| » . |


--------------------
كد لينك ما :
براي دريافت جديد ترين مطالب و پيامك هاي مذهبي و همچنين جديد ترين مسابقات
اينجا عضو شويد :
شماره پيامك 09367900607
دوستان عزيز مي توانند پيامك هاي خود را به شماره 09367900607 ارسال نمايند 3
-------
اي كاش صاحب برسد بنده به زنجير كند اما
جوانان همه را در ره خود پير كند
4787***0935
mahisf@yahoo.com ايميل ما
براي شركت در مسابقه جواب خود را در لينك زير ثبت نماييد .
پیامک
امام علی (ع)
امام حسن (ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام باقر (ع)
امام صادق (ع)
امام موسی کاظم (ع)
امام رضا (ع)
امام محمد تقی (ع)
امام علی النقی (ع)
امام حسن عسگری(ع)
امام زمان (ع)
رسول الکرم (ص)
حضرت فاطمه (س)
موبایل
اجتماعی
مدرسه الکترونیکی
ورزشی
مسابقه
ماه مبارک رمضان
مطالب خواندنی
خدا
شیعه
حضرت عیسی (ع)
حضرت مریم (ع)
حضرت معصومه (ع)
پیامبران
غدیر خم
عید سعید قربان
قران و حدیث
حضرت زینب
نوروز
هفته چهارم اسفند 1388
هفته سوم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
معجزه و اراده خداوند ( خدا )
مقدمه: معجزاتى كه پيامبران الهى براى اثبات نبوت خود انجام مىدهند همه با اذن خداوند متعال است. در اين مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
قرآن كريم همانطور كه معجزات را بنفوس انبياء نسبت ميدهد، بخدا هم نسبت ميدهد.
جمله اخير از آيهايكه در فصل سابق آورديم يعنى آيهاى: كه ميفرمود: (فاذا جاء امر الله قضىبالحق) (1) الخ، دلالت دارد بر اينكه تاثير مقتضى نامبرده منوط بامرى از ناحيه خدايتعالى است، كهآن امر با اذن خدا كه گفتيم جريان منوط بان نيز هست صادر ميشود، پس تاثير مقتضى وقتى استكه مصادف با امر خدا، و يا متحد با آن باشد، و اما اينكه امر چيست؟در آيه(انما امره اذا اراد شيئاان يقول له كن فيكون) (2) كلمه ايجاد و كلمه(كن)تفسير شده.
و آيات زير اين اناطه به امر خدا را آماده مىكنند، (ان هذه تذكرة، فمن شاء اتخذ الى ربهسبيلا، و ما تشاؤن الا ان يشاء الله، بدرستى اين قرآن تذكره و هشدارى است، پس هر كس خواستبسوى پروردگارش راهى انتخاب كند، ولى نمىكنيد، مگر آنكه خدا بخواهد) (3) و آيه(ان هو الا ذكرللعالمين، لمن شاء منكم ان يستقيم، و ما تشاؤن الا ان يشاء الله رب العالمين، او نيست مگر هشداردهى براى عالميان، براى هر كس كه از شما بخواهد مستقيم شود، ولى نميخواهيد مگر آنكه خدابخواهد، كه رب العالمين است). (4)
لينك ثابت ![]()
پرتوى از سيره و سيماى امام محمّد باقر(عليه السلام) ( امام باقر (ع) )
پرتوى از سيره و سيماى امام محمّد باقر(عليه السلام)

حضرت امام محمّد باقر(عليه السلام) اوّل ماه رجب، يا سوم صفر سال 57 هجرى قمرى در مدينه متولّد گرديد.
پدر بزرگوارش، حضرت على بن الحسين ، زين العابدين(عليه السلام)، و مادر مكرّمه اش ، فاطمه معروف به «امّ عبدالله» دختر امام حسن مجتبى مى باشد.
از اين رو، آن حضرت از ناحيه پدر و مادر به بنىهاشم منسوب است.
