| » . |


--------------------
كد لينك ما :
براي دريافت جديد ترين مطالب و پيامك هاي مذهبي و همچنين جديد ترين مسابقات
اينجا عضو شويد :
شماره پيامك 09367900607
دوستان عزيز مي توانند پيامك هاي خود را به شماره 09367900607 ارسال نمايند 3
-------
اي كاش صاحب برسد بنده به زنجير كند اما
جوانان همه را در ره خود پير كند
4787***0935
mahisf@yahoo.com ايميل ما
براي شركت در مسابقه جواب خود را در لينك زير ثبت نماييد .
پیامک
امام علی (ع)
امام حسن (ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام باقر (ع)
امام صادق (ع)
امام موسی کاظم (ع)
امام رضا (ع)
امام محمد تقی (ع)
امام علی النقی (ع)
امام حسن عسگری(ع)
امام زمان (ع)
رسول الکرم (ص)
حضرت فاطمه (س)
موبایل
اجتماعی
مدرسه الکترونیکی
ورزشی
مسابقه
ماه مبارک رمضان
مطالب خواندنی
خدا
شیعه
حضرت عیسی (ع)
حضرت مریم (ع)
حضرت معصومه (ع)
پیامبران
غدیر خم
عید سعید قربان
قران و حدیث
حضرت زینب
نوروز
هفته چهارم اسفند 1388
هفته سوم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
گفتم ... ( امام زمان (ع) )
گفتم بنویسم به یاد تو !!!
یادم آمد که پیشتر از غافلان بوده ام .
گفتم بنویسم با عشق به تو!!!
یادم آمد هنوز عاشق نشده ام.
گفتم پس بگذار کمی باخورشید باشم برای طلوع !!!
یادم آمد که من سالها پیش غروب کرده ام.
گفتم پس بگذار کمی دعا کنم برای آمدنت !!!
گفتم:
اللهم عجل لولیک الفرج
لينك ثابت ![]()
چقدر انتظار سخت است ( امام زمان (ع) )

راستی انتظار چقدر سخت است!نمی دانم تا به حال انتظار کشیده اید؟ شاید تعجب کنید ولی هر درنگی انتظار نیست. انتظار یعنی محتاج یک چیز بودن و نداشتن و صبر برای حصول آن. سه راس مثلث انتظار (احتیاج)(فقدان)(صبر)خواهدبود. هرکدام از این سه راس اگردرمعنای کامل واقعی خود منظور نشود مفهوم نادرستی از انتظار خواهیم داشت.
اول احتیاج است با تمامی وجود:نه احتیاج نسبی.احتیاج به اصل مطلوب نه غیر آن.چنان که غیر از مطلوب چیزی دیگر نتواند حاجت تو را برآورد.اگر احتیاج به مطلوب مطلق نباشد انتظار معنای کاملی ندارد.دوم فقدان مطلوب است چه اگر آن چیز را داشتی دیگر احتیاجی وجود ندارد.البته نمی توان گفت هر احتیاجی ناشی ازفقدان مطلوب است.سوم صبراست. اگردرحالت فقدان مطلوب محتاج آن باشی ولی شوقی برای صبرکردن نداشته باشی درواقع انتظاری هم نداری.
پس انتظاریعنی با تمامی وجود محتاج باشی چنان که چیزی جزمطلوب احتیاجت را رفع نکند ودرعین حال درآن لحظه مطلوب وجود نداشته باشد وبا تمام اینها صبرکردن برای حصول مطلوب.
اما اگر در انتظارچاره ای جز صبرکردن نداشته باشی و تاب و توان صبوری هم نداشته باشی بایدامیدوار باشی.امید چاره ی صبر کردن است.این که می گویند انسان به امید زنده است یعنی همین.امید چیزی نیست که همیشه تو را به هدفت برساند .درانتظار که با صبر توام شده است امید است که تو را در این راه دشوار شکیبا می کند وبه تو نیرویی می دهد که بتوانی طاقت بیاوری.امید به سالک و خواهنده شتاب نمی دهد بلکه او را به موازات گذر زمان همراهی می کند همچون موزیک متن که تماشای فیلم را برای بیننده آسانتر می کند.
جان کلام اینکه :
هر انتظاری باید احتیاج مطلق برای رسیدن به مطلوب را در پی داشته باشد.تنها راه این انتظار صبروتنها کمک کننده به این صبر امیداست که آن هم می باید در معنایش دقت کرد.
برگرفته از:کتاب حرمان هور
شهیدوالا مقام احمدرضااحدی
پيامكهاي مهدوي ( پیامک )

التماس دعا
محسن امینی هرندی مدیریت وبلاگ های ماه
آقا بیا ( امام زمان (ع) )

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشمهایت
این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد
آقا بیا تا این شکسته کشتی ما
آرام راه ساحل دریا بگیرد
اقا بیا تا کی دو چشم انتظارم
شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد
پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد
آقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد
دلم تنگ است ( امام زمان (ع) )
دلم تنگ است

تنگ است آقا
به گریه های بدون صدا دلم تنگ است
قسم به ندبه ی آقا بیا دلم تنگ است
ستاره میچکد از خلوت شبانه ی من
به وسعت همه ی گریه ها دلم تنگ است
شکسته بال و پرم درهوای دل تنگی
قفس نشین شدم بی تو تا دلم تنگ است
تو نیستی متعلق فقط به خوبان که
شبی به خلوت من هم بیا دلم تنگ است
چه می شود که شبی میهمان تان باشم
برای خیمه ی سبز شما دلم تنگ است
شبیه عطر بهشت است عطر سردابت
برای خانه تان سامرا دلم تنگ است ;
قسم به پرچم مشکی روضه ی ارباب
برای دیدن کرب و بلا دلم تنگ است
انتظار ( امام زمان (ع) )
پیش کش به قدوم مبارک آقا امام زمان(عج) ( امام زمان (ع) )
پیش کش به قدوم مبارک آقا امام زمان(عج)

آقا اجازه!این دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران
آقا اجازه!پشت به من کرده قلبتان
دیگر نمیدهد به دلم روی خوش نشان!
قصدم گلایه نیست،اجازه!نه به خدا!
اصلا به این نوشته بگویید "داستان"
من خسته ام از آتش و از خاک،از زمین
از احتمال فاجعه،از آخرالزمان!
آقا اجازه!سنگ شدم،مانده در کویر
باران بیار و باز بباران از آسمان
-اهل بهشت یا که جهنم؟خودت بگو!
-آقا اجازه! ما که نه دراین و نه در آن!
"یک پای در جهنم و یک پای در بهشت"
یا زیر دستهای نجیب تو در امان!
آقا اجازه!
باشد!صبور میشوم اما تو لااقل
دستی برای من بده از دورها تکان...
لحظه هاي انتظار ( امام زمان (ع) )
لحظه هاي انتظار

سالهاست نشسته ام در انتظارت
آخر از کدامين کوچه مي آيي؟
صداي قدمهايت هنوز هم در گوش من نجوا مي کند
لحظه هايم در تپش اند و التهابي شيرين تمام پيکرم را فراگرفته
گرمايي جانبخش وجودم را تسخير کرده و فضا معطر گشته از عطر انتظار تو
ابرهاي آسمان غرانند و قطره هاي باران براي وصال خاک بي تاب
زمين و زمان و افلاکيان و خاکيان انتظار تو را مي کشند
وچه دشوار است لحظه هاي انتظار ...
مهدی جان بیا ... ( امام زمان (ع) )

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
لطفها میکنی ای خاک درت تاج سرم
دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو
که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس
که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
ای نسیم سحری بندگی من برسان
که فراموش مکن وقت دعای سحرم
خرم آن روز کز این مرحله بربندم بار
و از سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم
حافظا شاید اگر در طلب گوهر وصل
دیده دریا کنم از اشک و در او غوطه خورم
پایه نظم بلند است و جهانگیر بگو
تا کند پادشه بحر، دهان پر گهرمپ
مهدي جان! ( امام زمان (ع) )
مهدي جان! اگر که آمدی من رفته بودم ... اسير سال و ماه و هفته بودم ... دعايم کن دوباره جان بگيرم ... بيايم در رکاب تو بميرم...
سئوالی ساده دارم از حضورت ... من آيا زنده ام وقت ظهورت ...
میلادت مبارک مهدی جان ... ( امام زمان (ع) )
مهدي جان!
به روسياهي مان نگاه نکن و به دستهايمان که خالي و گنهکارند، قلبمان را ببين که هر روز، صبح و شام تو را ميخوانند.
بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و نا امید مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را، شب یلدای غم سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال
مسافر دل ما، نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پردۀ غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد
هنوزم انتظارم انتظار است
هنوزم دل به سینه بی قرار است
هنوزم خواب میبینم به شبها
همان مردی که بر اسبی سوار است
همان مردی که آید جمعه روزی
و این پایان خوب انتظار است
مژده مژده ظهور نزدیک است . . . ( امام زمان (ع) )

آیا ظهور نزدیک است؟
چه خوشست بوی عشق از نفس نیازمندان دل از انتظار خونین دهن از امید خندان
بنا بر نص صریح قرآن کریم، هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) بر آن شد که برای ملاقات و مناجات با پروردگار خویش آهنگ کوه طور نماید، قوم خویش(بنی اسراییل ) را فراخواند و آنان را وعده کرد که تا پایان سی روز آینده به سوی ایشان باز خواهد گشت و آنگاه که خداوند متعال ده روز دیگر بر آن سی روز افزود عده ای از بنی اسرائیل گفتند موسی (علیه السلام) خلف وعده کرده و این مسأله زمینه ساز فتنه سامری و گوساله پرستی قوم یهود گردید. (الأعراف/142)
با توجه به پیامها و عبرتهای موجود در آیه یاد شده باید گفت یکی از آفتها و آسیبهایی که می تواند به منزله یک تهدید برای نهضت انسان ساز و امید آفرین مهدویت به شمار رود مسأله "توقیت" یا تعیین وقت واقعه ظهور است.
به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد. چه آنکه وقتی گفته می شود ظهور در فلان زمان مشخص حتما واقع خواهد شد ولی در زمان وعده شده ظهور تحقق نپذیرد آنگاه فرد منتظر افزون بر اینکه ممکن است ایمان خویش را نسبت به اصل ظهور منجی از دست دهد سرشکسته، مأیوس و ناامید نیز خواهد شد. از سوی دیگر چنانچه گفته شود ظهور تا فلان زمان خاص به وقوع نخواهد پیوست آنگاه فرد منتظر به خیال اینکه هنوز تا زمان ظهور فرصت کافی در اختیار دارد تلاش خویش را برای دستیابی به آمادگی لازم برای واقعه ظهور فروخواهد گذاشت.
بدینسان می توان گفت کارکرد حقیقی انتظار در عصر غیبت در گرو عدم تعیین وقت خاص برای واقعه ظهور می باشد.
از همین روست که در کثیری از روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام، ادعای تعیین وقت ظهور برابر با "کذب" خوانده شده و شیعیان مأمور به تکذیب این مدعیان گردیده اند. چنانکه در توقیع مبارک امام زمان علیه السلام به "اسحاق بن یعقوب" آمده است:
"... و اما ظهور الفرج فإنه إلی الله تعالی ذکره و کذب الوقّاتون"(3)
(و اما آشکار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالی است و وقت گزاران دروغزنانی بیش نیستند)
البته نهی از "توقیت" نباید منجر به این شود که شیعیان و منتظران، امر ظهور را پدیده ای دور از دسترس و مستقل از اراده خویش،که در آینده ای محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پیوست، بیانگارند. بلکه باید با حفظ روحیه نشاط و امید، همواره ظهور را در چند قدمی خویش ببینند و این همان چیزی است که در برخی مجامع روایی و پاره ای از متون دینی بدان تصریح شده است چنانکه در دعای "عهد" آمده است:
"... اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا"(4)
(پروردگارا! با حضور ولی و دوست خود اندوه را از دلهای این امت بزدای ودر ظهور وی شتاب کن (هرچند) دیگران ظهور حضرتش را دور می انگارند و لی ما آن را نزدیک می بینیم)
بنا بر آنچه گذشت گفتنی است این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند. (این نقل قول را از زبان آیت الله ناصری از اینجا دریافت کنید).
وبلاگ ماه همزمان با میلاد امام زمان دوباره فعال شد .... ( امام زمان (ع) )
ای منتظران ! سختیهای زمان ، دیری نمی پاید که ناگهان امیدمان با کوله باری از مهربانی خواهد آمد .
دوستان شما در وبلاگ ماه
میلاد با سعادت نجات بخش بشریت ، مهدی موعود (عج) را به شما و خانواده محترمتان تبریک می گویند .
میلاد مصادف است با روز جمعه 16/5/1388شمسی برابر با 7/8/2009 میلادی
محسن امینی هرندی مدیریت وبلاگ های ماه
اگه اونو نشناسیم ... ( امام زمان (ع) )

