| » . |


--------------------
كد لينك ما :
براي دريافت جديد ترين مطالب و پيامك هاي مذهبي و همچنين جديد ترين مسابقات
اينجا عضو شويد :
شماره پيامك 09367900607
دوستان عزيز مي توانند پيامك هاي خود را به شماره 09367900607 ارسال نمايند 3
-------
اي كاش صاحب برسد بنده به زنجير كند اما
جوانان همه را در ره خود پير كند
4787***0935
mahisf@yahoo.com ايميل ما
براي شركت در مسابقه جواب خود را در لينك زير ثبت نماييد .
پیامک
امام علی (ع)
امام حسن (ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام باقر (ع)
امام صادق (ع)
امام موسی کاظم (ع)
امام رضا (ع)
امام محمد تقی (ع)
امام علی النقی (ع)
امام حسن عسگری(ع)
امام زمان (ع)
رسول الکرم (ص)
حضرت فاطمه (س)
موبایل
اجتماعی
مدرسه الکترونیکی
ورزشی
مسابقه
ماه مبارک رمضان
مطالب خواندنی
خدا
شیعه
حضرت عیسی (ع)
حضرت مریم (ع)
حضرت معصومه (ع)
پیامبران
غدیر خم
عید سعید قربان
قران و حدیث
حضرت زینب
نوروز
هفته چهارم اسفند 1388
هفته سوم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
خدا ديده نمىشود ( خدا )
خدا ديده نمىشود
مقدمه: پروردگار متعال را با چشم سر نمىتوان ديد نه در دنيا و نه در آخرت; مقاله حاضر به بيان اين مطلب اختصاص دارد.
"و لما جاء موسى لميقاتنا و كلمه ربه قال رب ارنى انظر اليك قال لن ترينى ولكن انظر الى الجبل فان استقر مكانه فسوف ترينى..."كلمه"تجلى"كه در آخر اين آيه آمده است به معناى قبول جلاء و ظهور است، و كلمه"دك"مصدر و به معناى كوبيدن به محكمى است، و در اين آيه به معناى اسم مفعول(مدكوك)است، و معناى"جعله دكا"اين است كه خداوند آن كوه را مدكوك و كوبيدهمىكرد، و كلمه"خر"از"خرور"به معناى سقوط است و"صعقا"از"صعقة"است كه بهمعناى مرگ و بيهوشى و از كار افتادن حواس و بطلان ادراك مىباشد، و"افاقه"برگشتن بهحالتسلامت عقل و حواس را گويند، مثلا گفته مىشود: "فلانى از حالت غش افاقه پيداكرد"يعنى به حال عادى و استقامت درك و شعور برگشت.
معناى اين آيه بطورى كه از ظاهر نظم و سياق آن بر مىآيد اين است كه: "لما جاءموسى لميقاتنا"وقتى موسى به ميقات ما كه براى او تعيين كرده بوديم آمد"و كلمه ربه"وپروردگارش با او گفتگو كرد"قال"موسى گفت: "رب ارنى انظر اليك" پروردگارا خودترا بنمايان تا نگاهت كنم، يعنى وسائل ديدارت را برايم فراهم ساز تا به تو نظر اندازم و تو راببينم.آرى، ديدن فرع نظر انداختن است و نظر انداختن فرع تمكين و تمكين از ديدن است
"قال"خداى تعالى به موسى فرمود: "لن ترانى"تو ابدا مرا نخواهى ديد، "و لكن انظر الىالجبل"معلوم مىشود كوهى در مقابل موسى(ع)مشهود بوده كه خداى تعالى با لامعهد(الجبل)اشاره به آن نموده، "فان استقر مكانه فسوف ترينى"به اين كوه نگاه كن كهمن اينك خود را براى آن ظاهر مىسازم، اگر ديدى تاب ديدار مرا آورد و بر جاى خود استواربماند، بدانكه تو هم تاب نظر انداختن به من و ديدن مرا دارى، "فلما تجلى ربه للجبل"ووقتى تجلى كرد و براى كوه ظاهر گرديد"جعله دكا"با تجلى خود آن را درهم كوبيد و در فضامتلاشيش ساخت و پرتابش كرد، "و خر موسى صعقا"موسى از هيبت منظره افتاد و از دنيارفت، و يا بيهوش شد، "فلما افاق قال سبحانك تبت اليك"وقتى به هوش آمد گفت: منزهىتو و من در باره درخواستى كه كردم توبه نموده"و انا اول المؤمنين"و اولين كسى هستم كهدر باره ناديدنى بودن تو ايمان آوردهام.
اين بود آن معنايى كه از ظاهر الفاظ آيه شريفه استفاده مىشود، و دقت در آن اين معنارا افاده مىكند كه اگر مساله رؤيت و نظر انداختن را عرضه به فهم عوام و مردم متعارف كنيمبدون درنگ آن را حمل بر رؤيت و نظر انداختن به چشم مىكنند، و ليكن اين حمل صحيحنيست، زيرا ما شك نداشته و نخواهيم داشت در اينكه رؤيت عبارت است از اينكه جهازبينائى بكار بيفتد و از صورت جسم مبصر، صورتى به شكل آن و به رنگ آن برداشته و در ذهنانسان رسم كند، خلاصه اينكه عملى كه ما آن را ديدن مىخوانيم عملى است طبيعى و محتاجبه ماده جسمى در مبصر و باصر هر دو، و حال آنكه بطور ضرورت و بداهت از روش تعليمىقرآن بر مىآيد كه هيچ موجودى بهيچ وجهى از وجوده شباهت به خداى سبحان ندارد، پس ازنظر قرآن كريم خداى سبحان جسم و جسمانى نيست، و هيچ مكان، جهت و زمانى او را درخود نمىگنجاند، و هيچ صورت و شكلى مانند و مشابه او و لو به وجهى از وجوه يافت نمىشود.