شهادت امام باقر (عليه السلام) در روز دوشنبه 7 ذيحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى، به دستور هشام بن عبدالملك خليفه اموى ، به وسيله خوراندن سمّ ، اتّفاق افتاد و مزار شريفش در مدينه در قبرستان بقيع مى باشد.
آن حضرت يكى از اطفال اسير فاجعه كربلا مىباشد كه در آن وقت سه سال و شش ماه و ده روز از سنّ مباركش گذشته بود.
حضرت باقر (عليه السلام) به علم و دانش و فضيلت و تقوا معروف بود و پيوسته مرجع حلّ مشكلات علمى مسلمانان به شمار مى رفت.
وجود امام محمّد باقر (عليه السلام) مقدّمه اى بود براى اقدام به وظايف دگرگون سازى امّت.
زيرا مردم ، او را نشانه هاى فرزند كسانى مى شناختند كه جان خود را فدا كردند تا موج انحراف ـ كه نزديك بود نشانه هاى اسلام را از ميان ببرد ـ متوقّف گردد.
آنان از اين رو قربانى شدند تا مسلمانان بدانند كه حكّامى كه به نام اسلام حكومت مى كنند، از تطبيق اسلام با واقعيت آن به اندازه اى دوراند كه مفاهيم كتاب خدا و سنّت رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در يك طرف قرار دارد و آن حاكمان منحرف در طرف ديگر.
مسابقه هفتگی شماره 1 ( مسابقه )
قران كريم در هنگام نزول تدريجي چند ايه به چند ايه نازل مي شد؟
1. 1 تا 3 ايه
2. 3 تا 5 ايه
3 . 7 تا 9 ايه
4 . 10 تا 11 ايه
برای شرکت در مسابقه از لینک ارتباط با ما جواب خودتان را ثبت نمایید ..
قبل از شرکت در مسابقه حتما در وبلاگ عضویت عضو شوید
مهلت شرکت در مسابقه تا پایان روز ۵ شنبه می باشد ..
دوستان عزيز جواب مسابقه را در ادرس زير ثبت نماييد
شفاعت چيست؟ ( خدا )
و سخن كوتاه اينكه نه اعطاء و دادنش طورى است كه اختيار او را از او سلب كند، و بعداز دادن نسبت بانچه داده ندار و فقير شود، و نه ندادنش او را ناچار بحفظ آنچه نداده ميسازد، وسلطنتش را نسبت بان باطل مىكند.
از اينجا معلوم ميشود: آياتيكه شفاعت را انكار مىكنند، اگر بگوئيم: ناظر بشفاعت در روزقيامت است، شفاعت بطور استقلال را نفى مىكند، و ميخواهد بفرمايد: كسى در آنروز مستقل درشفاعت نيست، كه چه خدا اجازه بدهد و چه ندهد او بتواند شفاعت كند، و آياتيكه آنرا اثباتمىكند، نخست اصالت در آنرا براى خدا اثبات مىكند، و براى غير خدا بشرط اذن و تمليك خدااثبات مينمايد، پس شفاعت براى غير خدا هست، اما با اذن خدا.
حال بايد در آيات اين بحث دقت كنيم، ببينيم شفاعت و متعلقات آن از نظر قرآن چه معنائىدارد؟، و اين شفاعت در حق چه كسانى جارى ميشود؟و از چه شفيعانى سر مىزند؟و در چه زمانىتحقق مييابد؟و اينكه شفاعت چه نسبتى با عفو و مغفرت خدايتعالى دارد، و از اين قبيل جزئياتآنرا در چند فصل بررسى كنيم.
(چند فصل در باره شفاعت و متعلقات آن)
معناى اجمالى شفاعت را همه ميدانند، چون همه انسانها در اجتماع زندگى ميكنند، كهاساسش تعاون است.