همه ما بارها این حدیث شریف را شنیده ایم که می فرماید:
امّا تا به حال چند بار به آن فکر کرده ایم؟!! نکند ما هم از جمله کسانی باشیم که به مرگ جاهلیّت از این جهان رخت بربندیم؟؟!! اصلاً تا حالا فکر کردیم که چرا اگر کسی امام زمانش را نشناسد مرگش موت جاهلی می شود؟؟! چه ارتباطی میان این دو وجود دارد؟!! علّت این امر را آیت الله جوادی آملی برایمان می گوید:
چون مرگ عصاره حیات است، اگر مرگ جاهلیت بود، یقیناً حیات، حیات جاهلی است. ممكن نیست حیات معقول و پر برکت باشد و مرگ جاهلی! «كما تعیشون تموتون!؛ همان طور که زندگی می کنید می میرید.» اگر مرگ جاهلیت شد، نشان می دهد كه حیات، حیات جاهلی است.خوب، اگر كسی امامش را نشناسد، منتظر او نیست و اگر منتظر او نبود، حیات او حیات جاهلی است. در جاهلیت به سر می برد. ما جاهلیم یا منتظر؟!! ممكن است كسی به حسب ظاهر در خدمت قرآن باشد، در مسجد پیغمبر باشد، در جایگاه پیغمبر نماز بخواند، ولی حیات او حیات جاهلیت باشد! فاطمه كبری، فاطمه زهرا، سیده نساء عالمیان (علیها آلاف التحیه والثناء) در هنگام تلاش برای باز پس گرفتن حق خلافت و ولایت در مسجد مدینه چنین فرمود: أفحكم الجاهلیه یبغون و من احسن من الله حكماً لقوم یوقنون؛ آیا به حکم جاهلیّت رضایت می دهید و چه کسی برای مردمی که یقین دارند از حکم الهی برتر است؟»
چون اگر كسی امام زمانش را نشناسد، یقیناً منتظر او هم نخواهد بود. وقتی نشناخت و منتظر نبود، حیات او می شود حیات جاهلیت و چون حیاتش حیات جاهلی است، مرگ او هم مرگ جاهلیّت است. ولی وقتی امامش را شناخت كه او همه كارهای ما را به اذن خدا می داند، چنین انسانی منتظر اوست. پس از همه نظر خود را آماده می کند چه از نظر معنوی و پاکیزگی روحی و چه از نظر جسمی و ابزار آلات نظامی و دفاعی.
انقلاب دروني حضرت ولي عصر ( عج) ( امام زمان (ع) )

وقتي امام زمان ما و ولي عصرمان ظهور کرد چه خواهد کرد؟! برنامه هاي او چيست؟!! بسيار شنيده ايم که با ظهور او همه جا آباد مي شود و صلح و امنيّتي که همه بشريّت به دنبال آن است در جهان سايه مي افکند. دوستي و مهرباني در عالم فراگير مي شود و ... هزاران اتّفاق خوب ديگر!! امّا سؤال اين است که مولاي ما چگونه اين کارها را انجام مي دهد؟!!
به تعبير استاد علامه طباطبائي (رضوان الله تعالي عليه) به نقل از حضرت آيت الله جوادي آملي، امامان الهي، رهبري دل ها را به عهده دارند. خداوند درباره اولياء خاصّ خود چنين فرمود: «و جعلنا هم ائمه يهدون يامرنا؛ و آن ها را اماماني قرار داديم که به امر ما مردم را هدايت مي کنند.» يعني اين انبياي الهي، اين اولياي الهي را من رهبران فكري مردم قرار دادم. اينها مردم را با دستورات غيبي من هدايت مي كنند.« يهدون يامرنا؛ با امر ما هدايت مي کنند!»
حالا سؤال اين امر ما يعني چي؟!!
يك امر ظاهري است كه اين هنگام ظهور پديد مي آيد و تأسيس حكومت است، اجراي حدود است و مانند آن.
يك امر ديگري است كه در بسياري از آيات قرآني چهره ملكوتي را نشان مي دهد كه« إنّما امره اذا اراد شيئاً ان يقول له كن فيكون؛ همانا امر اوست که هنگامي که چيزي را اراده مي کند به او مي گويد باش پس مي باشد.» اولياي الهي كه رهبران دل هاي مردم اند، يهدون بامرنا يند. يعني با كن فيكون كار مي كنند. يعني به اذن خدا مي گويند باش، پس مي باشد و در قلب و روح انسان ها تأثير مي گذارند. اگر كسي بخواهد منقلب بشود، از جهل به علم منقلب بشود، از ظلم به عدل منقلب بشود، از سوء خاتمه به حسن عاقبت منتقل بشود، از دوزخ به بهشت منتقل بشود، اين با كن فيكون اي است كه ولي عصر به اذن خدا انجام مي دهد. آن تحولاتي كه در انسان پديد مي آيد، اين كار حوزه و دانشگاه نيست! آن انقلابي كه در انسان رخنه مي كند، كار مدرسه و مكتب نيست! نمونه اي از آن انقلاب را در انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام راحل (رضوان الله تعالي عليه) ديده ايم كه كل مملكت عوض شد و نمونه بارز را در اين دفاع مقدس هشت ساله ديده ايم كه طبق بيان نوراني امام سجاد (سلام الله عليه) هيچ پدري به فكر فرزند نبود و هيچ شوهري به فكر همسر نبود، دعاي امام سجاد چهره ملكوتي دارد. اينها يهدون بامرنايند. آنكه فرزند خردسالش را مي بويد و مي بوسد و براي هميشه رها مي كند و به خط مقدم مي رود، اين با تحول دروني قلب است و ديگر هيچ! اين با درس و بحث پديد نمي آيد! اگر آن شور و شوق نبود كه اين مملكت محفوظ نبود!
با كن فيكون متحول مي شوند. وگرنه اين جهان رهبران فراواني ديده است كه گاهي نهصد و پنجاه سال رنج كشيدند، ولي طرفي نبستند و کاري از پيش نبردند.
تا وجود مبارك ولي عصر نباشد و دل ها را متحول نكند، حكومت جهاني پديد نمي آيد!
پروردگارا به ما توفيق ده تا وجود مبارك ولي مان را درست بشناسيم و برنامه هاي حكومت و دولت آن حضرت را درست ارزيابي كنيم و وظيفه خود را در عصر غيبت كه احياي امر آن حضرت است عمل كنيم. آنگاه قلب ما شايسته آن بشود كه مجراي فيض ولي مان قرار گيرد و جزء يهدون بامرنا بشود. وقتي قلب هدايت شود، قالب و بدن هم به دنبال قلب هدايت شده حركت مي كند!
به اميد ظهورش...
بعد از این همه سال؟! ( امام زمان (ع) )

برخی فکر می کنند چون امام زمان علیه السلام در کودکی به امامت رسیده اند شاید خطا یا اشتباهی از ایشان سرزده باشد. در جواب اجمالی باید گفت که ما شیعیان معتقد به عصمت انبیا(ع) در كل عمر آنان از طفولیت تا كوچ از دنیا و نیز عصمت ائمه(ع) در تمامى ادوار زندگى ایشان هستیم.
منظور از عصمت چیست؟
عصمت، ملكهاى خدادادى است كه ناشی از علم غیبى و ارادهى قوى است و سبب مىشود كه معصوم از هرگونه خطا و نسیان و عصیان در مراحل فهم و ابلاغ و اجرای وحى، مصون و محفوظ باشد تا هدایت الهى بدون هیچ دخل و تصرفى در اختیار بشریت قرارگیرد. این هدف وقتی تأمین مىشود كه عصمت امام، در كل ادوار زندگى جریان داشته باشد.
فرض وقوع خطا و نسیان و عصیان یا در خردسالى انسان است كه هنوز در مرحله علم و اراده پیشرفتى نداشته و به سبب جهالت و ضعف خود لغزشهایى را مرتكب مىشود یا بر اثر شهوات و امیال حیوانى بر عقل و اراده در دوره میانسالى است و یا در اثر غلبه ضعف روحى و جسمانى در پیرى است. در حالى كه امام(ع) در هر سه مرحله با امداد إلهی، محافظت مىگردد تا بتواند نقش امامت و رهبرى را به خوبى ایفا نماید و علم غیبى و ارادهاى الهى را از همان طفولیت تا آخر با خود دارد. پس حضرت با اختیار خود مرتكب هیچگونه اشتباه و عصیانى به عمد یا به سهو نمىشوند.
گذر عمر ایشان از هزار و اندى سال نیز نمىتواند، سبب ضعف در عقل و ایمان و جسم ایشان گردد؛ زیرا نباید ایشان را با دیگران مقایسه كرد. به علاوه احادیث كثیرى داریم كه ایشان هنگام ظهور نیز در سن 40 سالگى و به صورت جوانى سرزنده مىباشند.
بطور كلى نسبت به همه ائمه(ع) چنین شهادت مىدهیم:
«و شهادت مىدهم كه شما امامان راهنما، هدایتگر، معصوم، گرامى، مقرب درگاه خدا، پرهیزكار، راستگو، برگزیده، مطیع امر خدا، اقامه كننده امر او، عامل طبق اراده او، رستگار به كرامت او هستید. خداوند شما را براى علمش برگزید و بر اطلاع شما از غیبش راضى شد و بر اطلاع بر اسرارش شما را انتخاب نمود و شما را با قدرتش برترى بخشید و با هدایتش عزیز نمود... . و راضى شد كه شما جانشینان او در زمین باشید... . خدا شما را از لغزشها حفظ كرد و از فتنهها در امان داشت و از پلیدىها پاك كرد و از شما اهل بیت عیوب را برطرف و شما را پاك و مطهر نمود» (1)
پی نوشتها:
1- مفاتیح الجنان، دعا در غیبت امام زمان (عج).
سایت اسلام کوئست.
به راستی انتظار یعنی چه؟!! ( امام زمان (ع) )