و معلوم است كسى كه وضعش اينچنين باشد ابصار و ديدن به آن معنايى كه ما براىآن قائليم به وى متعلق نمىشود، و هيچ صورت ذهنيى منطبق با او نمىگردد، نه در دنيا و نه درآخرت، پس غرض موسى بن عمران(ع)هم از تقاضايى كه كرد اين نبوده، چون چنيندرخواستى لايق مقام رفيع شخصى مثل او كه يكى از پنج پيغمبر اولو العزم است، و موقفخطيرى كه وى داشته با چنين غفلت و جهالتى سازگار نيست.آرى، تمناى اينكه خداوند درعين اينكه منزه از حركت و زمان و مكان و نواقص ماديت استخود را به انسان نشان دهد و بهچشم انسان قدرتى دهد كه بتواند او را ببيند به شوخى شبيهتر است، تا به يك پيشنهاد جدى.
لينك ثابت ![]()
چهل حدیث از امام رضا علیه السلام ( امام رضا (ع) )
چهل حدیث از امام رضا علیه السلام

1- ويژگى برجسته مومن
لايكـون المـومـن مـومنـا حتـى تكـون فيه ثلاث خصـال :
1ـ سنه من ربه .
2ـ وسنه من نبيه.
3ـ و سنه من وليه.
فـاما السنه مـن ربه فكتمان سـره. و امـا السنه من نبيه فمـداراه الناس . و امـا السنه مـن وليه فـاصبـر فـى البـأسـاء و الضـراء.1
مـومـن , مـومـن واقعى نيست, مگـر آن كه سه خصلت در او بـاشــد:
سنتـى از پـروردگـارش و سنتـى از پيـامبـرش و سنتـى از امـامـش.
اما سنت پروردگارش , پـوشاندن راز خود است, اما سنت پيغمبرش , مدارا و نرم رفتارى با مردم است, اما سنت امامـش صبر كردن در زمان تنگدستـى و پريشان حالى است.
2ـ پـاداش نيكـى پنهانـى و سزاى افشـا كننـده بــدى
الـمستتر بـالـحسنه يـعـدل سبعين حسنه, و المذيع بالسيئه مخذول, و المستتر بالسيئه مغفور له.2
پنهان كننده,كار نيك (پاداشش) برابر هفتاد حسنه است, و آشكار كننده كار بد سـر افكنـده است, و پنهان كننـده كـار بـد آمـرزيـده است.
3ـ نظافت
من اخلاق الانبياء التنظف.3
از اخلاق پيـامبـران, نظافت و پـاكيزگــى است.
4ـ امين و اميـن نمـا
لـم يخنك الاميـن و لكـن ائتمنت الخــائن.4
امين به تو خيانت نكرده(و نمى كند) و ليكن (تو) خائن را امين تصور نموده اى.
5 ـ مقام برادر بزرگتر
الاخ الاكبر بمزله الاب.5
برادر بزرگتر به منزله پدر است.
6ـ دوست ودشمن هر كس
صديق كل امرء عقله و عدوه جهله.6
دوست هركس عقل او, و دشمنش جهل اوست.
7ـ دوستى با مردم
التودد الى الناس نصف العقل.7
دوستى با مردم, نيمى از عقل است.
8ـ بدى قيل و قال
ان الله يبغض القيل والقـال واضـاعه المـال و كثـره السـوال.8
به درستى كه خداوند,داد وفرياد وتلف كردن مال و پرخواهشى را دوشمن مى دارد.
9ـ ويژگيهاى دهگانه عاقل
لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.9
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
1ـ از او اميد خير باشد.
2ـ از بدى او در امان باشند.
3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
5ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.
8ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.
9ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.
10ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.
روایاتی درباره امامت حضرت رضا علیه السلام ( امام رضا (ع) )
روایاتی درباره امامت حضرت رضا علیه السلام

محمدبن اسماعیل بن فضل هاشمی میگوید که:
«نزد امام موسی كاظم علیه السلام رفتم در حالی كه ایشان به شدت مریض بودند. به حضرت عرض كردم: اگر خدای ناكرده برای شما اتفاقی بیفتد - خدا آن روز را نیاورد - به چه كسی رجوع كنیم؟ فرمود: به فرزندم علی. نوشته او، نوشته من است، و او وصی و جانشین من بعد از مرگم خواهد بود.(1)
علی بن یقطین گفت:
«نزد حضرت امام موسی كاظم علیه السلام بودم و فرزندش علی نیز حضور داشتند، امام فرمودند: ای علی! این پسرم آقا و سرور فرزندان من است، كنیه خودم را به او عطا كردم. علی بن یقطین گوید: هشام كه این مطلب را شنید با دست بر پیشانی خود زد و گفت امام كاظم علیه السلام با این سخن، خبر فوت خود را به تو دادهاند.(2)
حسین بن نعیم صحاف گفت:
« من و هشام ابن الحكم و علی بن یقطین در بغداد بودیم كه علی بن یقطین گفت: من نزد حضرت موسی بن جعفر علیه السلام بودم كه فرزندش «رضا» علیه السلام وارد شدند، امام كاظم علیه السلام فرمودند: علی! او، آقا و سرور فرزندان من است و من كنیه خود را به او عطا كردم؛ حسین بن نعیم ادامه داد: در این موقع هشام با دست بر پیشانی خود زد و گفت: ای وای! چه گفتی؟ علی بن یقطین گفت: «به خدا قسم، همان چیزی را كه برایت گفتم، از ایشان شنیدم.» هشام گفت: «قسم به خدا كه حضرت با این سخن، در واقع به تو خبر دادهاند كه امامت بعد از ایشان، در حضرت رضا علیه السلام است.»(3)
علی بن یقطین گفت:
«حضرت موسی بن جعفر علیه السلام بدون این كه من از ایشان چیزی سئوال كنم به من فرمودند، او فقیهترین و عالمترین فرزند من است – و با دست خود به حضرت رضا علیه السلام اشاره كردند.(4)
منصوربن یونس برزج گفت:
روزی نزد امام كاظم علیه السلام رفتم، حضرت فرمودند: منصور! میدانی امروز چه كردهام؟ عرض كردم: خیر، فرمودند: فرزندم «علی» را وصی و خلیفه بعد از خود قرار دادهام. نزد او برو و به او تبریک بگو و نیز بگو كه من تو را به این كار دستور دادهام. منصور ادامه داد: من نیز همین کار را کردم.(5)
داوود بن كثیر گفت:
«به امام صادق علیه السلام عرض كردم: قربانت گردم، فدایت شوم، اگر برای شما اتفاقی بیفتد به چه كسی رجوع كنم، فرمود: به فرزندم موسی». داود بن كثیر ادامه میدهد: «سپس آن اتفاق افتاد و من به خدا قسم در مورد حضرت موسی بن جعفر علیه السلام ذرهای شك به خود راه ندادم پس حدود سی سال گذشت، به نزد امام كاظم علیه السلام آمدم و عرض كردم: فدایت شوم! اگر برای شما اتفاقی افتاد به چه كسی مراجعه كنم؟ فرمود به فرزندم علی. داود گوید: «پس آن اتفاق افتاد و من در مورد حضرت رضا علیهالسلام لحظهای و ذرهای شك به خود راه ندادهام.(6)
فضائل و مناقب امام رضا(علیه السلام) ( امام رضا (ع) )
فضائل و مناقب امام رضا(علیه السلام)

مناقب ومکارم اخلاق آن حضرت (عليه السلام)
معاشرت ومجالست آن حضرت (عليه السلام)
تواضع و فروتني آن حضرت (عليه السلام)
مناقب ومکارم اخلاق آن حضرت (عليه السلام)
مکارم اخلاق آن حضرت به قدري زياد است که اين مختصر راگنجايش آن نيست لکن به جهت تيمّن وتبرّک به گوشه هائي ازآن اشاره مي کنيم . نخست درکثرت علم آن حضرت وارد بحث مي شويم .