و اما معناى لغوى آن به تفصيل: اين كلمه از ماده(ش - ف - ع)است، كه در مقابل كلمه(وتر - تك)بكار مىرود، در حقيقتشخصى كه متوسل، به شفيع ميشود نيروى خودش به تنهائىبراى رسيدنش بهدف كافى نيست، لذا نيروى خود را با نيروى شفيع گره مىزند، و در نتيجه آنرادو چندان نموده، بانچه ميخواهد نائل مىشود، بطوريكه اگر اينكار را نمىكرد، و تنها نيروى خودرا بكار مىزد، بمقصود خود نمىرسيد، چون نيروى خودش به تنهائى ناقص و ضعيف و كوتاه بود.
و اما بحث اجتماعى آن، و اينكه تا چه پايه معتبر است؟ميگوئيم: شفاعتيكى از امورى استكه ما آنرا براى رسيدن بمقصود بكار بسته، و از آن كمك مىگيريم، و اگر موارد استعمال آنراآمارگيرى كنيم، خواهيم ديد كه بطور كلى در يكى از دو مورد از آن استفاده مىكنيم، يا در موردجلب منفعت و خير، آنرا بكار مىزنيم، و يا در مورد دفع ضرر و شر، البته نه هر نفعى، و نه هرضررى، چون ما هرگز در نفع و ضررهائيكه اسباب طبيعى و حوادث كونى آنرا تامين مىكند، از قبيل گرسنگى، و عطش، و حرارت، و سرما، و سلامتى، و مرض، متوسل بشفاعت نميشويم، وقتىگرسنه شديم بدون اينكه دست بدامن اسباب غير طبيعى بزنيم، خود برخاسته براى خودمان غذافراهم مىكنيم، و همچنين آب و لباس و خانه و دارو تهيه مىكنيم.
ذكر خداي متعال ( خدا )
ذكر خداي متعال
هجدهمين حديث از چهل حديث امام خميني(ره) درباره ذكر خداوند و فايده ذكر پروردگار است و رواياتي در اين زمينه ارائه مي نمايد . اين مبحث با روايتي از امام باقرعليه السلام گشوده مي شود:
ابوحمزه ثمالي مي گويد : امام باقرعليه السلام فرمود :" در توراتي كه تغيير نكرده ، نوشته شده است : همانا موسي از پروردگار خود سؤال كرد ، پس گفت: اي پروردگار من! آيا تو به من نزديك هستي تا تو را مناجات نمايم ، يا دورهستي تا تو را صدا بزنم ؟ پس خداي عزوجل به او وحي فرستاد كه اي موسي! من همنشين كسي هستم كه مرا ياد كند . پس موسي پرسيد : چه كسي در پناه توست در آن روز كه جز تو پناهي نيست؟ خدا فرمود : آنها كه مرا ياد مي كنند ، من هم آنها را ياد مي كنم . در راه من با يكديگر دوستي مي ورزند ، پس آنها را دوست دارم . اينها كساني هستند كه وقتي بخواهم عذابي به اهل زمين برسانم ، آنها را ياد مي كنم ، پس آن [ عذاب ] را از آنان [ اهل زمين] به واسطه ي اين كسان رفع مي كنم" .
مرحوم مجلسي مي نويسد : " گويا منظور حضرت موسي عليه السلام از اين سؤال ، آن بوده است كه آداب دعا را از پرودگار سوال كند . " اين احتمال هم وجود دارد كه حضرت موسي با اين سؤال ناتواني خود را از كيفيت دعا بيان مي كند و مي گويد كه پروردگارا ! تو منزهي از اين كه به دوري و نزديكي وصف گردي و هيچ گونه دعايي را شايسته مقام تو نمي دانم . تو خود اجازه ورود به دعا و كيفيت آن را به من مرحمت نما. لذا از سوي خداوند متعال جواب آمد كه همه ي عوالم محضر من است.