انتظار را هم از نظر فرهنگی معنا كرده اند، هم از نظر نظامی. حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند: از نظر نظامی آن است که انسان خود را آماده دفاع از ولی خدا گرداند حتّی اگر شده با یک تیر! امّا از نظر فرهنگی، هم باید به احیای خود بپردازد و هم به احیای دیگران. خود را از گناهان پاک گرداند و از معاصی الهی دور نگه دارد و نیز کمک کند تا دیگران نیز با اهل بیت آشنا شوند و معارف الهی را دریابند.
از وجود مبارك امام رضا (علیه و علی آبائه و ابنائه آلاف التحیه والثناء) رسیده است كه فرمودند: «رحم الله امرء حدث نفسه علینا و احیا امرنا؛ خداوند رحمت کند کسی را که نفسش را برای ما آماده می کند و امر ما را زنده می دارد.» یعنی در عصر غیبت منتظر ما باشد به این نحو كه خود را در محدوده امر ما منحصر كند و تنها امر ما را اطاعت کند و از قلمرو دستورات ما بیرون نرود و در یک کلام خودسازی کند. از طرف دیگر تلاش و كوشش انسان این باشد كه امور اهل بیت، معارف اهل بیت، آثار اهل بیت، مكتب اهل بیت را احیاء كند، یعنی به احیای دیگران بپردازد.
بهترین انتظار آن است كه انسان قلب خود را در اختیار كسی قرار بدهد كه او به ا ذن خدا آن را زیر و رو كند؛ انسان اگر متحول شد و منقلب شد، عالم را در كام خود شیوا و شیرین می بیند. چیزی برای او تلخ نیست. هیچ حادثه ای آن توان را ندارد كه قلب متحول شده را قبض كند! آن گاه از صمیم قلب فریاد می زند:
گسترش فساد و قيام امام مهدي (عج) ( امام زمان (ع) )
گسترش فساد و قيام امام مهدي (عج)
برداشت قشري مردم از مهدويت و قيام و انقلاب مهدي موعود، اين است كه صرفا ماهيت انفجاري دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها، تبعيض ها، اختناق ها، حق كشي ها و تباهي ها ناشي مي شود؛ نوعي سامان يافتن است كه معلول پريشان شدن است. آن گاه كه صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقيقت هيچ طرفداري نداشته باشد، باطل يكه تاز ميدان گردد، جز نيروي باطل نيرويي حكومت نكند و فرد صالحي در جهان يافت نشود، اين انفجار رخ مي دهد و دست غيب براي نجات حقيقت _ نه اهل حقيقت، زيرا حقيقت طرفداري ندارد _ از آستين بيرون مي آيد.
اين گروه طبعاً به مصلحان، مجاهدان، آمران به معروف و ناهيان از منكر، با نوعي بغض و عداوت مي نگرند؛ زيرا آنان را از تاخير اندازان ظهور و قيام مهدي موعود(عج) مي شمارند. بعكس، اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمير و انديشه، با نوعي رضايت به گناهكار و عاملان فساد مي نگرند؛ زيرا اينان مقدمات ظهور را فراهم مي نمايند.
آيات قرآن كريم، در جهت عكس برداشت بالاست. ظهور مهدي موعود، حلقه اي از حلقه هاي مبارزه اهل حق و باطل است كه به پيروي نهايي اهل حق منتهي مي شود. سهيم بودن يك فرد در اين سعادت، موقوف به اين است كه آن فرد عملا در گروه اهل حق باشد. آياتي كه بدانها در روايات اسلامي استناد شده است، نشان مي دهد كه مهدي موعود (عج) مظهر نويد است كه به اهل ايمان و عمل صالح داده شده است. مظهر پيروزي نهايي اهل ايمان است. ظهور مهدي موعود منتي است بر مستضفعان و خوار شمرده شدگان، و وسيله اي است براي پيشوا و مقتدا شدن آنان و مقدمه اي براي وراثت آنها؛ خلافت الهي روي زمين.
ظهور مهدي موعود، تحقق بخش وعده اي است كه خداوند متعال از قديمترين زمانها در كتب آسماني به صالحان و متقيان داده است كه زمين از آن آنان است و پايان، تنها به به متقيان تعلق دارد.
حديث معروف كه مي فرمايد: « يملا الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا » نيز شاهد مدعاي ماست، نه بر مدعاي آن گروه. در اين حديث نيز تكيه روي ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است، و مي رساند كه قيام مهدي براي حمايت مظلوماني است كه استحقاق حمايت دارند.
شيخ صدوق روايتي از امام صادق(ع) نقل مي كند مبني بر اين كه «اين امر تحقق نمي پذيرد؛ مگر اين كه هر يك از شقي و سعيد، به نهايت كار خود برسد.» پس سخن در اين است كه گروه سعدا و گروه اشقيا هر كدام به نهايت كار خود برسند.
در روايات اسلامي سخن از گروهي زبده است كه به محض ظهور امام، به آن حضرت ملحق مي شوند. بديهي است كه اين گروه يكباره خلق نمي شوند و به قول معروف، از پاي بوته هيزم سبز نمي شوند. معلوم مي شود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمينه هايي عالي وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش مي دهد. اين خود مي رساند كه نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است؛ بلكه فرضا اگر اهل حق از نظر كميت، قابل توجه نباشد، از نظر كيفيت، ارزنده ترين اهل ايمانند و در رديف ياران سيدالشهدا. (ر.ك: مرتضي مطهري، قيام انقلاب مهدي(عج)، صص 54، 55، 56، 57 و 58.)
براي توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:
بعضي ها شبهه اي را مطرح كرده اند و مطلب خود را به احاديث استناد مي دهند و آن اينكه در حديثي آمده:«هر كس تا قيام قائم ما اگر قيام نمايد باطل است و در راه ما كشته نشده است» . ويا اينكه در برخي احاديث «زمان ظهور امام زمان (عج)پس از گسترش فساد در جهان» است؛ لذا با اين گونه احاديث مي خواهند القا كنند كه انقلاب اسلامي، قيام حضرت امام ( قدس ) وتلاش براي ساختن جامعه اي اسلامي و اصلاح جامعه ، مردود است . در پاسخ به اين گونه شبهات بايد توجه داشت:
يكم_ مبارزه با فساد زمينه ساز ظهور است :
تلاش براي اصلاح جامعه و آمادگي مؤمنان راستين براي ظهور امام زمان(عج) منافات با فساد سراسري در آخر الزمان ندارد بلكه بر حسب روايات در آخر الزمان سراسر زمين را ظلم و ستم و فساد در بر مي گيرد و در عين حال گروهي از شيعيان و مؤمنان چون كوهي استوار هستند كه انتظار ظهور امام را مي كشند تا در زير پرچم ايشان عدالت و معنويت و صلاح در سراسر گيتي گسترش دهند.
از سوي ديگر بـايـد تـوجه نمود؛ كه شرط ظهور امام , هرگز منحصر به گسترش فساد در اجتماع انسانى نـيـسـت ; بلكه هرگاه مردم جهان از نظر رشد فكرى و كمالات روحى به حدى برسند كه بتوانند ارزش وجود امام را درك نمايند و شايسته رهبرى او گردند , در اين صورت امام (عج ) بدون هيچ قيد و شرطى ظهور نموده و از پس پرده غيب بيرون مى آيد . در كـتـابـ هاى عقايد و مذاهب بطور مبسوط و گسترده بحث و بررسى شده است كه مانع اساسى براى غيبت امام , اخلاق و روحيات و عدم آمادگى جامعه انسانى ظهور و حكومت آن حضرت است و اگر اين مانع برطرف گردد , دوران غيبت او سپرى خواهد شد . چنانكه خواجه نصير الدين طوسى مي نويسد : «...عـدمـه منا : هرگاه او از تصرف در امور مردم خوددارى مى كند و در پس پرده غيبت به سر مى برد و به بزرگترين آمال و آرزوى بشر تحقق نمى بخشد , براى موانعى است كه خود مردم بر سر راه او بـه وجود آورده اند و علت اساسى سلب اين نعمت , خودمردم هستند و اگر خود مردم براى حكومت واحد جهانى - آن هم بر پايه فضيلت و اخلاق و عدل و داد و رعايت حقوق و احكام اسلامى - آمـادگـى پيدا كنند , بطور مسلم آشكارخواهد شد و هيچ گاه از ناحيه خداوند كوتاهى از ابراز لطف نبوده , اين خودمردمند كه ظهور حكومت حقه الهى را به تاخير انداخته اند ...» (1)
بـنابر اين , توسعه فساد و گسترش آلودگى , شرط اصلي ظهور امام نيست كه به جزآن , به فـكر راه ديگرى نباشيم و در پيدايش آن تسريع نماييم , بلكه راه نزديكترى دارد كه همان پيدايش لياقت و شايستگى در مردم است . و بـه عـبـارت ديـگـر , شرط رهبرى دو چيز است :1 - وجود رهبر
2 - آمادگى مردم براى پذيرش رهـبر . مسلما اگر شرط دوم از ناحيه مردم تحقق يابد , خداوند شرط اول را بلافاصله ايجادخواهد نمود . افزون براين بايد توجه داشت كه گـسـترش فساد و آلودگى جامعه بشرى هدف نيست , بلكه زمينه را براى ظهور حضرت مهدى (عج ) و اصلاح جامعه انسانى فراهم مى سازد ; زيرا هنگامى كه ظلم وجور زمين را فـرا گرفت و بشريت گرفتار تبعيضات ناروا و مفاسد گوناگون گرديد ومشكلات طاقت فرسا گريبان انسانها را گرفت و تجارب مختلف نشان داد كه انسان تنهابه اتكاى نيروى خود و قوانينى كـه وضـع كـرده نـمى تواند مشكلات را ريشه كن سازد وعدالت اجتماعى را در سراسر كره زمين مستقر نمايد ; در اين هنگام , آمادگى فكرى كامل براى پذيرش برنامه يك رهبر الهى پيدا مى كند كه بيماريهاى اين بيمار خسته را با نسخه هاى آسمانى خود درمان نمايد و مى فهمد كه نقش ديگر و انقلاب برترى لازم است كه به همه نابسامانيها خاتمه بخشد . اصـولا هيچ نهضت اصلاحى بدون يك زمينه فكرى قبلى انجام نمى پذيرد و اصل عرضه وتقاضا كه يك اصل اقتصادى است , در عين حال , يك اصل اجتماعى نيز مى باشد و تادرخواستى در مردم نباشد , عرضه هر نوع كالاى معنوى و مادى بى ارزش و بى ثمر خواهدبود . ولـى آيـا زمـينه فكرى و آمادگى روحى براى يك نهضت اصلاحى و جهانى , كه منجر به برقرارى حـكـومـت واحد جهانى , آن هم بر اساس عدل و داد و ارزشهاى اخلاقى و رعايت حقوق و مقررات اسلام گردد كافى است , يا اين زمينه فكرى پشتوانه ديگرى لازم داردكه اين دگرگونى فكرى را بـه صـورت انـقلابى خارجى درآورد و هر نوع مانع را از سرراه نهضت بردارد و از اين زمينه فكرى حداكثر بهره بردارى را بنمايد . نـه تنها تجارب بى شمار و آزمايشهاى متوالى اين مطلب را تصديق مى كند , بلكه روايات و احاديث زيـادى كـه دربـاره نـهضت اين مصلح جهانى وارد شده است , آشكارامى رساند كه انقلاب آخرين حـجـت الـهى پس از پديد آمدن يك زمينه فكرى , نياز به قدرت و نيرو دارد كه بتواند در پرتو آن قـدرت , از زمـينه هاى موجود بهره بردارى كند وهر مانعى را كه بر سر راه نهضت خود وجود دارد برطرف سازد و در احاديث اسلامى به وجود انصار و ياران و تعداد آنها و اين كه قيام حضرت مهدى (عج ) توام با قدرت و نيرو خواهد بود , تصريح شده است . در اين موقع ما بايد براى تامين منظور دوم و تربيت اعوان و انصار و سربازان فداكار كه جان به كف در راه آرمـانهاى الهى نبرد و فداكارى نمايند , در پرورش افراد صالح و جانباز بكوشيم و تا آنجا كه امـكـانـات اجازه مى دهد , براى يك چنين نهضت وسيع جهانى , افرادى را تربيت كنيم كه بتوانند آرمـانـهـاى جـهـانى آن حضرت رادر سرتاسر جهان تحقق بخشند و يك چنين هدف مقدسى در صـورتى انجام مى گيرد كه مصلحان اجتماع دست روى دست نگذارند و از هيچ گونه اقدامى در راه تربيت افراد با ايمان دريغ نورزند .
از هـمـه اين ها گذشته , ما بايد موقعيت خود را در زمينه انقلاب حضرت مهدى (عج ) مـشـخـص كـنيم ; بديهى است اگر ما به گسترش فساد كمك كنيم , از كسانى خواهيم بود كه انـقـلاب حـضـرت مـهدى (عج ) براى درهم كوبيدن آنها صورت مى گيرد و اگردرصدد اصلاح جامعه بكوشيم , از كسانى خواهيم بود كه در ارتش انقلابى حضرت مهدى (عج ) همكارى مى كنند ; بـنابر اين , به فرض اين كه با كمك كردن به توسعه فساد ,ظهور حضرت مهدى (عج ) را به پيش بـيـندازيم , وضع خود را بطور قطع به خطرانداخته ايم , مگر نه اين است كه حضرت مهدى (عج ) بـراى كوتاه كردن دست فاسدان وبرچيدن بساط ظلم و فساد قيام مى كند , ما چگونه مى توانيم با گـسـترش فساد از انقلاب او بهره مند شويم ؟بنابر اين , سكوت در برابر فساد و يا كمك به توسعه فساد - چه از لحاظ كلى و چه از نظر شخصى - براى ظهور حضرت مهدى (عج ) صحيح نيست . بيشتر به نظر مى رسد كه اين شبهه را كسانى درست كرده اند كه مى خواهند از زير بار مسووليتها فرار كنند و يا آلوده به هر فسادى شوند(2).
دوم_ در زمان غيبت تشكيل حكومت اسلامي واجب است:
تشكيل حكومت اسلامي امري مهم و ضروري است زيرا كه بخش عظيمي از قوانين اسلامي، برنامه هايي سياسي اجتماعي است كه جز در سايه يك تشكيلات و حكومت قابل اجرا نيست. و چون اين احكام دائمي است و در زمان غيبت هم لازم الاجرا است بنابراين هر گاه تشكيل حكومت امكان داشته باشد به عنوان مقدمه اجراي احكام الهي ، واجب است به آن اقدام گردد .(3)
آنچه در روايات به عنوان نهي از قيام پيش از قيام حضرت مهدي(عج) آمده معني و مفهوم خاصي دارد كه نياز به تحقيق جامع دارد. روشن است كه احاديث در هر موضوعي هم از حيث سند و راويان بايد مورد بررسي قرار گيرند و هم از جهت محتوا و مضمون، در بحث قيام پيش از ظهور مهدي(عج) نيز چنين است . بسياري از روايات اين بخش غير قابل اعتمادند و آنها كه معتبرند تنها قيام هايي را مردود مي شمارد كه رهبر آن مدعي مهدويت باشد و به عنوان قائم آل محمد (ص) قيام كند(4) يا هدف غير الهي داشته باشد يا بدون تهيه مقدمات و اسباب لازم و قبل از فرا رسيدن زمان مناسب اقدام شود. اما اگر رهبر قيام نه به عنوان مهدويت و نه به منظور تأسيس حكومتي در برابر حاكميت الله، بلكه به منظور دفاع از اسلام و قرآن و مبارزه با ظلم و استكبار و به قصد تأسيس حكومت اسلامي و اجراي كامل قوانين آسماني قيام كرد و مقدمات نهضت را نيز پيش بيني نمود و مردم را به ياري طلبيد، روايات مذكور چنين نهضت و انقلابي را مردود نمي شمارد و پرچم چنين نهضتي را پرچم طاغوت نمي شمارد. تأسيس چنين حكومتي به منظور حاكميت الله و در مسير حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) و زمينه ساز آن مي باشد. بنابر اين احاديث مذكور مخالف چنين قيام و نهضتي نخواهد بود.(5)
اين احاديث(مخالف قيام) در شرائطي صادر شده است كه عده اي از علويان و يا حتي از عباسيان ، براي مقابله با حكومت اموي و با استفاده از جهل مردم، خود را به عنوان مهدي موعود كه پيامبر(ص) وعده ظهور او را بشارت داده بود، قلمداد مي كردند و از مردم براي خود بعنوان مهدي منتظر بيعت مي گرفتند. در چنين اوضاعي ائمه(ع) با موضع گيري بجا جلوي سوء استفاده آنان را گرفتند . شاهد اين قضيه اين است كه «مهدي عباسي» كه يكي از خلفاي ظالم عباسي است بهمين جهت لقب مهدي به خود داده و از مردم بيعت گرفت و نيز محمد بن عبدالله بن الحسن _ معروف به نفس زكيه، به نام مهدي موعود براي خود از مردم بيعت مي گرفت و حتي از امام صادق(ع) نيز خواست كه بنام مهدي آل محمد (ص) با او بيعت كند و همراه او در جنگ با بني اميه شركت نمايد! وقتي امام صادق(ع) حاضر به بيعت با اين عنوان نشد «عبدالله» پدر محمد، سخت عصباني شد و به حضرت، سخناني ناروايي نيز گفت ودر اين مناظره حضرت به عبدالله مي فرمايد: نه پسر تو آن مهدي موعود است و نه الان وقت قيام است و اگر مي خواهيد براي خدا غضب كرده و امر به معروف و نهي از منكر نماييد شما پدر محمد، شيخ ما هستي و بفرماييد رهبري قيام را بر عهده بگيريد ما نيز با شما بيعت مي كنيم.(6)
اين روايت خود دليل بر اين است كه از نظر ائمه هر قيامي محكوم نبوده بلكه امام(ع) براي شركت در قيامي كه براي امر به معروف و نهي از منكر باشد اعلام همكاري نيز نموده است و اين گونه قيام و انقلاب را امضا نموده و مشروع اعلام فرموده است. غالب روايات نهي از قيام كه مخالفين به آن استناد نموده اند، از اين نوع روايات و در چنين فضايي صادر شده است و منع از قيام مشروط و ناظر به افراد خاص است نه مطلق.
انقلاب اسلامي ايران نيز به رهبري فقيهي جامع شرايط و آگاه به شرايط زمان و مكان شكل گرفته است. رهبري كه انگيزه الهي او و اخلاص او مورد اعتراف دوست و دشمن بود. همگان مي دانستند كه او جز براي اهداف الهي و اسلامي و اجراي قوانين الهي قيام نكرده و در راه نهضت نيز بر همه قوانين خدايي پايبند است. او در اين مسير پيوسته مورد تاييد عالمان ديني و متفكران اسلامي شيعه و سني بود و حتي علمايي كه معتقد به تلاش براي تآسيس حكومت اسلامي نبودند نيز پس از تشكيل حكومت اسلامي تآييد و حمايت از حكومت اسلامي را لازم مي دانند. تأييدات الهي همواره همراه اين انقلاب بوده، از اين رو در عرصه داخل و خارج به موفقيت هاي فراوان دست يافته است . بعضي ناكامي هايي كه ديده مي شود معلول كارشكني ها و دشمني هاي فراوان زورمداران شرق و غرب و مرتجعان منطقه بوده است. اين انقلاب نقطه مقابل منافع شرق و غرب بوده و هميشه مورد هجوم دشمنان خدا و مسلمين بوده است و با اين همه چون شجره اي طيبه و بارور ايستاده است و چون شمعي فراروي مسلمين عالم و آزادگان جهان است.
گذشته از اينها روايات متعددي درباره آخر الزمان و علائم ظهور است كه اشاره دارد پيش از قيام و ظهور مقدس حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه، در ايران و بين حكومت هاي شيعي و مورد تأييد امام تشكيل مي شود و در دنياي پر از ظلم و جور آن زمان، مردم را به حق و عدالت دعوت مي كنند. در اين روايات به قيام ايرانيان و حكومت آنها تأييد بسياري شده است. آقاي علي كوراني از علماء لبناني مقيم ايران، روايات مربوطه را جمع آوري و دسته بندي كرده اند و با توضيحاتي جامع درباره اين روايات توضيح داده است. (7)
پس نه تنها حكومت جمهوري اسلامي، مصداق رواياتي كه نهي از قيام و احيانا تشكيل حكومت مي كند نيست، بلكه به دليل عقل و نقل مصداق واقعي حكومت زمينه ساز حكومت جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه است و همين امر نشان مي دهد رواياتي كه نهي از قيام مي كنند بررسي دقيق تري شوند و درباره آنها بيشتر انديشه شود. حداقل اينكه اين روايات قيامهاي برحق و مطابق برنامه ائمه را شامل نمي شوند.
تفسير صحيح روايات باطل بودن قيام هاي قبل از ظهور چنين است:
1- اگر روايات مذكور به معناي ظاهري آنها كه برخي خيال كرده اند، گرفته شود، معناي آن و جوب سكوت در برابر همه ظلم ها و طاغوت ها و بي عدالتي ها است و اين مخالفت نص صريح قرآن و روايات مكرر اهل بيت عليهم السلام است كه اسلام دين عدالت است و مردم را به عدالت و زندگي عادلانه دعوت كرده و سكوت در برابر اهل ظلم و كفر را جايز ندانسته است. بنابراين قيام امام حسين عليه السلام تنها براي ايشان جايز بود و عملي نيست كه بشود از آن پيروي كرد و كلام امام حسين عليه السلام خطاب به كوفيان كه فرمود «فلكم في اسوه» همانا من براي شما الگو هستم،(8) لغو مي گردد و ما تنها موظفيم براي امام حسين عزاداري كنيم و پيروي از سنت و روش ايشان براي ما جايز نيست. ضمن اينكه قيام عليه طاغوت و ظلم مقدمه تشكيل حكومت عدل است و اگر ما پيش از ظهور دعوت به سكوت شده باشيم به آياتي كه دلالت بر جامعيت اسلام دارد (9) و همچنين روايات متعددي كه بر اين واقعيت دلالت دارند لغو مي گردند. بنابراين معناي روايات غير از آن است كه برخي با وجوب سكوت برداشت كرده اند.
2- امام علي(عِ در وصف مردم در آخر الزمان مي فرمايند: «... تضل فيها اقوام و يهتدي فيها اخري؛ در آن زمان گروههايي گمراه مي شوند و گروهي ديگر بر هدايت ثابت قدم مي مانند...»
بعد امام(ع) در وصف گروه هدايت شدگان مي فرمايند: «اولئك خيار هذه الامه مع ابرار هذه العتره؛ آنها بهترين اين امت هستند كه با خوبان اين خاندان (پيامبر اكرم(ص)) به سر مي برند» (10) روايت شريفه صريح است در اين كه مردم آخر الزمان دو گروه هستند گروهي به بيراهه گمراهي كشانده مي شوند اما بهترين اين امت در شاهراه خير و صلاح و هدايت ثابت قدم مي مانند. در اين دوران هر چه اهل باطل و شر و ستم در رفاه و آسايش هستند اهل حق در سختي به سر مي برند زيرا حاكميت با ظلم و ستم است و اهل حق در اقليت به سر مي برند.
3- امام سجاد(ع) مي فرمايند: «ان اهل زمان غيبته القائلين بامامته والمنتظرين لظهوره... الدعاه الي دين الله عزوجل سرا و جهرا» معتقدان به مهدي و منتظران ظهور او در عصر غيبت .... (داراي چنين صفاتي هستند كه) در پنهان و آشكار مردم را به دين خدا فرا مي خوانند. (11)
4- امام صادق(ع) مي فرمايند: «... و رايت اصحاب الايات يحقرون و يحتقر من يحبهم» مردمان حق را مي نگري كه خوار شمرده مي شوند و هر كس به آنها علاقه داشته باشد نيز كوچك شمرده مي شود. (12)
برخورد امروز دولت مستكبر آمريكا و دنباله روان آن با مردم ايران و مسلمانان نمونه اي از تحقق اين روايت است. آري در اين زمان حفظ دين بسيار سخت است.
5- پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: «لاحدهم اشد بقيه علي دينه من خرط القتاد في الليله الظلماء او كالقابض علي جمر الغضاء» هر يك از آن (مؤمنان) دين خويش را به سختي نگاه مي دارد چنان كه گويي درخت خار مغيلان را در شب تاريك با دست پوست مي كند يا آتش پر دوام را در دست نگاه مي دارد(13).
آري حفظ و نگهداري دين، بسيار سخت است و به اين دليل است كه انتظار فرج بهترين عبادت است.
6- پيامبر اسلام(ص) مي فرمايد: «افضل اعمال امتي انتظار الفرج من الله عز وجل» انتظار فرج از جانب خداوند متعال برترين عمل امت من است (14).
7- امام علي(ع) مي فرمايد: «المنتظر لامرنا كالمتشحط بدمه في سبيل الله» منتظر امر ما، بسان كسي است كه در راه خدا به خون خود غلطيده است (15).
در چنين زمان پر فتنه اي است كه به ما دستور داده اند كه هوشيار باشيم و مواظب دين خود باشيم زيرا از هر طرف براي گمراهي ما تلاش مي شود.
زور و زر و تزوير و تبليغات و سياست بازي ها و تهديدها و هزار و يك اقدام ديگر در سر راه ماست تا ما را از دين حق جدا كند.
خلاصه كلام اين كه در برابر ظلم و فساد سراسري كه جهان را پر كرده است گروهي مؤمن واقعي هستند كه انتظار عدالت گستر را مي كشند و زمينه ساز ظهورند.
«آنها پولاد دل اند و همه وجودشان را يقين به خدا پر كرده است. مردماني سخت تر از صخره ها» (16).
«آنها در حالي كه پيامبر را نديده اند و امامشان هم پنهان است به سبب يقين قلبي، داراي ايماني مستحكم هستند» (17).
«آنها برادران پيامبر(ص) هستند كه او را نديده اند، اما به او ايمان دارند و او را از صميم قلب دوست مي دارند و با تمام وجود او و دين او را ياري مي رسانند» (18).
«آري چنين مردماني برترين مردم همه زمان ها هستند زيرا خداوند عقل ها و فهم ها و شناخت آنها را قوت بخشيده است به حدي كه امام غائب نزد آنها همچون امام حاضر است و به نهايت درجه اخلاص رسيده اند» (19).
«چقدر مقام آنها بالاست كه پاداش يك نفر اين گروه همانند پاداش پنجاه صحابه پيامبر(ص) است كه در ركاب آن حضرت در جنگ هاي بدر و احد و حنين جنگيده اند، زيرا سختي ها و آزار ها و رنج هايي كه بر آنان وارد مي شود، فوق طاقت اصحاب پيامبر(ص) است و اگر چنين رنج ها و آزارهايي به اصحاب پيامبر(ص) مي رسيد شكيبايي نمي داشتند» (20).
پس بكوشيد جزء اين گروه باشيد تا نامتان را در فهرست ياران با اخلاص امام مهدي حضرت بقيه الله الاعظم(عج) ثبت كنند و جزء برادران ودوستان پيامبر بزرگوار اسلام(ص) و شهدا در ركابش شمرده شويد.(21)
پي نوشت ها:
1_ تجريد العقائد، خواجه نصير الدين طوسى ،انتشارات صيدا , صفحه 226 .
2_ پاسخ به پرسشهاى مذهبى، ناصرمكارم شيرازى و جعفر سبحانى.
3_ ر.ك :حكومت اسلامي، امام خميني(ره).
4_ ر.ك: سيماي آفتاب ، حبيب الله طاهري.
5_ ر.ك : دادگستر جهان ، ابراهيم اميني.
6_ ارشاد مفيد، ص 260.
7_ علي كوراني، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالي، ص 217 - 275، تهران: شركت چاپ و نشر بين الملل سازمان تبليغات اسلامي، چاپ دوم 1379.
8_ تحف العقول، ص505
9_ مائده، 33-38؛ نور، 2؛ حجرات، 9؛ انفال، 39-60
10_ بحارالانوار، ج 51، ص 118
11- كمال الدين، شيخ صدوق، ص 320
12_ بحارالانوار، ج 52، ص 256
13_ همان، ص 124
14_ همان، ص 128
15- همان، ص 123
16- همان، ص 308
17- از پيامبر اكرم(ص)، همان، ص 125
18_ از پيامبر اكرم(ص)، همان، ص 132
19_ كمال الدين، ص 320
20_ بحارالانوار، ج 52، ص 130
21_ براي اطلاع بيشتر نگا: كوراني، علي؛ عصر ظهور؛ ترجمه عباس جلالي؛ شركت چاپ و نشر بين الملل سازمان تبليغات اسلامي؛ تهران؛ چاپ دوم 1379 (بحث ايرانيان و نقش آنان در ظهور و زمينه سازي ظهور صفحات 275 - 211)
آخرين دولت ( امام زمان (ع) )