شيخ طبرسي ازابوصلت هروي روايت کرده که مي گويد :
ازعلي بن موسي الرضا(عليه السلام) کسي را عالمتر نديدم وهرعالمي که با او به بحث و مناظره مي پرداخت مغلوب گشته وسرانجام به ضعف علمي خود وبرتري آن حضرت اعتراف مي کرد .
شرح حال مادر امام هشتم (ع) ( امام رضا (ع) )
شرح حال مادر امام هشتم (ع)

هشام مي گويد :
روزي امام کاظم (عليه السلام) به من فرمود :آيا اطلاع داري که کسي از برده فروشان مغرب آمده است باشد؟
گفتم : نه
فرمود : چرا آمده بيا برويم بنزد او.
پس حضرت سوار شد و من نيز درخدمت اوبودم ، رفتيم تا رسيديم به محلي که برده فروشي ازمغرب به آنجا آمده بود وغلامان وکنيزان فراواني داشت .
حضرت به اوفرمود :
کنيزانت را بياور، او 9 کنيز را به حضرت عرضه کرد، ولي حضرت هيچکدام را قبول نکرد، سپس فرمود :آيا ديگر نداري ؟
گفت : يکي ديگر دارم ليکن او مريض است .
حضرت فرمود :همان را بيارو، ولي او ازآوردن خودداري ورزيد. و سرانجام حضرت مراجعت کرد .
هشام مي گويد
روز ديگر مرا به نزد اوفرستاد وفرمود : برو آن کنيز بيمار را بهرقيمتي که مي گويد خريداري کن ونزد من بياور . من رفتم وآن کنيز را طلب کردم ليکن او قيمت بسيار سنگيني را گفت ومن هم قبول کرده آن را خريداري کردم ، پس ازآنکه معامله تمام شد ، برده فروش به من گفت : آن مردي که ديروز باتو بود چه کسي بود ؟
گفتم :ازبني هاشم .
گفت :ازکدام سلسله
گفتم : بيش از اين نمي دانم .
مختصری از حیات مبارک امام رضا (ع) ( امام رضا (ع) )
مختصری از حیات مبارک امام رضا (ع)

حضرت على بن موسى الرضا عليهما السلام در روز يازدهم ذيقعده سال 148 هجرى ديده به جهان گشود.
مادر او بانويى با فضيلت بنام « تكتم » بود كه پس از تولد حضرت، از طرف امام كاظم عليه السلام « طاهره » نام گرفت. كنيه او « ابوالحسن » و لقبش « رضا » است. او پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد (در سال 183 هجرى) در سن 35 سالگى عهده دار مقام امامت و رهبرى امّت گرديد.
زندگي امام هشتم (عليه السلام) درمدينه
خلفاى معاصر حضرت
عزيمت هارون به خراسان ومرگ او
خلافت امين واختلاف اوبا مأمون
نهضت وخروج علويان
دعوت مأمون ازامام رضا(عليه السلام) بسوي خراسان
مسيرامام هشتم (عليه السلام)ازمدينه تا مرو
ورود حضرت به نيشابور
ورود امام (عليه السلام) به ده سرخ
آغاز مذاکرات مأمون با امام هشتم (عليه السلام)
برگزاري نمازعيد قربان به امامت حضرت رضا(عليه السلام)
شهادت امام رضا عليه السلام
زندگي امام هشتم (عليه السلام)درمدينه
امام هشتم (عليه السلام) پس ازشهادت پدربزرگوارش روزگار خود را درمدينه به نشر علم وفضيلت وعبادت پروردگار سپري ميکرد ، وهمواره ازياران ودوستداران حضرتش به او مراجعه کرده ، احکام حلال وحرام مي پرسيدند . وازوجود آن پيشواي دين استفاده مي کردند -وازجانب هارون هم ظاهراً هيچگونه تعرضي متوجه آنحضرت نمي گرديد .
خلفاى معاصر حضرت
مدت امامت آن حضرت بيست سال بود كه ده سال آن معاصر با خلافت «هارون الرشيد»، پنج سال معاصر با خلافت «محمد امين»، و پنج سال آخر نيز معاصر با خلافت «عبدالله المأمون» بود.
امام تا آغاز خلافت مأمون در زادگاه خود، شهر مقدس مدينه، اقامت داشت، ولى مأمون پس از رسيدن به حكومت، حضرت را به خراسان دعوت كرد و سرانجام حضرت در ماه صفر سال 203 هجرى قمرى (در سن 55 سالگى) به شهادت رسيد و در همان سرزمين به خاك سپرده شد1.