در حقيقت اين كه در آيات قرآن آمده است: " من به بندگانم نزديك هستم " ( بقره/186) يا " از رگ گردن به آنها نزديكترم" ( ق/16) نوعي استعاره است ؛ و الا ذات مقدس خداوند ، منزه از نزديكي و دوري حسي و معنوي است . با عنايت به حديث فوق ، ياد خداوند متعال و دوستي با يكديگر درراه خدا چند دستاورد دارد كه بزرگترين آن ، اين است كه خداوند متعال ، بنده را ياد مي كند و اين ياد كردن ، نقطه ي مقابل فراموشي اي است كه نسبت به برخي افراد آمده است . ( طه/126) چنانكه فراموشي آيات الهي در دنيا موجب آن مي شود كه شخص در قيامت ، كور محشور گردد. محبت و دوستي در راه پروردگار نيز سبب محبت پروردگار مي گردد و اين دوستي زدوده شدن پرده هاي باطني را به دنبال دارد.
خدا ديده نمىشود ( خدا )
گزيند، پس اختيار يكى از آن دو وقتى صورت مىگيرد كه مرجحى براى آن باشد، و اين مرجحناچار يك امر قلبى خواهد بود، و آنهم جز علم يا اعتقاد و يا مظنه بر وجود مصلحت زائده ومنفعت راجح و نبود ضرر زائد و منقصت راجح چيز ديگر نمىتواند باشد، و چون در محل خودثابتشده كه حصول علم و اعتقاد و مظنه در قلب از ناحيه خداى تعالى است، پس لاجرماختيار كفر و يا ايمان مستند به او است و بنده را در انتخاب يكى از آن دو اختيارى نيست.
درست است كه بنده داراى قدرت هست، و ليكن آن چيزى كه باعث بر اختيار است قدرت تنهانيست، بلكه قدرت و داعى است كه آن از ناحيه خدا است.
وقتى اين معنا ثابتشد اينك مىگوييم صدور ايمان از بنده وقتى ممكن است كهخداى تعالى در قلب او اعتقاد رجحان ايمان را بر كفر ايجاد كرده باشد كه اگر چنين اعتقادىرا خداوند در قلب كسى ايجاد نمود البته قلب و نفس متمايل به ايمان مىشود، و گر نه محالاست كسى از پيش خود ايمان را اختيار كند، و اين همان شرح صدرى است كه در آيه موردبحث است.و همچنين صدور كفر از بنده وقتى ممكن است كه خداوند در قلب او اعتقادرجحان آنرا بر ايمان بيافريند و همين كه آفريد قلب از ايمان نفرت كرده و به طرف كفرمىگرايد و گر نه اختيار كفر هم محال است، مراد از جمله"يجعل صدره ضيقا حرجا"همهمين است.بنا بر اين، تقدير آيه چنين مىشود: كسى كه خداوند از او ايمان را بخواهد دواعىنفسانيش را نسبت به ايمان تقويت مىكند، و كسى كه خداوند كفر را از او بخواهد موانع وصوارف از ايمان را در دلش تقويت نموده در مقابل، دواعى كفر را در دلش قوى مىكند.وچون عقل هم همين حكم را مىكند پس بايد گفت قرآن كريم نيز به همين ادله عقلى اشارهمىكند.اين بود خلاصه كلام اين دانشمند.
و در اين كلام چند اشكال است: اول اينكه اگر اشيا را مستند به خداى تعالىمىدانيم بخاطر اينكه خداى تعالى اسباب و مقدمات وجود آنرا فراهم نموده باعث نمىشود كهبه غير خدا مستند نباشد و گر نه قانون عمومى علت و معلول از بين رفته در نتيجه احكام عقلى بهكلى از ميان مىرود، پس ممكن است تمامى اشيا، و از آن جمله هدايت و ضلالت، در عيناينكه بطور حقيقت مستند به خدا هستند به همان گونه مستند به غير خدا هم باشند و تناقضى همنباشد.