يكم- اصول كلي پيرامون ساختار حكومت اسلامي:
از مجموع آنچه در متون و منابع معتبر ديني درباره دولت و حكومت آمده است، چنين برميآيد كه اسلام بر شكل خاصي از ساختار نظام سياسي با جزئيات مشخص اصرار ندارد؛ بلكه اسلام فراتر از معرفي شكل خاصي از حكومت و متناسب با احكام ثابت و تغييرناپذير خود، چارچوب كلي و كلاني را معرفي كرده كه آن چارچوب در درون خود تغييرات و اشكال متعدّد و متنوعي را پذيرا ميشود. اسلام نه به طور كلي مردم را به حال خود رها كرده كه هر چه خواستند، انجام دهند و نه شكل تنگ و محدودي را براي حكومت معرفي ميكند كه فقط در شرايط زماني و مكاني محدودي قابل اجرا باشد. چارچوب كلاني كه اسلام ارائه ميدهد، از دامنه و خطوط وسيعي برخوردار است كه همه اشكال صحيح و عقلايي حكومت در آن ميگنجد. اما شكلهاي مختلف حكومت، نبايد از آن چارچوب فراتر بروند. اين چارچوب در زماني با شكل و ساختار خاصي ظهور مييابد و در زمان ديگر با شكل و ساختاري ديگر و هيچ يك از آن دو شكل و ساختار، با ماهيت اسلامي بودن حكومت، تضاد و منافات ندارد. اين مطلب نتيجه اين مسئله دقيق علمي و عقلاني است كه احكام ثابت و تغييرناپذير اسلام كه براي همه جوامع تا روز قيامت وضع شدهاند، از ساختاري كلان و كلي برخوردارند و در مقابل آنها، احكام جزئي و متغيّر، متناسب با شرايط خاص زماني و مكاني وضع ميگردند. از جمله احكام متغير، احكام حكومتي است كه در هر زماني توسط ولي فقيه، صادر و يا امضا ميگردد و اطاعت و تبعيت از آن احكام، با همان قالب و شكلي كه دارند، واجب است.علامه طباطبايي نيز در رساله «ولايت و زعامت در اسلام» چنين نظري دارند. به عبارت ديگر در حكومت اسلامي، برخي از امور مربوط به ساختار حكومت، ثابت و پايدار، و بعضي ديگر شناور و انعطافپذير است؛ مثلاً حكومت اسلامي، حكومتي ولايي است و بايد فرد معصوم و يا نزديك ترين شخصيت از نظر علم، تقوا، كياست و توانايي به معصومان (ع)، در رأس آن باشد. در عين حال از نظر متمركز (Concentrated) و نامتمركز (Decentralized) بودن، تابع اوضاع زمان و مكان است.اصول حاكم بر ساختار نظام سياسي اسلام عبارتند از:
1. ضرورت مشروعيت الهي مجريان.
2. ضرورت اسلامي بودن قوانين.
3. توجه به جايگاه مهم مردم، به عنوان مبدأ شكلگيري و كارآمدي همه نهادها.
4. خطاپذيري مجريان و ضرورت نظارت بر آنها.
خلاصه آن كه اسلام شكل و مدل خاصي براي حكومت ارائه نميدهد؛ بلكه اصول و چارچوبهاي كلي خاصي را بيان ميكند و حكومت نبايد خارج از اين چارچوبها باشد. حال با عنايت به شرايط و نيازمنديهاي زمان ها و مكان هاي گوناگون، هر مدل كه بيشترين انطباق را با اين چارچوبها داشت، مورد تأييد اسلام است. ( ر.ک: چرا جمهوري اسلامي ، عليرضا محمدي ، مجله پرسمان ، ش 31 )
بر اين اساس در زمان حضور معصوم (ع) شكل الهي حکومت ، دولتمداري فرد معصوم است كه در راس هرم قدرت سياسي قرار گرفته واختياراتش را مستقيما از خدا ميگيرد و با تعيين خاص الهي - بدون دخالت مردم و آرائشان - دولتمداري ميكند . اما با اين حال توجه به رأي مردم در ساير حوزه هاي مشورتي و اجرايي يكي از اصول مهمي است، در متون اسلامي از جايگاه بااهميتي برخوردار ميباشد؛ در اين خصوص، ميتوان به آيات و رواياتي كه در مورد شورا، بيعت مردم، مسئوليت مردم، مسئوليت عمومي مسلمانان، اهتمام به امر مسلمانان و... وجود دارد، اشاره نمود؛ مثلاً در مورد شورا، دو آيه «و امرهم شورا بينهم» و «وشاورهم في الامر»(شوري (42)، آيه 38-39؛ آل عمران (3)، آيه 159. ) در قرآن آمدهاند. همچنين در سيره معصومان عليهمالسلام آمده است: «انّ رسولالله كان يستشير اصحابه ثم يعزم علي ما يردالله؛ رسول خداصلياللهعليهوآله اين گونه بودند كه با اصحاب خود مشورت ميكردند؛ سپس تصميم به انجام آن چه خدا اراده فرموده، ميگرفتند».(محاسن برقي، ص 601.)
( جهت مطالعه بيشتر ر.ك:ساختار حكومت اسلامي ، سيد صمصامالدين قوامي،حكومت اسلامي، سال چهارم، شماره اول)
دوم-حكومت حضرت مهدي(عج) :
بر اساس آيات و روايات بسيار متعدد ، نظام سياسي - اداري كه حضرت مهدي(عج) برپا ميكند داراي همانويژگيهاي حكومت نبوي و علوي است; با اينتفاوت كه حكومت نبوي و علوي تنها درگسترهاي محدود از كره خاك و در مدتزماني ناچيز برقرار شد و آن حضرتهم به دليل درگيري در جنگهاي داخلي، نتوانستبه همه آنچه كه در نظرداشت جامه عمل پوشد; اما امام مهدي، عليهالسلام، با پيش گرفتن سيرهجدش ، تا آستانه برپايي قيامت جهان را از عدالت پرميسازد و به همه اهدافخود دست مييابد. و آنچه را كه خواست پيامبر خاتم (ص )بوده است، محقّق مي سازد. در حديثي از پيامبر اكرم(ص) چنين نقل شده است: « سُنَّتُهُ سُنَّتِي، يُقِيمُ النَّاسَ عَلي مِلَّتي وَ شَريعَتِي وَ يَدْعُوهُمْ إلي كِتابِ رَبّي عَزَّوَجَلَّ »؛ سيره و سنّت او(مهدي)، سيره و سنّت من است. ( كمال الدين، ج2، ص411.)
اداره سرزميني به گستردگي دنيا، كار دشواري است كه تنها با برخورداري از رهبري الهي و كارگزاراني دلسوز ومعتقد به نظام الهي و حاكميت اسلام امكانپذير است. آري، امام(ع) براي اداره سرزمينها وزيراني را ميگمارد كه پيشينه مبارزاتي داشته، در تجربه و عمل، پايداري و قاطعيت از خود نشان دادهاند. استانداراني با شخصيتي قوي، اداره روش امور استانها را به عهده ميگيرند كه جز مصالح كشور اسلامي و خشنودي خداوند، به چيز ديگري نميانديشند. روشن است، كشوري كه مسؤولانش داراي اين ويژگيها باشند، بر دشواريها پيروز ميشود و ويرانيهاي حكومتهاي پيشين با موفقيّت به آباداني تبديل ميگردد .
از اين رو، در روايات تركيب دولت امام مهدي(عج) را از پيامبران، جانشينان آنان، تقواپيشگان و صالحان روزگار و امّتهاي پيشين و از سران و بزرگان اصحاب پيامبر(ص) بيان ميكند كه نام برخي از آنان بدين گونه است: حضرت عيسي(ع)، هفت نفر از اصحاب كهف، يوشع وصي موسي(ع)، مؤمن آلفرعون، سلمان فارسي، ابودجانه انصاري، مالك اشتر نخعي و قبيله همدان.
از حضرت عيسي(ع) در روايات با واژههاي گوناگوني مانند وزير، جانشين، فرمانده و مسؤول در حكومت ياد شده است: «عيسي(ع) به حضرت مهدي(عج) ميگويد: همانا من به عنوان وزير فرستاده شدهام؛ نهامير و فرمانروا.» ، «حضرت عيسي(ع) وزير حضرت قائم و پرده دار و جانشين آن حضرت است.» ، «... آنگاه عيسي فرود ميآيد و مسؤول دريافت اموال حضرت قائم(عج) ميشود و اصحاب كهف نيز در پشت سر او خواهند بود.» و امام صادق(ع) ميفرمايد: «هنگامي كه حضرت قائم آل محمد(ص) قيام كند، هفده تن را از پشت كعبه زنده ميگرداند كه عبارتند از: پنج تن از قوم موسي(ع)؛ آنان كه به حق قضاوت كرده وبا عدالت رفتار ميكنند، هفت نفر از اصحاب كهف، يوشع وصي موسي، مؤمن آلفرعون، سلمان فارسي، ابادجانه انصاري و مالك اشتر». ابن عباس ميگويد:« اصحاب كهف، ياران مهدي هستند. » ؛ حلبي ميگويد: «اصحاب كهف همگي از نژاد عربند و جز به عربي سخن نميگويند. آنان وزيران مهدي هستند.»
از روايات و سخنان بالا نتيجه ميگيريم كه بار سنگين حكومت و اداره سرزمينهاي پهناور اسلامي را نميتوان به دوش هر كس نهاد؛ بلكه افرادي بايد اين مسؤوليت را بپذيرند كه بارها آزمايش شده، شايستگي خود را در آزمايشهاي گوناگون به اثبات رسانده باشند. از اين رو، ميبينيم كه در رأس وزيران حكومت مهدي(عج)، حضرت عيسي(ع) قرار دارد كه يكي از پيامبران اولواالعزم است. همچنين از جمله مسؤولان برجسته حكومتي او سلمان فارسي، مقداد، ابودجانه و مالك اشتر ميباشند كه شايستگي سرپرستي كارها را در روزگار پيامبر(ص) و اميرمؤمنان(ع) داشتهاند و قبيله همدان كه برگهاي درخشاني را در تاريخ اسلام و در روزگار حكومت علي بن ابيطالب(ع) به خود اختصاص دادهاند، از مسؤولان اين حكومتند.(ر.ک:چشم اندازي به حکومت مهدي (عج) ، نجم الدين طبسي ، قم: بوستان کتاب ، 1373 )
امام زمان(ع) در فرمايشات الهي خود براي مسئولين و دولتمردان دو شاخصه بسيار مهم را ذکر مي نمايند که بنيانهاي سعادت ساز جامعه مهدوي و الهي است: «و تفضل علي امراء نا بالعدل و الشفقه»
الف- عدالت:عدالت قوي ترين و مهمترين شاخصه حکومت موفق است. حکومت با کفر باقي خواهد ماند ولي با ظلم باقي نخواهد ماند. اگر در بدنه حاکميت جامعه اسلامي عدالت به معناي واقعي کلمه وجود داشته باشد، مشکلات بشريت رخت بربسته، حقوق به صاحبان حق برگشته، سفره ظلم و تعدي برچيده خواهد شد و جامعه ايده آل بشري و مدينه فاضله محقق خواهد شد.
پستها و مسئوليتهاي حساس و كليدي به افراد لايق و متخصص واگذار شود که لياقت و شايستگي آنرا داشته باشند. نهادينه کردن عدالت در مسئوليت پذيري و مسئوليت دهي و استفاده از تخصص ها يعني استفاده مناسب و بهينه از نيروي انساني در سيستم جامعه و پيشرفت مدينه مهدوي.
ب- دلسوزي (شفقه):ويژگي دوم مسئولين و دولتمردان در آئينه مهدويت اين است که دلسوز مردم باشد. مردم را بر خود مقدم بدارد. خود را فداي مردم کند، نه اينکه از مردم نردبان بسازد، آنان را زير پا له کند تا دستش به جايي برسد.
سوم-ساختار كلي نظام سياسي مهدوي:
حكومت جهاني حضرت مهدي (عج)، مربوط به ساختار كارآمد و منحصر به فرد نظام سياسي مهدوي است; حكومت فاضله حضرت مهدي (عج)، داراي ويژگيها و ساختاري واحد، منسجم، كار آمد، مقتدرانه و تحت مديريت كامل و با كفايت ايشان است . در اين ساختار به همه ابعاد زندگي بشري، توجه شده و در تمامي زمينههاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي، برنامه و راه كار ارائه گشته است . هيچ بعدي از زندگي بشري، مورد غفلت واقع نشده و ريزترين و جزئيترين مسائل حيات اجتماعي و فردي روي زمين، در اين حكومت داراي اهميت و ارزش است . پس ساختار نظام سياسي مهدوي، كاملا جهاني، فراگير و عام شمول است و ساز و كارهاي اجرايي و اداري آن، بر اساس مديريت «همه عرصههاي جهاني» تنظيم شده است .
با توجه به مطالب فوق در باره ي ساختار كلي و چهارچوب بندي نظام سياسي مهدوي ، گفتني است كه ساختار كالبدي و پيكره بندي راهبردي اين نظام بر اساس سه منبع مهم تنظيم و ترسيم مي شود:
1- اصول كلي و ثابت در زمينه ساختار حكومت اسلامي كه براين اساس امام زمان (عج) با تعيين خاص الهي در راس هرم قدرت سياسي قرار دارد ؛ مشروعيت و اختياراتش را مستقيما از خدا ميگيرد و به كارگزاران و ساير بخشهاي حكومتي خويش نيز كه بر اساس معيارهاي اسلامي بر گزيده مي شوند ؛ مشروعيت مي بخشد. همچنين ساير اصول كلي نظير مشورت با مردم و اهتمام به آراي مردمي در زمينه هرچه كارآمدتر نمودن حكومت و چگونگي اجراي صحيح مسائل اجرايي و ... در اين راستا قابل ارزيابي است.
2-سيره و سنت پيامبراكرم(ص) و امام علي(ع).
3-ساير اجزا و تقسيم بندي هاي مربوطه اين ساختار ، اساساً متناسب با شرايط خاص آن زمان و تا حدود زيادي با بهره گيري از دستاوردهاي سياسي بشر در طول تاريخ خويش و در جغرافياي جهان، ميسر مي باشد. ( ر.ك: ديباچه اي بر «پديده شناسي نظام سياسي مهدوي» نويسنده :دکتر عليرضا صدرا )
بر اين اساس ساختار كلان حكومت مهدي (عج) بر اساس متون اسلامي اين گونه قابل ترسيم است:
در مرحله اول و در راس هرم سياسي شخص امام مهدي (عج) جاي دارند؛
در مرحله دوم معاونان و وزيران نظير حضرت عيسي (ع) و...؛
در مرحله سوم واليان و حاكمان جهان؛
در مرحله چهارم كارگزاران امور اجرايي و قضايي ؛
در مرحله پنجم فرماندهان ، حسابداران ، مسئولين امور مالي و...؛
و در مرحله ششم مردم قرار دارند.( ر.ك: آينده جهان ، دولت و سياست در انديشه مهدويت ، رحيم كارگر،تهران:نشر بنياد فرهنگي مهدي موعود(عج) ، 1384.)
بديهي است در قالب اين چارچوب و شرايط فوق الذكر ( اصول ثابت اسلامي و عناصر متغير متناسب با مقتضيات زمان) ممكن است سازكارهايي جديد يا مشابه آنچه قبلا وجود داشته و در كارآمدي هرچه بهتر حكومت لازم است؛ اتخاذ گردد.
چگونه از ياران امام زمان(عج) باشم؟ ( امام زمان (ع) )