عزيمت هارون به خراسان ومرگ او
هارون فرزند مهدي ابن منصور وپنچمين خليفه عباسي درسال 170هجري پس ازمرگ برادرش هادي به خلافت رسيد وفرزندش عبدالله مأمون نيزدرهمان موقع متولد شد وفرزند ديگرش محمد امين هم شش ماه پس از مأمون بدنيا آمد . هارون الرشيد مدت 23 سال حکومت کرد وزمان اودوران وسعت امپراطوري اسلام وهمچنين دوران مشعشع علم ودانش بود .
درسال 193 هجري که آخرين سال خلافت هارون بود بيشتر ممالک اسلامي بعلت طغيان بعضي از مخالفين دچار هرج ومرج شده بود ، مخصوصاً منطقه خراسان ، ازاين جهت شخصاً تصميم گرفت جهت سرکوب مخالفين وايجاد آرامش بسوي خراسان عزيمت نمايد . لذا فرزندش محمد امين را که جانشين اول او بود دربغداد گذاشت وخود را با لشکري سنگين به اتفاق مأمون که جانشين دومش بود ازراه تهران گرگان بسوي خراسان رهسپارگرديد .
نرسيده به گرگان هارون مريض شد وهمين که وارد گرگان شدند مرض هارون شدت پيدا کرد ازاين رو 23 روز پيش ازفوت خودمأمون را روانه مرو نموده وپشت سرآن ازگرگان بسوي خراسان حرکت کرد .
هرچند با ورود هارون به منطقه خراسان آشفتگي آن سامان تا حدودي روبه آرامش نهاده بود ولي بيماري هارون روزبروز سخت تر مي شد وچون فهميد که درآستانه مرگ قرار گرفته به فضل بن ربيع گفت :
بعدازفوت من ازلشکروخزائن آنچه بامن است به مأمون ده تا بتواند درمروبا دشمنانش فائق آيد ولي فضل بعدازمرگ هارون لشکر وخزائن را به بغداد برد 2 هارون درسن 45 سالگي درسناباد طوس (مشهد فعلي )ازدنيا رفت وپسرش صالح براونمازخواند وجنازه اش درباغ حميد بن قحطبه (درهمين بقعه اي که اکنون مرقد مطهرحضرت رضا(عليه السلام)است) بخاک سپرده شد3
خلافت امين واختلاف اوبامأمون
برابردستور هارون الرشيد امين جانشين اول بود وبايستي پس ازمرگ پدرش بخلافت مي رسيد ومأمون هم جانشين دوم يعني بعدازامين باشد . ليکن فکرامين اين بودکه پس از رسيدن بخلافت مأمون ازوليعهدي عزلکند وپسرخود موسي را که پسرخردسالي بود، جانشين خود سازد وهمين کار را درسال دوم حکومت خود انجام داد . مأمون نيز چون ازنقشه وفکرامين آگهي يافت به تدبيرفضل بن سهل براي خود دست وپامي کرد تا دربرابر امين ايستادگي کند .
اين دو برادر ازموقعي که درپدر خود احساس بيماري نموده ومرگ اورا حتمي دانستند ،هريک درفکر حکومت خودبوده وبوسيله دومردسياسي فضل بن ربيع وفضل بن سهل فعاليت خودرا آغازنمودند تااينکه سرانجام مأمون برامين غالب شد ودرمحرم سال198هجري مأمون برادرش امين را درسن 28سالگي به قتل رسانيد وخود براوضاع مسلط گرديد4
پيامبران و تكامل انسانها ( پیامبران )
مقدمه: نقش پيامبران در تكامل انسانها امرى انكار ناپذير است تا جايى كه تكامل انسان بدون كمك و يارى و هدايت انبياء الهى ممكن نيست در اين مقاله به اين موضوع پرداخته شده و به اشكالى در اين زمينه جواب داده شده است.
- راجع به مسالهنبوت كه اصولا ما با چه ديدى به انسان و با چه ديدى به سرنوشت انساننگاه كنيم و نبوت چرا لازم و ضرورى شده؟آيا ضرورى بوده يا نبوده؟يك ديداين است كه ما فكر كنيم انسان هم مثل موجودات ديگر، در هر حال در مرحله عالىترى هست و هدف از اين زندگى در ايندنيا آنطور كه بعضى شواهد نشان مىدهد و بعضىها هم معتقدند اين است كه انسان هم با گذشتن از يك مرحلهاى از عمرو يا از تاريخ، هر دو - هم عمر يك فرد و هم عمر تاريخ - به يك مرحله عالىترى برسد و عدهاى از اينها براى زندگى بعدىكه ما «معاد» مىناميم برگزيده بشوند، آنهايى كه شايد نوع جديدى باشند، حتى نوع برترى از انسان فعلى كه ما الآن مىشناسيم.براىاين كار لازم بوده كه از تجربيات و آزمايشات زيادى بيرون بيايند و انسان به نيروها، به ضعف و قدرتهايى هممجهز است و ما به آن جنبه صد در صد طبيعى مىدهيم، منتها نه با نفى خدا، يعنى خداوند خواسته يك چنين سير تكاملىطى بشود و عدهاى را برگزيده كه در جهان بعدى هم باشند، منتها اگر از نوع انسان غريزه را به آن قدرتش گرفته بجايشعقلى داده كه تشخيص بدهد.پس آنهايى كه بتوانند عقل را بهتر به كار بيندازند مسلم زندگى خود را تكامل مىدهند و يكزندگى عالىترى انتخاب مىكنند، خواه ناخواه جزو برگزيدهها خواهند شد،
ميلاد مسعود امام رضا (ع) مبارك باد ( امام رضا (ع) )

ميلاد مسعود امام رضا (ع) مبارك باد
*****
از سخنان گهر بار امام رضا (ع) :
از نشانه هاي دين فهمي ، حلم و علم است ؛ و خاموشي دري از درهاي حكمت است . خاموشي و سكوت ، دوستي آور و راهنماي هركار خيري است .
تحف العقول / ص 445
منتظر پيامك هاي زيباي شما نيز هستيم !!!
براي ارسال پيامك مي توانيد از طريق شماره 09367900607 پيامك خود را براي ما ارسال كنيد .
درضمن در قسمت نظرات همين مطلب نيز مي توانيد پيامك خودتان را براي ما ارسال كنيد .