مسابقه هفتگی شماره 1 ( مسابقه )
قران كريم در هنگام نزول تدريجي چند ايه به چند ايه نازل مي شد؟
1. 1 تا 3 ايه
2. 3 تا 5 ايه
3 . 7 تا 9 ايه
4 . 10 تا 11 ايه
برای شرکت در مسابقه از لینک ارتباط با ما جواب خودتان را ثبت نمایید ..
قبل از شرکت در مسابقه حتما در وبلاگ عضویت عضو شوید
مهلت شرکت در مسابقه تا پایان روز ۵ شنبه می باشد ..
دوستان عزيز جواب مسابقه را در ادرس زير ثبت نماييد
دلتنگ ظهور ( امام زمان (ع) )
و دلم تنگ کسي است...
که اگر يک روز بياييد..........کلبه ي دلم نور افشان خواهد شد.
من هر روز ظهورش را طلب مي کنم....کاش اين جمعه بيايد.......که دگر طاقت ندارم.
کاش نماز حاجتم براي ظهورش اين جمعه ...............نماز شکر برای ظهورش باشد.
من هر جمعه وضو با آب اشکم مي گيرم.
ونماز بر سجاده ی قلبم می خوانم....دل در دلم نیست.
و خدا میداند که تنها به عشق دیداراو زنده ام.
مشتاق ظهور.(نارسیسا)
قلب عشاق؛ جزیره خضراء ( امام زمان (ع) )

از حضرت آیة الله بهجت پرسیدند: آقا! این همه بحث راجع به جزیره خضراء میشود، واقعا جزیره خضراء کجاست؟
حضرت آیة الله بهجت فرمودند: جزیره خضراء آن دلی است که امام زمان(عج) در آن تاب بیاورد، اگر امام زمان علیه السلام در دلت آمد، آن دل جزیره خضراء است، مردم باید دور این دل بگردند. کجا میگردی دنبال جزیره خضراء؟! امام زمان همراه توست، چرا ما باید حضرت را منحصر و محصور در آنجا بکنیم؟! من بگویم امام زمان در جزیرهای در فلان کشور تشریف دارند، نخیر، یقینا بدانید که امام زمان علیه السلام از رگ گردن به من و تو نزدیکتر است.
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود طلب از گم شدگان لب دریا میکرد
منبع:
نرمافزار هدایت در حکایت.
ادامه دارد ....
اهمیت شناخت امام عصرمان ( امام زمان (ع) )

در روایات بسیاری، تاکید فراوان شده که معرفت و شناخت امام را باید جدی گرفت. و این از بدیهات است كه تا زمانی كه امامت را نشناسی؛ نسبت به وظایف خود در مورد ایشان نیز ناآگاه خواهی بود. در حدیثی سفارش شده است که دعای عرفان را بخوانید. در فراز آخر این دعا آمده است:
«اللهم عرفنی نفسک ... اللهم عرفنی حجتک؛ فانک ان لم تعرفنی حجتک ظلمت عن دینی.»
در این دعا از خداوند میخواهیم که «حجت» خودش را به ما معرفی کند و بیان میکنیم که اگر چنین نشود، به وادی گمراهی دینی خواهیم غلتید.
در روایات فراوانی آمده است که اگر امام زمان خویش را نشناسیم، همانند مردم دوران جاهلیت، از دنیا خواهیم رفت.
همه اینها نشان از آن دارد که مسئله معرفت و شناخت امام، از اهمیت زیادی برخوردار است. (1)
زراره از امام صادق علیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمودند:
«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر»، زیانی به تو نرساند.»
نتیجه محبت به امام زمان(عج) ( امام زمان (ع) )

برای انتظار حضرت ولی عصر(عجل الله فرجه الشریف)، باید پیمانه مودت خویش را از نور موالات و دوستی خاندان پاکیها (معصومان علیهم السلام) سرشار کرد.