ياري امام زمان(عج) در اين زمان به انجام صحيح وظايف خود در زمان غيبت است . وظيفه منتظر امام زمان(ع) اين است كه مانند يك منتظر واقعي زندگي كند. وقتي انسان حقيقتا منتظر كسي باشد تمام رفتار و سكناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر ميهمان باشد حتما خانه را تميز و مرتب مي كند، وسايل پذيرايي را آماده مي كند و با لباس مرتب و چهره اي شاداب در انتظار مي ماند. چنين كسي مي تواند ادعا كند كه منتظر ميهمان بوده است. اما كسي كه نه خانه را مرتب كرده است و نه وسايل پذيرايي را آماده نموده است و نه لباس مرتب و تميزي پوشيده است و نه اصلاً به فكر ميهمان است اگر ادعا كند كه در انتظارميهمان بوده همه او را ريشخند خواهند كرد و بر گزافه گويي او خواهند خنديد.
لاف عشق و گله از يار زهي لاف دروغ عشق بازان چنين مستحق هجرانند
بنابراين انتظار بايد قبل از آنكه از ادعاي انسان فهميده مي شود از رفتار و كردار او فهميده شود. نمي توان هر كسي را كه ادعاي دوستي و ولايت امام زمان(عج) را دارد در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود. آري «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطاربگويد».
با چنين توضيحي روشن است كه يك منتظر واقعي امام زمان بايد رفتارش به گونه اي باشد كه هر لحظه منتظر ظهور امام زمان(عج) باشد. يعني در هر لحظه كه اين خبر را به او بدهند خوشحال شود و آماده باشد براي ياري امام زمان(عج) با مال و جان خويش جهاد نمايد و خود را درراه آن حضرت فدا نمايد. بنابراين يك منتظر واقعي اهل گناه و دلبستگي به دنيا نيست چرا كه چنين كسي نمي تواند از وابستگي ها و دلبستگي ها و آلودگي ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان(ع) باشد.
با توجه به نكات ذكر شده مي توان برخي وظايف منتظر امام زمان(ع) را چنين ذكر كرد:
1. اولين شرط انتظار؛ معرفت است تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از خصوصيات خوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامي انسان در انتظار كسي مي نشيند كه او را خوب بشناسد اما اگر انسان كسي را نشناسد ولو بداند كه آن شخص خواهد آمد برايش اهميتي نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان هم چنين است. كساني كه آن حضرت را نمي شناسند مانند كفار و يا اهل اديان ديگر، هرگز انتظار او را نمي كشند اما كساني كه او را مي شناسند و ارزش او را مي شناسند و مقام او رامي دانند منتظر او مي مانند.
كساني كه امام زمان(عج) را نمي شناسند اگر چه به ظاهر مسلمان باشند چنانچه در اين حال بميرند در حال جاهليت از دنيا رفته اند. چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه؛ هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت از دنيا رفته است» (بحارالانوار، ج 32، ص 331).
بنابراين اولين شرط انتظار، ايجاد معرفت در مورد امام زمان است و طبيعي است كه هر مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان بيشتر باشد انسان ارزش او را بيشتر درك خواهد كرد و به عظمت او بيشتر پي خواهد برد و بيشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالي كه افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت هرگز احساس تشنگي و عطش نسبت به وجود مقدس آن حضرت نخواهند داشت و بدين جهت از زمره منتظران او بيرون هستند. آري:
وصل خورشيد به شب پره اعمي نرسد كه در اين آينه صاحب نظران حيرانند
البته شناخت امام زمان دو گونه است. اول، شناخت تاريخي وجود آن حضرت مانند اينكه امام دوازدهم است و تاريخ ولادتش در چه سالي است و مانند آن. اما گونه ديگر شناخت امام زمان(ع)، شناخت مقام نورانيت آن حضرت است كه اين شناخت كار هر كسينيست و ظرفيت و لياقت زيادي مي خواهد. و در حقيقت اصحاب خاص امام زمان(ع) كساني هستند كه آن حضرت را به مقام نورانيت شناخته اند براي آگاهي از مقام عظيم امامت رجوع به زيارت جامعه كبيره و تأمل در معاني عميق و عجيب آن توصيه مي شود.
همچنين خواندن كتب معتبري كه در مورد امام زمان(ع) نوشته شده است مي تواند انسان را تا حدي به مقام و عظمت امام زمان(ع) آشنا سازد.
2. محبت به امام زمان(ع)؛ وظيفه ديگري است كه منتظران آن حضرت بايد در خود ايجاد كنند و آن را افزايش دهند. بديهي است كه تا انسان از ميهمان خويش خوشش نيايد و نسبت به او محبت نداشته باشد هر چند هم كه او رابشناسد نمي تواند واقعا منتظر آمدن او باشد اگر انسان از ميهمان خود بدش بيايد چگونه مي تواند منتظر قدم او باشد و خود را براي پذيرايي از او آماده كند؟ پس تا محبت به امام زمان در وجود انسان شكل نگرفته و شعله ور نشده باشد نمي تواند به وظايف منتظران واقعي عمل نمايد.محبت به امام زمان وظيفه اي است كه پيامبر اكرم(ص) نيز به دستور خدا از ما خواسته است. آنجا كه در قرآن كريم مي فرمايد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي» ؛ (شوري، آيه23).
3. ايجاد سنخيت با امام زمان(ع)؛ منتظران واقعي وضعيت روحي و فكري و عملي خود با به گونه اي سامان مي دهند كه سنخيت كاملي با امام زمان(ع) داشته باشند. آيا مي توان منتظر قدوم كسي بود و با او مشابهت و سنخيت نداشت؟ آيا مي توان محبت كسي را داشت اما با او هيچ سنخيت و مشابهتي نداشت؟ ايجاد سنخيت با امام زمان از طريق تقويت ايمان و تقوا و فضايل اخلاقي و درجات معنوي حاصل مي شود. و تنها در اين صورت است كه مي توان ادعاي محبت به امام زمان را داشت. در صورتي كه انسان رفتارش مطابق ميل امام زمان باشد شعله محبت او در دلش زبانه خواهد كشيد و عشق آن حضرت او را به فرياد خواهد آورد و دوري اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت.
طبيعي است كه هر چقدر اين سنخيت بيشتر باشد محبت آن حضرت به انسان بيشتر خواهد شد و محبت انسان نيز به آن حضرت افزون تر خواهد گشت.
4. ارتباط با منتظران ديگر؛ منتظر امام زمان مي داند كه برنامه آن حضرت يك برنامه جهاني است و بايد ياوران زيادي داشته باشد تا حركتش پيروز شود. بنابراين به فكر گسترش ياران و منتظران آن حضرت خواهد افتاد و باارتباط با آنها به تقويت روحيات ايماني خود و ديگران خواهد پرداخت تا بر اساس تعاونوا علي البرّ و التقوي به كمك مؤمنان منتظر ديگر خود را آماده ظهور حضرت بنمايد.
5. دعا براي تسريع در ظهور امام زمان(ع)؛ منتظر واقعي هر لحظه انتظار محبوب را مي كشد و از خدا مي خواهد كه هر چه زودتر او را برساند بنابراين دعاي فراوان براي فرج آن حضرت از وظايف هميشگي منتظرآن حضرتش مي باشد. دعاي براي تسريع در فرج امام زمان مورد توصيه آن حضرت نيز مي باشد.
6. ارتباط با امام زمان(ع) به شكل هاي مختلف؛ اگر انسان منتظر محبوب خويش را نيابد سعي مي كند عدم دوري محبوب خويش را از طريق ديگري مانند تلفن و نامه جبران نمايد تا اگر به ملاقات او موفق نشده است لا اقل ارتباط ضعيفي با او داشته باشد. همچنين منتظر امام زمان وقتي موفق به زيارت آن حضرت نمي شود از طريق خواندن دعاي ندبه، زيارت آل ياسين، دعاي عهد كه از طرف بزرگان بسيار توصيه شده است، و نيز از طريق رفتن به مسجد جمكران ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مي كند.
7. ياد فراوان حضرت؛ ياد كردن از محبوب عادت ديرينه منتظران عاشق است كه چندي منتظر محبوب خويش هستند اما نتوانسته اند پس از مدتها انتظار او را ببينند و حال خود را لا اقل با ياد او و نام او آرام مي كنند. به ياد آوردن امام عصر و عنايت او به شيعيان با ذكر احاديث، كرامات، مقام امام و عنايت امام به شيعيان وظيفه ديگري است كه منتظران واقعي احساس مي كنند و بدين طريق همواره نام و ياد آن حضرت را زنده نگه مي دارند.
8. دادن صدقه براي سلامتي آن عزيز و يا حواله نمودن ثواب هايي براي آن حضرت
9. رفع شبهه و مبارزه با شبهه افكنان درباره وجود، طول عمر و آثار وجودي آن حضرت در بين منتظران.
10. اميدواري بر قيام و انقلاب آن يوسف زهرا(س) و اميد دادن به ديگران
11. ايجاد آمادگي دائم رزمي براي ظهور حضرت چنانكه در روايت آمده است: «ليعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما؛ هر يك از شما براي قيام قائم(عج)بايد آماده گردد هر چند با تهيه يك تير باشد» (بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146).
منتظران و ياوران مصلح جهاني بايد خود صالح باشند؛ بنابراين براي فراهم كردن زمينه ظهور حضرتشان، ما بايد از خود آغاز كنيم و با اراده اي محكم، عزمي راسخ و برنامه اي دقيق به اصلاح افكار و انديشه ها و نيز تغيير و اصلاح رفتار و كردارمان بپردازيم و با آگاهي ازوظايف عملي و گسترش شناخت خود از مباني ديني و معرفتي، در راه تقويت بنيه اعتقادي و اخلاقي خويش، تلاش و كوشش كنيم. و در يك جمله با اجتناب از معاصي، لغزش ها و گناهان و انجام دادن واجبات و وظايف ديني ـ در هر محيطي كه هستيم ـ به خودسازي اقدام كنيم و باتوبه از اعمال گذشته، قلب خويش را براي تجلّي نور الهي آماده سازيم. بنابراين گناهان گذشته ـ هر چند زياد باشد ـ نمي تواند مانع مهمي در راه رشد و كمال و پيوستن به جرگه منتظران و ياوران واقعي امام زمان(عج) باشد. پس با توبه واقعي، مي توان سيئات و بدي هاي گذشته را به حسنه و نيكي تبديل كرد و به اصلاح گذشته همت گماشت.
قرآن راجع به حضرت مهدي(ع) و اصحاب ايشان مي فرمايد: «الدين ان مكناهم في الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزكاه و آمرو بالمعروف و نَهوا عن المنكر؛ كساني كه اگر در زمين به آنان توانايي دهيم، نماز را به پا داشته و زكات را [به مستحق [مي بخشند و به معروف امر نموده و از منكر نهيمي كنند (حج، آيه 41).
امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مي فرمايد: «اين آيه براي آل محمد و مهدي(ع) و اصحاب او است».
در نتيجه اگر ما هم مي خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمام ورزيم. در اين رابطه به راه كارهاي زير توجه فرماييد:
1. ارتباط معنوي خود را با خداي متعال تقويت كنيد؛
2. نمازهاي يوميه را در اول وقت و حتي المقدور به جماعت بخوانيد؛
3. سعي كنيد در نماز حضور قلب داشته باشيد و هميشه خود را در محضر خداوند متعال بدانيد؛
4. از هر گونه گناه و معصيتي اجتناب كنيد؛
5. حجاب، متانت و وقار خود را كاملاً رعايت كنيد؛
6. بدانيد كه هر هفته، نامه اعمال شما به حضور امام زمان(عج) عرضه مي شود و مورد بررسي قرار مي گيرد؛
7. اكنون كه در دوران تحصيل علم هستيد، بيشترين توجه خود را به درس و موفقيت تحصيلي داشته باشيد؛
8. با مطالعه كتاب هايي كه درباره امام زمان(ع)، آگاهي و شناخت خود را در اين زمينه تعميق و گسترش بخشيد؛
9. براي اصلاح اوضاع فرهنگي دانشگاه، به تنهايي يا به كمك ديگر دانشجويان متدين و دلسوز و يا به كمك بعضي از تشكل هاي مذهبي دانشگاه، امر به معروف و نهي از منكر كنيد و بدين وسيله جلو بعضي اعمال خلاف را بگيريد. در اين راه نهراسيد و خجالت هم نكشيد؛زيرا خشنودي و رضايت امام زمان(ع)، در گسترش ارزش هاي ديني و اخلاقي و اجتناب از گناه و خلاف است.
پيوند با نور ( امام زمان (ع) )