مديريت وبلاگ هاي ماه
محسن اميني هرندي
09367900607
میلاد مسعود امام رضا (ع) بر شما مبارکباد ( امام رضا (ع) )

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟
بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟
گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟
ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند
گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟
من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟
میلادمسعودامام رضا(ع)برشمامبارکباد
منتظر پيامك هاي زيباي شما نيز هستيم !!!
براي ارسال پيامك مي توانيد از طريق شماره 09367900607 پيامك خود را براي ما ارسال كنيد .
درضمن در قسمت نظرات همين مطلب نيز مي توانيد پيامك خودتان را براي ما ارسال كنيد .
مديريت وبلاگ هاي ماه
محسن اميني هرندي
09367900607
پیامک به مناسبت میلاد امام رضا (ع) ( امام رضا (ع) )
پیامک های ویژه میلاد امام رضا (ع)

۱-هر کی دلش اسیره سلطان عالمینه کوی امام هشتم شیش گوشه ی حسینه
گل رنگ و بوی خود را زان بی قرینه دارد شهر رضا صفای شهر مدینه دارد
۲-بیــــا ای دوست ما را مفتخر کن رهت دور است آن را مختصر کن
دل من خاک نیشــابوری تـوست کـــرم فرما و از این دل گـذر کن!
۳-من هم یه خطا کارم اما با اینکه گنه کارم
در روز جزا شادم از اینکه رضا دارم
پيامک هاي تبريک به مناسبت ميلاد مسعود امام علي بن موسي الرضا عليه السلام : ( امام رضا (ع) )
پيامک هاي تبريک به مناسبت ميلاد مسعود امام علي بن موسي الرضا عليه السلام :
ولي اول يه نکته ي مهم:
متأسفانه بعضي از دوستان ارسال پيامک هايي رو که به صورت شعر هستند،
بر ارسال پيامک هاي حديثي ترجيح ميدن، اما دوستان! هزاران بيت شعر نمي تونه ارزش يک حديث
رو پيدا کنه،
و گاهي ده بيت شعر هم نمي تونه تمام معاني يک حديث کوتاه و زيبا رو برسونه.
چنانکه امام رضا عليه السلام فرمود: رحمت خدا بر کسي باد که امر ما را زنده نمايد، سؤال شد: چگونه؟
حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد.
اميدوارم همه ي ما در کنار ارسال اشعار زيبا، با ارسال احاديث ائمه عليهم السلام، قدمي هرچند کوچک در راه
احيا و زنده کردن امر و ياد آن عزيزان برداريم.
و اما پيامک ها:
1. اي پسر فاطمه، نور هدي
سبزترين باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها مي شود
پاکتر از آينه ها مي شود
اي گل گلزار خدا، يا رضا
آينه ي قبله نما يا رضا
...
ميلاد هشتمين امام، هفتمين قبله و دهمين کشتي نجات
آقا امام رضا (ع) بر شما مبارکباد.
2. السلام اي حضرت سلطان عشق
يا علي موسي الرضا اي جان عشق
السلام اي بهر عاشق سرنوشت
السلام اي تربتت باغ بهشت
---
ولادت باسعادت سلطان، امير و ولي نعمت تمام ايرانيان، حضرت رضا-ع مبارک.
3. امام رضا-ع:
هرگز بر کسي خشم نگير، از کسي چيزي مخواه و هرچه
براي خودت مي خواهي براي ديگران نيز بخواه.
...
ميلاد عالم آل محمد، هشتمين حجت سرمد،
نگين درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا-ع مبارک باد.
4. از عرش سلام سرمدي آوردند ..... آيينه ي حُسن سرمدي آوردند
با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ..... يک دسته گل محمدي آوردند
...
ميلاد نور مبارک
5. امام رضا-ع:
خداوند، پر حرفي و تلف کردن ثروت و اظهار نياز کردن
زياد از همنوعان را دشمن مي دارد.
...
ميلاد شمس الشموس، خسرو اقليم طوس، شاه انيس النفوس،
برشما و خانواده ي گراميتان، تبريک و تهنيت.
6. امام رضا-ع:
هر کس در مجلسي نشيند که امر ما در آن زنده مي شود، در روزي
که قلب ها مي ميرند، قلبش نخواهد مرد.
...
اگه به مراسم جشن ميلاد آقا امام رضا-ع رفتي، ما رو هم دعا کن.
7. به گوش دل ندا آمد، که يار دلربا آمد .... به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد
خدا داد آنچه را وعده، بشد در ماه ذيقعده ... که آمد بهترين بنده، رضا آمد ، رضا آمد
8. نقاره ها ز اوج مناره وزيده اند
مردم صداي آمدنت را شنيده اند
زيباتر از هميشه شده آستان تو
آقا! چقدر ريسه برايت کشيده اند
...
ولادت هشتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت، آقا امام رضا عليه اسلام مبارکباد.
توصيف خداوند آنگونه كه بايد باشد ( خدا )
توصيف خداوند آنگونه كه بايد باشد
سي و يكمين حديث از چهل حديث حضرت امام خميني (ره) در خصوص عدم توانايي در توصيف حق، عدم امكان علم به حقيقت اسماء و صفات پروردگار، معناي تفويض امر به رسول الله، حقيقت عصمت و... مي باشد.
اين شماره از چهل حديث با روايتي از امام باقر(ع) آغاز مي گردد: زراره به نقل از امام باقر(ع) گفته است:
" همانا خداي عزوجل وصف نمي شود. چگونه به وصف درآيد در حالي كه در كتاب خود فرمود: خداوند را آن گونه كه حق تعظيم است، تعظيم نكردند، پس خداوند به عظمت و وصفي، وصف نگردد، مگر آن كه حق تعالي بزرگتر از آن است و همانا پيامبر- صلي الله عليه و آله- به وصف در نيايد و چگونه توصيف شود بنده اي كه خداي متعال او را به هفت حجاب پوشانده و اطاعت او را در زمين مثل اطاعت خود در آسمان قرار داده است؟
پس [خداوند] فرمود: آنچه پيغمبر براي شما آورد آن را بگيريد و آنچه را نهي كرد از آن خود داري كنيد. پس كسي كه او (رسول) را اطاعت كند مرا اطاعت نموده است و كسي كه او را نافرماني كند، مرا نافرماني كرده است و خداوند امر را به سوي او (رسول الله) واگذار نمود و ما نيز وصف نمي شويم. چگونه قومي وصف شوند كه خداوند پليدي را كه همان شك است از آنها برداشته است و مومن نيز وصف نمي شود، مومن چون برادر [ديني] خود را ملاقات كند و با او مصافحه نمايد پيوسته خداوند به آنها نظر مي كند و گناهان آنها را مي ريزد، آن گونه كه برگ از درخت فرو مي افتد."