«و ان تملا ... مودتی نور الموالاة لمحمد و آله.»(1)
زیرا در سایهسار فرهنگ «موالات» پاکان و پاکیها همه مفاسد دنیوی ما در حوزههای مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اصلاح میگردد:
«بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا و اصلح ما کان فسد من دنیانا.» (2)
واژه «موالات» دارای دو مفهوم است. این دو معنا، مانند دو رکن همراه با هم، معنابخش ماده «موالات»اند. واژگان «دوستی» و «پیروی» با هم، «موالات» را در ذهنها به تفسیر تصویر میکشند.
«موالات» به حکم باب «مفاعله»، امری است متقابل، یعنی ما شیعیان، خاندان اهلبیت را دوست میداریم و از آنان اطاعت میکنیم، و آنان نیز ما را دوست داشته و توسلات و تقاضاهای ما را اجابت کرده و ما را شفاعت میکنند.
سید ابن طاووس (رحمة الله) میگوید: سحرگاهی، در سرداب مقدس حضرت در سامره، نوای آن عزیز را شنیدم که مینالید و میفرمود: «اللهم! ان شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا، و بقیة طینتنا؛ پروردگارا! شیعیان ما، از پرتو انوار ما خلق شدند و از زیاده گل ما سرشته گردیدند. (3)
ابو ربیع شامی میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: از عمر و بن اسحاق، حدیثی نقل شده که:دخل علی امیرالمؤمنین علیه السلام فرای صفرة فی وجهه. قال: ما هذه الصفرة؟ فذکر وجعا به . فقال له علی علیه السلام، انا لنفرح لفرحکم و نحزن لحزنکم، و نمرض لمرضکم، و ندعو لکم، فتدعون فنؤمن. قال عمرو: «قد عرفت ما قلت، و لکن کیف ندعو فتؤمن؟» فقال: «انا سواء علینا البادی و الحاضر.» فقال ابو عبدالله علیه السلام: «صدق عمرو .»(4)
فردی به حضور امیر مؤمنان رسید و حضرت، در صورت او، زردی مشاهده کرد. فرمود:
این زردی چیست؟ گفت که دردی دارد. حضرت فرمود: «ما، با شادی شما، شاد میشویم، و از غم شما اندوهناک، و از مریضی شما مریض میگردیم، و برای شما دعا میکنیم، پس شما هم دعا میکنید و ما آمین میگوییم.»
مهدويت در انديشه متفكر شهيد مرتضى مطهرى (قدس سره)* ( امام زمان (ع) )
مهدويت در انديشه متفكر شهيد مرتضى مطهرى (قدس سره)*

اشاره
آن چه فرا روي شماست، بخشي از مباحثي است كه توسط شهيد والامقام مرتضي مطهري - قدس سره - درباره موضوع مهدويتدر نوشته ها و سخنراني هاي ايشان مطرح شده است.
با اين كه اين مباحث سالها پيش مطرح شدهاند، ولي بسيار گويا، سودمند و نو است و طرح اين مباحث براي پژوهشگران عرصه مهدويت به ويژه در محيطهاي علمي بسيار راهگشا و مفيد ميباشد.
دوازدهم ارديبهشت يادآور از دست دادن عالمي وارسته، مجاهدي خستگيناپذير، عارفي واصل فقيهي توانمند، مفسري بزرگ و انديشمندي است كه با شهادت خود جهان اسلام را داغدار نمود.
