترين تابلو و الگو براى تاسيس مدينه فاضله و جامعه نمونه اسلامى است.
پرتوى از سيره و سيماى محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) ( رسول الکرم (ص) )

..: آخرين ارسال ها :..
All Rights Reserved 2008-2009 © by mahisf.Blogfa.com
تمام حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ متعلق به اقاي محسن اميني هرندي ميباشد
www.mahesf.blogfa.com
www.mahisf.blogfa.com