منظور از عدم توصيف حق
اين كه در اين روايت ذكر شده است كه خداي متعال به وصف در نمي آيد، اشاره به توصيفاتي است كه برخي از اهل جدل و متكلمين عنوان كرده اند، كه اين توصيفات مستلزم تشبيه و تعيين حدود براي پروردگار مي باشد. روايتي در كافي از امام صادق (ع) آمده است كه در باب نهي از توصيف است:
" عبدالرحيم مي گويد: توسط عبدالملك به امام صادق (ع) نوشتم كه طايفه اي در عراق خداوند را به صورت تخطيط (داراي رگ و پي و با شكل و شمايل) وصف مي كنند! پس اگر صلاح مي دانيد مذهب صحيح را در توحيد وصف فرماييد.
حضرت مرقوم فرمود: خدا تو را رحمت كند!... مذهب صحيح در توحيد آن است كه قرآن به آن نازل شده است. پس از خداوند بطلان و تشبيه را نفي كن؛ اما صفات را نفي نكن كه آن نيز بطلان است و نيز صفات شبيه به خلق را براي او ثابت مكن كه آن تشبيه است. خداوند "الله" ثابت و موجود است و از آنچه وصف كنندگان وصف كنند بزرگتر مي باشد، از قرآن بعد از بيان و تعليم الهي تجاوز نكنيد كه به گمراهي خواهيد افتاد."
البته منظور از اين حديث آن نيست كه مطلقاً نبايد و نمي توان در صفات الهي تفكر كرد و نبايستي مطلقاً حق را توصيف نمود؛ زيرا در اين حديث افراد را از تشبيه نهي نمود و از اين كه ذات اقدس پروردگار به صفاتي وصف شود كه از صفات مخلوقات و ملازم با امكان و نقص مي باشد بر حذر داشت. در حالي كه توصيف پروردگار به آنچه لايق ذات اوست، مورد تاييد و تاكيد كتاب و سنت است.
بي ترديد كساني كه باعقل ناقص خود بخواهند خداوند را وصف كنند، به ضلالت خواهند افتاد. انسان تا گرفتار حب نفس باشد از رسيدن به معارف الهي باز خواهد ماند، و اگر دستي از غيب همراه او نشود معلوم نيست كه امرش به كجا منتهي گردد.
پيامبران صاحب شريعت ( پیامبران )
پيامبران به طوركلى دو دستهاند: يك دسته اقليتاند كه مستقلا به خود آنها يك سلسلهقوانين و دستورات وحى شده است و ماموريتيافتهاند آن قوانين را به مردم ابلاغو مردم را بر اساس آن قوانين و دستورات هدايت نمايند.اين پيغمبران در اصطلاح قرآن به نام «اولى العزم» خوانده مىشوند.ما دقيقانمىدانيم كه پيغمبران اولى العزم چند نفر بودهاند، خصوصا با توجه به اينكه قرآن كريم تصريح مىكند كه فقطداستان بعضى پيامبران را بازگو كرده است - اگر قرآن داستان همه پيامبران را بازگو كرده بود و لااقل اگر مدعى مىشد كه پيغمبرانمهم همه در قرآن بازگو شدهاند، ممكن بود عده پيغمبران اولى العزم از روى آنچه در قرآن بازگو شده است دانسته شود- ولى اينقدر مىدانيم كه نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و خاتم الانبياء (صلوات الله عليه و عليهم)پيامبران اولى العزمو صاحب شريعت بودهاند و به هر يك از اينها يك سلسله دستورها و قوانينوحى شده است كه به مردم ابلاغ و مردم را بر اساس آن قوانين تربيت كنند.
دسته دوم پيامبرانى هستند كه از خود شريعت و قوانينىنداشتهاند، بلكه مامور تبليغ و ترويجشريعت و قوانينى بودهاند كه در آن زمان وجود داشته است.اكثريت پيامبران از اين گروهمىباشند، مثلا هود و صالح و لوط و اسحاق و اسماعيل و يعقوب و يوسف و يوشع و شعيب و هارون و زكريا و يحيى از اين دستهاند.
نحوه اطلاع رسانی درباره پذیرفته شدگان مرحله اول عمره مفرده ( مطالب خواندنی )
بازدید کنندگان عزیز نتایج هم اکنون بر روی سایت زیر موجود می باشد :
مدیر امور طرح و برنامه بانک ملت با اشاره به برگزاری قرعه کشی تعیین 200 اولویت نخست اعزام به عمره مفرده در روز سه شنبه گفت: اطلاع رسانی درباره اسامی پذیرفته شدگان و شماره اولویت آنان از روز جمعه 17 آبان ماه سال جاری آغاز می شود.
به گزارش روابط عمومی بانک ملت ، علیرضا لکزایی با بیان این نکته که در این مرحله از قرعه کشی ، اسامی یک میلیون و 200 هزار نفر از ثبت نام کنندگان برای اعزام به عمره مفرده در قالب گروه های ثبت نامی، تعیین شده است ، افزود: کل تعداد ثبت نام کنندگان سه میلیون و 373 هزار و 138 نفر در قالب 928 هزار و 855 گروه بوده است که از این تعداد در مرحله نخست ، اسامی حدود یک سوم آنها در چارچوب سیستم قرعه کشی مشخص شده است که در مرحله اول اعزام خواهند شد.
وی با اشاره به این نکته که پذیرفته شدگان در این قرعه کشی ، در قالب 200 اولویت به عمره مشرف خواهند شد ، ادامه داد: متقاضیانی که در این مرحله از قرعه کشی ، برای اعزام به عمره پذیرفته نشده اند به شرط حفظ ودیعه خود در بانک ملت ، در مرحله بعدی قرعه کشی که همراه با ثبت نام شدگان جدید انجام خواهد شد ، از امتیاز بیشتری برخوردار خواهند بود.