حكيم فرزانهاي كه (عمر شريف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف كرد و با كجرويها و انحرافات مبارزهاي سرسختانه نمود. شخصيتي كه در اسلامشناسي و فنون مختلفه اسلام و قرآن كريم كم نظير بود.(1)
و به فرموده امام راحل - اعلي اللّه مقام الشريف - در اسلام عزيز به شهادت اين فرزند برومند و عالم جاودان ثلمهاي وارد شد كه هيچ چيز، جايگزين آن نيست.(2)
از ويژگيهاي مهم استاد شهيد مرتضي مطهري - قدس سره - به بيان اسوه و مقتداي او يعني امام راحل - قدس سره - اين بود كه با قلمي روان و فكري توانا در تحليل مسايل اسلامي و توضيح حقايق فلسفي با زبان مردم و بيقلق و اضطراب به تعليم و تربيت جامعه پرداخت و آثار قلم و زبان او بياستثنا آموزنده و روانبخش است.(3)
انديشه مهدوديت
يكي از موضوعات مهم و اساسي اسلام تفكر و انديشه مهدويت است. اين موضوع مورد عنايت و توجه خاص اين متفكر انديشمند قرار گرفته و با نگاهي نو، شگرف، عميق و عالمانه وارد اين عرصه شده است و در مناسبتهاي گوناگون آن را از زواياي مختلف مورد بحث قرار داده است.
اين انديشه كه با نويد قرآن4 درباره غلبه قطعي صالحان و متقيان، كوتاه شدن دست تبهكاران و جباران براي هميشه و آيندهاي درخشان و سعادتمندانه براي بشريت، در ميان امت اسلام پديد آمد، پيوسته مورد توجه آنان بود؛ به گونهاي كه پيش از تولد حضرت مهدي(ع) دهها كتاب در اين زمينه نوشته شده و اصحاب پيوسته با سؤالاتي مثل (متي الفرج؟) و مانند آن؛ از تحقق و ويژگيهاي اين مژده آسماني پرس و جو ميكردند.
استاد شهيد دربارهِ اين انديشه ناب ميفرمايد:
اين انديشه بيش از هر چيز مشتمل بر عنصر خوشبيني نسبت به جريان كلي نظام طبيعت و سير تكاملي تاريخ و اطمينان به آينده و طرد عنصر بدبيني نسبت به پايان كار بشر است كه طبق بسياري از نظريهها و فرضيهها فوق العاده تاريك و ابتر است...(5)
راسل در كتاب اميدهاي نو ميگويد: امروز ديگر غالب دانشمندان اميدشان را از بشريت قطع كرده و معتقدند كه علم به جايي رسيده است كه عن قريب بشر به دست علم نابود خواهد شد و ميگويد: يكي از اين افراد انيشتين است او معتقد است بشر با گوري كه به دست خود كنده است يك گام بيشتر فاصله ندارد!.(6)
امّا ما مسلمين خوشوقتيم كه بر خلاف اين همه بدبينيها كه در دنياي غرب براي بشريت به وجود آمده ما به آينده بشريت خوشبين هستيم. كه يك حكومت عادل جهاني بر مبناي ايمان، خداپرستي و خداشناسي و بر مبناي حكومت قران به وجود ميآيد.(7)
به راستي آيا اين پيشرفت شگفتانگيز صنعت و تكنولوژي توانسته است به تمام خواستههاي جسمي، روحي، فردي و اجتماعي بشر پاسخ كافي بدهد و آرامش و سعادت را براي او به ارمغان آورد و او را از ماوراي طبيعت و امدادهاي غيبي، بينياز كند؟ ايشان در كتاب امدادهاي غيبي به نقد اين تفكر ميپردازد و مينويسد:
اين خيال، خيال باطلي است. خطراتي كه به اصطلاح در عصر علم و دانش براي بشريت است از خطرات عصرهاي پيشين بيشتر و عظيمتر است... و اين پيشرفت علمي، او را مغرورتر و غرايز حيواني او را افروختهتر نموده است و به همين جهت خود علم و فنّ، امروز به صورت بزرگترين دشمن بشر در آمده است.(8)
وضعيت آينده بشريت مسئلهاي است كه سالهاست فكر بشر را به طور جدي به خود مشغول كرده است. ظلم فراگير و بيعدالتي مسابقه تسليحاتي با توليد روزافزون سلاحهاي مرگبار اتمي، هستهاي، ميكروبي، شيميايي و... آينده را در هالهاي از ابهام فرو برده و يأس و نااميدي جامعه جهاني را در بر گرفته است. با اين كه نظريههاي متفاوت و نااميد كنندهاي از طرف نظريه پردازان مطرح ميگردد، ولي اسلام از همان ابتدا با قاطعيت تمام، به عنوان وعدهاي الهي از آيندهاي بسيار روشن و درخشان خبر ميدهد كه با تكامل فكري و عقلي بشر، جامعهاي كامل و پاك به نام (جامعه مهدوي) در ابعاد جهاني تشكيل خواهد شد. جامعهاي كه در آن از ستم و جنگ و ستيز هيچ اثري نخواهد بود و عصر زندگي واقعي بشر در آن زمان رقم ميخورد.