هدف از ايجاد ارتباط در جامعه انساني، رفع نيازهاي عاطفي و روحي و گاه مادي انسان ها است. البته بدون آگاهي از عناصر ايجاد ارتباط، حصول انس و الفت بين انسان ها غير ممکن يا ناپايدار است. اکنون پرسشي اساسي رخ مي نمايد: «ارتباط با امامِ عصر(عج) چه ضرورتي دارد و چگونه بايد باشد؟»
در پاسخ به اين پرسش، بايد قدري با ابعاد وجود و شخصيتي حضرت مهدي(عج) آشنا شد.
امام زمان(عج) حجت الهي و جانشين خداوند در زمين است. معصومان(ع) در روايات متعدد تأکيد کرده اند که زمين هرگز از حجت تهي نيست. (الشموس المضيئه، علي سعادت پرور، ص 12) حجت خداوند چون عمود خيمه نظام آفرينش است که نبودش به اختلال دستگاه خلقت مي انجامد.(همان، ص 13) اولياي الهي(ع) در هر زمان واسطه فيض خداوندند و قلب پاکشان گنجينه اسرار و علوم الهي است. اگر فردي جايگاه والاي امام عصر(عج) را به فرا خور درکش بشناسد و او را واپسين حجت خداوند و کانون همه خوبي ها و کمالات و آينه دار صفات جلال و جمال پروردگار و ميراث دار فضيلت هاي همه انبياي الهي بداند، ضرورت ارتباط با آن حضرت را تصديق مي کند؛ زيرا او تنها کشتي نجاتي است که غرق شدگان درياي ظلماني و پر موج دنيا و کشتي شکستگان توفان هوس و شرک و نفاق با سوار شدن به آن به ساحل نجات و سعادت ابدي راه مي يابند؛ آن سَرور، سرچشمه حيات حقيقي و زاينده رود زندگي است که حيات و سرزندگي و جنبش هر موجودي وامدار او است و وجود و بقاي هر چيز طُفيل هستي وي شمرده مي شود؛ چنان که در قسمتي از زيارت روز جمعه آن بزرگوار آمده است: «السلام عليک يا سفينة النجاة السلام عليک يا عين الحياة؛ سلام بر تو که کشتي نجات و چشمه زندگاني و حياتي.»
آن حضرت(عج) وجه الله و قطب عالم وجود و رشته اتصال زمين و آسمان و ظاهر و باطن و مُلک و ملکوت است: «أين وجهُ الله الذي اليه يتوجه الاولياء؟ أين السبب المتصل بين الارض و السماء».(دعاي ندبه) اگر اين حقايق را دريابيم، آتش شوق ديدارش در دل ما شعله مي کشد؛ يعقوب وار شيفته ديدار يوسف زهرا(ع) مي گرديم و چنين زمزمه مي کنيم: «ليت شعري أني استقرت بک النويٰ بل أيُّ ارض تقلبک أو ثري؛ کاش مي دانستم خاک پاي تو، توتياي چشم چه گوشه اي از خاک گشته و کدامين زمين کف پاي تو را تاج افتخار خود کرده و با تحمل بدن تو، قدر و قيمت يافته است ... .»(همان)
«متي نرد مناهلک الروية فنروي متي ننتقع من عذب مائک فقد طال الصديٰ؛ مولاي من! چه زماني به چشمه سارهاي زندگي بخش تو راه مي يابم و چه وقت زمين تفتيده وجودم از آب زلال وجودت سيراب مي گردد.»(همان)
ارتباط با امام زمان(عج) يعني خود را به رشته ولايت او پيوند زدن، بذر محبت و معرفت آن سرور انس و جان را در دل کاشتن، بر خدمت و ياري و فرمانبري و پيروي او گردن نهادن، روش و کيش او و پدران گرامي اش را نصب العين قرار دادن، با رعايت تقوا و حسن خلق و آراسته شدن به صفات و اخلاق خدايي، انتظار مقدم وي را کشيدن و در يک کلام دين مبين را در همه ابعادش با تأمل عالمانه و انديشه ژرف پذيرفتن و به قدر توانايي در عمل به دستورهاي آن کوشيدن است.
عنصر اصلي در ايجاد ارتباط با آن امام بزرگوار انجام دادن اموري است که رضايت حضرتش(عج) را به ارمغان آورد. رضايت او همان خشنودي خداوند است که جز با انجام دادن واجبات و ترک محرمات و رعايت تقوا به معناي وسيع آن در همه شؤون فردي و اجتماعي حاصل نمي گردد. به خاطر نقش محوري خشنودي آن حضرت(عج) در هموار شدن راه بندگي و سعادت است که در دعاي ندبه از خداوند عاجزانه چنين درخواست مي کنيم: «و امْنن علينا برضاه وهب لنا رأفته و رحمة و دعاءه و خيره ما ننال به سعةً من رحمتک و فوزا عندک؛ خداوندا! با خرسندي مولاي ما از اعمال و رفتارمان بر ما منت گذار و لطف و رحمت و خير و نيکي و دعاي آن سرور را بدان اندازه که بهره گسترده اي از رحمت تو و رستگاري و فلاح نزد تو را به همراه داشته باشد، روزي ما بفرما.»
البته بايد توجه داشت ارتباط با امام عصر(عج)، انواع گوناگون دارد:
1. ارتباط غيابي: يعني ارتباط با حضرت(عج) بدون اين که ملاقاتي با حضر تش(عج) انجام گيرد. اين نوع که بيشترين نوع ارتباط به شمار مي آيد نشان دهنده معرفت و ايمان سرشار انسان مؤمن است و معصومان(ع) بر تعميق و استمرار آن بسيار تأکيد ورزيده اند؛ چنان که روايتي مي خوانيم: «کساني که در زمان غيبت مهدي(ع) زندگي مي کنند و به امامت آن حضرت(ع) اعتقاد دارند و در انتظار ظهور آن سرور به سر مي برند، از اهل همه زمان ها برتر و والاترند؛ چون خداوند متعال به اندازه اي عقل و فهم و معرفت به آنها عنايت کرده که غيبت نزدشان به منزله حضور است.»(الشموس المضيئه، علي سعادت پرور، ص 78)
2. ارتباط در خواب: يعني انسان به اندازه اي در راه خشنودي حضرتش(عج) گام بردارد که جمال عالم آراي آن ماه کنعاني را در عالم رؤيا مشاهده کند؛ چنان که بسياري از مؤمنان و بندگان شايسته خداوند به اين فوز عظيم دست يافته اند.
3. ارتباط حضوري: يعني گوهر وجود انسان به درجه اي از خلوص و پاکي و صفا برسد وب ه حدي با ان وجود گرامي سنخيت و تشابه پيدا کند و فروغ چهره آن آفتاب پنهان را بي نقاب مشاهده کند و به فيض دولت آن پادشه خوبان برسد. البته وظيفه ما اطاعت از آن مولا و جلب خشنودي او است و درباره ديدار آن سرور وظيفه اي نداريم؛ ولي شمار کساني که با فرمانبري خالصانه و خاکساري در پيشگاه با عظمت آن امام همام(ع) به نعمت بي بدين ديدار آن آروزي دل هاي حقجو نايل گرديده اند، اندک نيست. داستان هاي فراواني از اين ديدارها در کتاب ها آورده اند که خواندن آنها، ايمان و محبت به آن سرور را در قلب ها فزوني مي بخشد و عطر يادش را در فضاي سينه ها مي پراکند.(ر.ک: منتهي الآمال، شيخ عباس قمي و نجم الثاقب، ميرزا حسين نوري)
اما آن چه مهم است ارتباط قلبي و معنوي با حضرت(عج) است که براي عموم دلباختگان ممکن است. آن چه در ذيل مي آيد زمينه ساز اين پيوند نوراني است:
1. شناخت عميق و درست از ابعاد وجودي آن حضرت و درک جايگاه والاي آن امام بزرگوار.
2. کسب رضايت و خرسندي وي از طريق شناخت عالمانه دين در همه ابعاد و عمل به احکام و آموزه هاي آن و در رأس همه، انجام واجبات و دوري از محرمات.
3. انجام اعمالي که حضور و توجه آن بزرگوار را ملموس تر مي سازد؛ از فاصله ما و آن حضرت(عج) مي کاهد و محبت او را در دل ما افزون مي سازد؛ براي مثال مي توان به اعمال زير اشاره کرد:
أ. خواندن دعاها و زيارت هايي که به آن حضرت(عج) مربوط است؛ مانند دعاي فرج و ندبه و عهد و زيارت آل ياسين.
ب. دعا براي سلامتي آن عزيز و نزديک شدن ظهورش؛ چنان که معصومان(ع) بر آن تأکيد ورزيده اند.
ج. انجام کردار خيري چون تلاوت قرآن، زيارت و صدقه دادن و هديه کردن ثواب آنها به روح پاک آن حضرت و پدر و مادر و اجداد گرامي اش.
د. صدقه دادن براي سلامتي امام(عج) و انجام حج و عمره و طواف به نيابت از آن حضرت(عج).
ما منتظریم یا جاهل؟!! ( امام زمان (ع) )