مدیر امور طرح و برنامه بانک ملت در مورد نحوه اطلاع رسانی در مورد نتایج قرعه کشی انجام شده ، گفت: متقاضیان از روز جمعه با پیامکی که بانک برای آنان ارسال خواهد کرد از پذیرفته شدن خود در این مرحله از قرعه کشی ، مطلع خواهند شد.
مهدويت در قرآن ( امام زمان (ع) )

مهدويت از جمله اصول مسلم مذهب شيعه میباشد. مهدويت يعنی اعتقاد به تولد، غيبت، و ظهور دوازدهمين امام معصوم، از سلالۀ پاك پيامبر، و اولاد علی و فاطمه (سلام الله عليهما) كه پس از شهادت امام حسن عسگری (عليه سلام) در سن پنج سالگی، امامت اختصاص به وی میيابد و چون نام مباركش مهدی است، لذا آئين معتقدات به غيبت و ظهورش همانا مهدويت است. سنت پنهان زيستی كه از زمان ائمه سامرا شروع شده بود، در قالب غيبت صغری به سال 260 هجری قمری برای حضرتش آغاز شده و تا سال 329 هجری قمری كه آغاز غيبت كبری است ادامه میيابد. در غيبت صغری امام مهدی عليه السلام، توسط نواب اربعه كه پاكانی بینظير بودند، با مردم در ارتباط بودند و به مسائل ايشان پاسخ میگفتهاند. و در غيبت كبری كه زمان پنهان زيستي طولانی حضرت حجت است و تاكنون بيش از هزار و چندی سال به درازا كشيده بسيار كسان به خدمت حضرت رسيده و مشرف به ملاقات وی شدهاند.
ريشههای قرآنی مهدويت
قرآن كتاب پرشكوه خداوند است. كتابی است كه نه كتابهای آسمانی پيشين آن را خدشهدار و باطل میسازد و نه واقعيتهای آينده[1]، بيانگر هر چيزي است[2] و هيچ تر و خشكی نيست، مگر اين كه در (اين) كتاب روشن و روشنگر آمده[3] است. در اين كتاب از هيچ چيز فروگذار نشده[4]. آخرين پيام آسمان به زمين و زمان است، همان گونه كه اسلام، آخرين دين آسمانی و آخرين برنامۀ زندگی است. اين همان قرآنی است كه از چيرگی «روم» بر «ايران» و از برپايی دولت غاصب و پوشالی يهود بر اساس سازش با قدرتهای مسلط روزگار خبر میدهد[5]. آيا فكر میكنيد چنين كتابی از ظهور اصلاحگر بزرگ تاريخ انسانيت و بنياد حكومت جهانگستر و عادلانۀ او خبر نمیدهد و در مورد آن ساكت است؟ هرگز چنين نيست ... قرآن از امام مهدی عليه السلام و برپايی حكومت مهر و عدل او، در موارد متعدد و آيات بسياری سخن گفته است و از اين حقيقت بزرگ خبر داده است. و اين آيات بر شخصيت گرانمايۀ آن حضرت و ظهور او تاويل گرديده است. همان گونه كه امامان نور- عليه السلام- كه قرآن در خانۀ آنان فرود آمده است، بدين واقعيت تصريح كردهاند و میدانيم كه صاحبان معصوم و مطهرراستگوی خانه، يعنی اهل بيت پيامبر، به آنچه در خانه است، داناتر و آگاهترند.
صاحب الزمان (عج) از ديدگاه امام علی(ع) ( امام زمان (ع) )
صاحب الزمان (عج) از ديدگاه امام علی(ع)

سخن از امام مهدی(عج) سخن از يك موضوع عقيدتی و مذهبی بسيار حساس و مهمی است كه رابطۀ تنگاتنگ و گسستناپذيری با اسلام و مسلمانان دارد، چرا كه وجود گرانمايۀ او يك واقعيت اسلامی و از مهمترين مسايل دينی و از اساس مكتب و ايمان ارزشهای معنوی است.
بحث از شخصيت آن حضرت، آن گونه كه برخی از نويسندگان منحرف پنداشتهاند، بحث از افسانهای نيست كه شيعه آن را به منظور آرامش بخشيدن به خويش كه در رهگذر قرون و اعصار تحت فشار ظلم و استبداد بوده است- ساخته باشد و بخاطر مرهم نهادن بر قلب زخمخوردهای كه باران مصايب در مسير زمان برسر آنان باريده است- سرهم كرده باشد.
و نيز آن گونه كه برخی عناصر نادان مدعی دانش و فرهنگ، تصور كردهاند، خرافهای نيست كه آن را، داستان سرايان ساخته و پرداخته و به اسلام چسبانده باشند و نيز بازيچۀ تاريخی نيست تا اسباب تمسخر دشمنان بدانديش و ياهگو باشد؛ بلكه يك واقعيت اسلامی است كه درخور اهميت بخشيدن بسيار و ژرفنگران فراوان ارزيابی و روشنگری اساسی است.
مسأله تداوم حيات اسلام و شكوه قرآن است، بحث مهم و اصيلی است كه قرآن نويدگر آن است و پيامبر در موقعيتها و مناسبتهای گوناگون از آن سخن به ميان آورده، امامان نور (ع) نويد و بشارت آن را نه تنها به شيعيان خود كه به تمامی مسلمانان قرون و اعصار دادهاند و دانشمندان، مفسران، محدثان و مورخان نامآور، در رهگذر قرون و اعصار، كتابهای مفصل و مستقلی پيرامون آن نوشتهاند.
با اين بيان، موضوع امام مهدی(عج) يك موضوع استراتژيك و بسيار مهم و در نوع خود بینظير است و از امتيازات بسيار ويژهای، برخوردار است.
مسالهای است كه پيرامون آن بسيار گفتگو شده و در استانۀ آن، فراوان برخورد افكار و انديشهها صورت گرفته و قلمفرسايیها شده است. از اين رو، گروهی بدان ايمان آورده و گروهی دچار حيرت گشتهاند.