پيامبران واسطه بين خالق و مخلوق ( پیامبران )
پيامبران واسطه بين خالق و مخلوق
مقدمه: خداوند متعال دين خود را از طريق وحى به پيامبران به مردم مىرساند و پيامبران واسطههايى امين و صادق در گرفتن و ابلاغ كردن هستند. اين موضوع در اين مقاله به استناد به آيات قرآن بيان شده است.
"عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احدا"
يعنى احدى را بر غيب خود اظهار نمىكند، و اظهار كسى بر هر چيز به معناى آناست كه او را در رسيدن به آن چيز كمك كنى و او را بر آن مسلط سازى.مىفرمايد: منكسى را براى احاطه به غيب خودم كمك نمىكنم، و بر غيب خود مسلط نمىسازم.و كلمه"عالم الغيب"خبرى است براى مبتدايى كه حذف شده، و تقدير كلام هو عالم الغيب است، و مفاد كلمه به كمك سياق اين است كه مىخواهد بفهماند علم غيب مختص به خداىتعالى است، و علم او ظاهر و باطن سراسر عالم را فرا گرفته، و به همين جهت براى نوبت دومغيب را به خودش نسبت داد و فرمود: كسى را بر غيب خود مسلط نمىكند، و نفرمود: "كسىرا بر آن مسلط نمىكند"تا اختصاص را برساند، و گر نه نمىرسانيد.
و معناى آيه اين است كه: خداى تعالى عالم به تمامى غيبها است، آن هم بهعلمى كه اختصاص به خودش دارد، پس هيچ كس از مردم را به غيب خود كه مختص به (علم غيب بالاصالة از آن خدا است و بالتبع و به تعليم الهى ديگران هم مىتوانند آن را دارا شوند)خودش مىباشد آگاه نمىكند، در نتيجه مفاد آيه سلب كلى است.هر چند بعضى (1) ازمفسرين اصرار ورزيدهاند در اينكه مفاد آن سلب جزئى است، و مىخواهد بفرمايد خداىتعالى تمامى غيب خود را در اختيار كسى قرار نمىدهد.و مؤيد گفتار ما ظاهر سياق آياتىاست كه به زودى مىآيد.
"الا من ارتضى من رسول"
دوست عزیز سلام ( مطالب خواندنی )
با عرض سلام
مديريت وبلاگ هاي ماه علاقمند به ارتباط با دوست عزيزي به مشخصه پي ام زير از كشور امريكا ميباشد ...
74.125.16.1
درصورتي كه مايل به ارتباط با ما هستيد مي توانيد از طريق پست الكترونيك ما به ادرس mahisf@yahoo.com يا شناسه mahisf به صورت چت ياهو با ما در ارتباط باشيد ....
منتظر جواب شما دوست عزيز هستيم !
مديريت وبلاگ هاي ماه
محسن اميني هرندي
09367900607
..: آخرين ارسال ها :..
All Rights Reserved 2008-2009 © by mahisf.Blogfa.com
تمام حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ متعلق به اقاي محسن اميني هرندي ميباشد
www.mahesf.blogfa.com
www.mahisf.blogfa.com