برای پاسخ به این پرسش بایستی امام را بشناسیم تا بدانیم چه وظایفی در قبال او بر عهده ماست! ما در مقالات پیشین بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی به نقل از سایت کیهان (با تصرّف و تلخیص) را آوردیم و به این بحث پرداختیم و در شناخت یار غایب از نظر توضیحاتی را ارائه نمودیم. د رواقع این وظیفه بعد از آن معرفت فراهم می شود. ما از چیزی پاس می داریم كه او را بشناسیم. منتظر شیء یا شخصی هستیم كه او را بشناسیم.
اگر او را درست شناختیم، منتظر او خواهیم بود و اگر او را نشناختیم، منتظر نیستیم. اما از طرف دیگر، اگر كسی منتظر نبود، حیات معقول ندارد و باید گفت زنده نیست. انسان در عصر غیبت یا منتظر است، یا گرفتار جاهلیت. ما در عصر غیبت شق سوم و قسم سوم نداریم. یا مردم منتظران راستین ظهور ولی عصر (ارواحنا فداه)اند، یا اگر منتظر نشدند، در جاهلیت به سر می برند. استدلال این مسئله این است:
این سخن به تعبیرات گوناگون از همه معصومین (علیهم الصلاه و علیهم السلام) رسیده است كه زمین بی حجت نخواهد بود و اگر این حجت نباشد زمین متلاشی می شود: «لولا الحجّة لساخت الارض؛ اگر حجّت الهی نبود زمین متلاشی می شد.» (18). این حجت فقهی نیست. این حجت اصولی هم نیست. این ظاهر یك آیه یا یك ظاهر حدیث نیست. این اجماع یا شهرت نیست. منظور از این حجت خلیفه خدا، انسان كامل، مظهر اسم اعظم است كه هم تشریع از اوست به اذن خدا و هم تكوین از اوست به اذن خدا. اگر چنین رابطه ای رخت بربندد، فیض به مردم نمی رسد، ساخت الارض باهلها؛ «زمین با اهلش متلاشی می شود.»
دیریست که ما منتظر روی تو هستیم ( امام زمان (ع) )
دیریست که ما منتظر روی تو هستیم
ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم
دیریست که دلداده ما خانه نشین است
جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است
پلک دلم امشب به نبودت پر درد است
این فصل کبود از غم هجران تو سرد است
ای ساقی دلهای جهان مست نگاهت
این ماه فرومانده ز چشمان سیاهت
دیریست که ما منتظر و خانه بدوشیم
وقتی که قمر نیست همه تا رو خموشیم
ای صاحب این ثانیه ها پس تو کجایی
فهمیده ام این جمعه گذشت و نمی یایی
دیریست که در جمعه همه مست غروییم
از ناله پریم وغزل سنگ و رسوبیم