امام مهدی(عج) از شخصيتهایی نيست كه گذشت زمان او را در كام خود فرو برد و تاريخ آن را به فراموشی سپارد. او ندای رسای ميليونها انسان و معشوق دل عصرها و نسلهاست. چشم امتها به او دوخته شده و نقطۀ اميد جامعههاست.
آن گرامی از ديدگان نهان است. مردم او را میبينند و نمیشناسند و او نيز خويشتن را معرفی نمیكند و در هر نقطهای از جهان كه اراده كند، حضور میيابد.
شفيعه روزجزا ( حضرت معصومه (ع) )
شفيعه روزجزا
« يكى از امتيازات بزرگى كه شهر عزيز قم دارد، اين است كه بر گرد مضجع شريف يكى از برگزيدگان اهل بيتعليهم السلام حضرت فاطمه معصومه عليها السلام بنا شده است. » مقام معظم رهبرى
آن بزرگوار به مدت 17 روز در اين شهر زندگى نمود و در اين مدت، مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.
هم اكنون محل عبادت آن حضرت حجرهاى است در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» كه محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.
سرانجام، آن بزرگ يادگار اهلبيت(ع) در روز دهم و يا دوازدهم ربيع الثانى سال 201 ه. ق، پيش از آنكه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فرو بست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند. مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محلى به نام «باغ بابلان»، كه قبرستان خانوادگى اشعريون بود، تشييع و به خاك سپردند . پس از دفن حضرت معصومه عليها السلام، "موسى بن خزرج" سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريف ايشان قرار داد، تا اينكه پس از سالها حضرت زينب(س) دختر امام جواد(ع) اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارشان بنا كرد و بدين سان، تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهل بيت عليهم السلام و دارالشفاى دل سوختگان عاشق ولايت و امامت شد.
فضايل و مناقب حضرت معصومه عليها السلام
الف. شرافت خانوادگى
آن حضرت «بنت رسولاللهصلى الله عليه وآله» و «بنت ولىالله» و «اخت ولىالله» و «عمة ولىالله» است و اين امر خود سرچشمه ساير فضايل و كمالات معنوى و روحانى آن بزرگوار است.
علم يا ايمان ( مطالب خواندنی )

شهيد مطهري در انسان و ايمان مي فرمايند: ايمان نمي تواند جانشين علم شود و طبيعت را بشناساند و قوانين آن را براي ما مکشوف کند حال آن که اين با تعريف علم در روايات ما تعارض دارد در باب العلم اصول کافي با انبوهي از اين ها مواجه مي شويم: العلم ثلاثه آية محکمه فريضة عادله سنة قائمه يا لبس العلم بکثرة التعليم و التعلم بل العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء من عباده يا وجدت علم الناس في الاربع ان تعرف ربک و ان تعرف ما صنع بک و ان تعرف ما اراد منک و ان تعرف ما يعرضک عن دينک؟ و حتي مي بينيم در حکمت شناخت اشيا آن گونه که به وجود آمده اند و بررسي سير هبوط آن ها مد نظر است؟ منظورشان از علم اين جا scince است يا knowledge در حقيقثت منظورشان کدام علم است علم اسلامي يا فضل با توجه به اين که علم فعلي موجود در عالم را بسياري از فلاسفه ما قبول ندارند و مي گويند اين علم انسان را به قرب نمي رساند و بر اساس فلسفه ي تصرف است؟
جواب: گفتني است واژه "علم" کاربردهاي متفاوت دارد؛ 1. گاهي منظور از "علم" ، دانش تجربي و آگاهي حاصل از شناخت طبيعت و متكي بر تجربه و آزمون است (Science) كه نزد دانشمندان علوم كاربردي به اين معنا بيشتر مراد مي باشد. 2. گاهي منظور از علم، مطلق دانش است كه شامل الهيات، رياضيات و طبيعيات مي شود(Knowledge) كه نزد دانشمندان علوم بنيادي و فلسفي بيشتر به اين معنا مراد است. 3. گاهي منظور از "علم"، دانش خداشناسي و آنچه به ارتباط انسان با خدا مربوط مي شود كه نزد دانشمندان ديني بيشتر اين معنا است. هنگامي كه از تقابل علم و دين و يا علم و ايمان گفته مي شود, بيشتر منظور علم به معناي(Science) است. ويژه گي علم به معناي گوناگون آن است که علم از مقوله ادراكات و عقل است. در حالي که ايمان از مقوله باور دروني است و جايگاه آن قلب است از اين رو علم حصولي و علم حضوري چه بسا زمينه ساز ايمان شود البته گاهي شدت علم در كشف حقايق و رساندن انسان به حقيقت كامل و خداوند عالم به اندازه اي زياد است كه با تقويت ايمان و نورانيت دل همراه مي شود كه از آن به نور علم ياد مي شود در اين صورت از حيطه عقل و مقوله ادراكات فراتر مي رود و به حيطه قلب و محبت وارد مي شود. جهت توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي کنيم:
در فضيلت علم و عالم به چند آيه و حديث اشاره مىشود.
1. قل هل يستوي الّذين يعلمون و الذين لا يعلمون انّما يتذكّر اولوا الالباب؛ بگو آيا كساني كه مىدانند با كساني كه نمىداننديكسانند؟ تنها صاحبان مغز متذكّر مىشوند، (سوره زمر، آيه 9).
خدي سبحان در اين ايه، خطاب به پيامبرش مىفرمايد كه جاهل و عالم مساوي نيست و اين مقايسهي است آشكار ميان آگاهان و ناآگاهان، و عالمان و جاهلان. اين جمله با استفهام انكاري شروع شده است و جزء شعارهي اساسي اسلام است و عظمت مقام علم و عالمان رادر برابر جاهلان روشن مي سازد.
2. يرفع اللّه الذين امنوا منكم و الّذين اوتوا العلم درجات؛ خدا مقام اهل ايمان و دانشمندان را رفيع مىگرداند...، (سوره مجادله، آيه 11).
..: آخرين ارسال ها :..
All Rights Reserved 2008-2009 © by mahisf.Blogfa.com
تمام حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ متعلق به اقاي محسن اميني هرندي ميباشد
www.mahesf.blogfa.com
www.mahisf.blogfa.com