منتظر ... ( امام زمان (ع) )
هر چه گفتیم جز حکایت دوست .... در همه عمر از آن پشیمانیم ...
دوست خوبم سلام . صبح جمعه انتظار شما بخیر و در آستانه شب شهادت امام باقر
علیه السلام تسلیت عرض می کنم .
آنقدر در راهش می مانیم تا بیاید و دلهای عاشق را نوازش کند و بر زخمهای کهنه
مرحم گذارد و بر پاهای خسته جان دهد که عشق همه ی اینها را حل کرده ....
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن ... شرط اول قدم آن است که مجنون باشی ..
در راه انتظار او سبز و پایدار باشی .
آبشار نقرهای ( امام زمان (ع) )

صدای زیبای آبشار نقرهای را با همین گوشهای تیزم میشنوم. گویی که قطره قطرهاش برایم حکم یک دریا دارند، صدایشان کردم آمدند و برایم یک جام از آب گوارا آوردند.
گفتم: مگر خودتان تشنه نیستید گفتند ما سیرابیم، اما تو هنوز رودخانه دلت کویر است، لیوان را گرفتم، نوشیدم آن را، گوارا بود و به دلم نشست و در همان لحظه دیدم صدایی دگر نمی شنوم، هر چه نگاه کردم آن همه قطرات آب را ندیدم، گفتم خدایا چرا اینگونه مرا تنها گذاردند؟ چرا اینگونه سیراب شدم، اما مرا خواب کردند و رفتند، صدایی شنیدم، به سویش دویدم و رسیدم، آری، آری، این همان آبشار است و رفتم یک لیوان را در کنار سنگریزههای آبشار دیدم، دویدم، دویدم، آنقدر که دوباره تشنه شدم اما دیدم نوری کنارم ایستاده، گفتم که هستی!
گفت: همان کسی که در انتظارش کنار جاده سرنوشت نشستهای.
گفتم من لیاقت ندارم، چرا سراغم آمدی؟
گفت: پاک است دلت، اینگونه مگذار آلوده شوند، گفتم: چگونه؟
گفت مرا طلب کن، صدایم زن،
گفتم نمیرسد صدایم به گوشت، گفت رسیده، اما نه با آن لحنی که باید مرا طلب کنی.
گفتم عشقم را چه کنم، گفت: عاشق باش، اما آنگونه که خودت میگویی بر سر جاده انتظار منتظرش باش.
این را گفت و از جلوی چشمان سیاهم محو شد.
نقش زنان در زمان ظهور ( امام زمان (ع) )

بعثت پیامبر اكرم (ص) و گسترش اسلام، علاوه بر تحولات عظیمى كه در دنیا از آن زمان تاكنون ایجاد نموده است، مقام و منزلت و نقش زن در خانواده و جامعه را وارد مرحلهاى جدید نمود به گونهاى كه با قبل از آن به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.
در دوران قبل از اسلام، در جوامع مختلف به زن تنها به عنوان وسیلهاى براى دفع و اشباع شهوات مرد، كار در منزل، تولید مثل، شیردهى و كارگرى بى اراده و اختیار در منزل نگریسته و هیچ گونه حقوق انسانى براى او قایل نبودند و ... كه با انتقال به یكدیگر، در نهایت به عنوان ارث، كارگرى براى خانه وارث مىگشت. در برخى موارد هم، چشم نگشوده، در زیر خاك پنهانش مىكردند، اما اسلام به زن بسان مرد، از نظر شخصیت و كرامت انسانى نگریست و نفقه و مهر او را بر عهده مرد نهاد و او را شریك زندگى او نمود كه نه تنها خود میراث مرد نیست، كه از او ارث هم مىبرد.
نمونه بارز آن، حضور دو بانوى نمونه اسلام حضرت زهرا و حضرت زینب علیهم السلام در عرصههاى مختلف خانوادگى و اجتماعى است.
دلتنگ ظهور ( امام زمان (ع) )
و دلم تنگ کسي است...
که اگر يک روز بياييد..........کلبه ي دلم نور افشان خواهد شد.
من هر روز ظهورش را طلب مي کنم....کاش اين جمعه بيايد.......که دگر طاقت ندارم.
کاش نماز حاجتم براي ظهورش اين جمعه ...............نماز شکر برای ظهورش باشد.
من هر جمعه وضو با آب اشکم مي گيرم.
ونماز بر سجاده ی قلبم می خوانم....دل در دلم نیست.
و خدا میداند که تنها به عشق دیداراو زنده ام.
مشتاق ظهور.(نارسیسا)
قلب عشاق؛ جزیره خضراء ( امام زمان (ع) )

از حضرت آیة الله بهجت پرسیدند: آقا! این همه بحث راجع به جزیره خضراء میشود، واقعا جزیره خضراء کجاست؟
حضرت آیة الله بهجت فرمودند: جزیره خضراء آن دلی است که امام زمان(عج) در آن تاب بیاورد، اگر امام زمان علیه السلام در دلت آمد، آن دل جزیره خضراء است، مردم باید دور این دل بگردند. کجا میگردی دنبال جزیره خضراء؟! امام زمان همراه توست، چرا ما باید حضرت را منحصر و محصور در آنجا بکنیم؟! من بگویم امام زمان در جزیرهای در فلان کشور تشریف دارند، نخیر، یقینا بدانید که امام زمان علیه السلام از رگ گردن به من و تو نزدیکتر است.
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود طلب از گم شدگان لب دریا میکرد
منبع:
نرمافزار هدایت در حکایت.
ادامه دارد ....
اهمیت شناخت امام عصرمان ( امام زمان (ع) )

در روایات بسیاری، تاکید فراوان شده که معرفت و شناخت امام را باید جدی گرفت. و این از بدیهات است كه تا زمانی كه امامت را نشناسی؛ نسبت به وظایف خود در مورد ایشان نیز ناآگاه خواهی بود. در حدیثی سفارش شده است که دعای عرفان را بخوانید. در فراز آخر این دعا آمده است:
«اللهم عرفنی نفسک ... اللهم عرفنی حجتک؛ فانک ان لم تعرفنی حجتک ظلمت عن دینی.»
در این دعا از خداوند میخواهیم که «حجت» خودش را به ما معرفی کند و بیان میکنیم که اگر چنین نشود، به وادی گمراهی دینی خواهیم غلتید.
در روایات فراوانی آمده است که اگر امام زمان خویش را نشناسیم، همانند مردم دوران جاهلیت، از دنیا خواهیم رفت.
همه اینها نشان از آن دارد که مسئله معرفت و شناخت امام، از اهمیت زیادی برخوردار است. (1)
زراره از امام صادق علیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمودند:
«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر»، زیانی به تو نرساند.»
نتیجه محبت به امام زمان(عج) ( امام زمان (ع) )

برای انتظار حضرت ولی عصر(عجل الله فرجه الشریف)، باید پیمانه مودت خویش را از نور موالات و دوستی خاندان پاکیها (معصومان علیهم السلام) سرشار کرد.
«و ان تملا ... مودتی نور الموالاة لمحمد و آله.»(1)
زیرا در سایهسار فرهنگ «موالات» پاکان و پاکیها همه مفاسد دنیوی ما در حوزههای مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اصلاح میگردد:
«بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا و اصلح ما کان فسد من دنیانا.» (2)
واژه «موالات» دارای دو مفهوم است. این دو معنا، مانند دو رکن همراه با هم، معنابخش ماده «موالات»اند. واژگان «دوستی» و «پیروی» با هم، «موالات» را در ذهنها به تفسیر تصویر میکشند.
«موالات» به حکم باب «مفاعله»، امری است متقابل، یعنی ما شیعیان، خاندان اهلبیت را دوست میداریم و از آنان اطاعت میکنیم، و آنان نیز ما را دوست داشته و توسلات و تقاضاهای ما را اجابت کرده و ما را شفاعت میکنند.
سید ابن طاووس (رحمة الله) میگوید: سحرگاهی، در سرداب مقدس حضرت در سامره، نوای آن عزیز را شنیدم که مینالید و میفرمود: «اللهم! ان شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا، و بقیة طینتنا؛ پروردگارا! شیعیان ما، از پرتو انوار ما خلق شدند و از زیاده گل ما سرشته گردیدند. (3)
ابو ربیع شامی میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: از عمر و بن اسحاق، حدیثی نقل شده که:دخل علی امیرالمؤمنین علیه السلام فرای صفرة فی وجهه. قال: ما هذه الصفرة؟ فذکر وجعا به . فقال له علی علیه السلام، انا لنفرح لفرحکم و نحزن لحزنکم، و نمرض لمرضکم، و ندعو لکم، فتدعون فنؤمن. قال عمرو: «قد عرفت ما قلت، و لکن کیف ندعو فتؤمن؟» فقال: «انا سواء علینا البادی و الحاضر.» فقال ابو عبدالله علیه السلام: «صدق عمرو .»(4)
فردی به حضور امیر مؤمنان رسید و حضرت، در صورت او، زردی مشاهده کرد. فرمود:
این زردی چیست؟ گفت که دردی دارد. حضرت فرمود: «ما، با شادی شما، شاد میشویم، و از غم شما اندوهناک، و از مریضی شما مریض میگردیم، و برای شما دعا میکنیم، پس شما هم دعا میکنید و ما آمین میگوییم.»
..: آخرين ارسال ها :..
All Rights Reserved 2008-2009 © by mahisf.Blogfa.com
تمام حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ متعلق به اقاي محسن اميني هرندي ميباشد
www.mahesf.blogfa.com
www.mahisf.blogfa.com