| » . |


--------------------
كد لينك ما :
براي دريافت جديد ترين مطالب و پيامك هاي مذهبي و همچنين جديد ترين مسابقات
اينجا عضو شويد :
شماره پيامك 09367900607
دوستان عزيز مي توانند پيامك هاي خود را به شماره 09367900607 ارسال نمايند 3
-------
اي كاش صاحب برسد بنده به زنجير كند اما
جوانان همه را در ره خود پير كند
4787***0935
mahisf@yahoo.com ايميل ما
براي شركت در مسابقه جواب خود را در لينك زير ثبت نماييد .
پیامک
امام علی (ع)
امام حسن (ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام باقر (ع)
امام صادق (ع)
امام موسی کاظم (ع)
امام رضا (ع)
امام محمد تقی (ع)
امام علی النقی (ع)
امام حسن عسگری(ع)
امام زمان (ع)
رسول الکرم (ص)
حضرت فاطمه (س)
موبایل
اجتماعی
مدرسه الکترونیکی
ورزشی
مسابقه
ماه مبارک رمضان
مطالب خواندنی
خدا
شیعه
حضرت عیسی (ع)
حضرت مریم (ع)
حضرت معصومه (ع)
پیامبران
غدیر خم
عید سعید قربان
قران و حدیث
حضرت زینب
نوروز
هفته چهارم اسفند 1388
هفته سوم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
اسامی برندگان مسابقه فرهنگی ماه مبارک رمضان ( مسابقه )
با عرض سلام
با عضر پوزش از تمامي شركت كنندگان عزيز به دليل تاخير 15 روز در اعلام نتايج مسابقه ....
علت تاخير : به دليل مشكل فني در سايت حمايت كننده وبلاگ هاي ماه ( دريافت كننده اطلاعات شركت كنندگان عزيز )
جوايز مسابقه فرهنگي ماه رمضان را شركت تبيان اصفهان اهدا نموده است .
اسامی برندگان در ادامه مطلب ....
لينك ثابت ![]()
خدا كيست؟ (2)خدا كيست؟ (2) ( خدا )

در شماره قبل اين مقاله در مورد سيماي خدا در انديشه متكلمان، حكما و حكمت متعاليه و ... صحبت شد، در آخرين شماره آن به بررسي سيماي خدا در عرفان نظري و نگاه اهل بيت(ع) خواهيم پرداخت. منتظر نظرات شما هستيم.
سيماي خدا در عرفان نظري
صدرالمتألهين به تبع عرفاي شامخين- نه عارف نمايان وجهله صوفيه كه غرق در كفرند- فراتر از وحدت تشكيكي وجود، قائل به وحدت شخصي وجود نيز شده است و وحدت شخصي وجود يعني اينكه حقيقت، وجود يگانه، بوده از داشتن مراتب نيز مبراست؛ و آنچه از كثرات در عالم، مشاهده مي شود همگي مظاهر وجودند نه مراتب آن. در اين نگاه- براي تقريب به ذهن- اگر وجود را به آب تشبيه كنيم موجودات عالم مثل موج و قطره و دريا و آبشار و فواره و حباب و يخ و برف و ابر و رودخانه و ... هستند. موج و قطره و دريا و حباب و ... آب نيستند بكله قالبهايي هستند كه آب در آن قالبها ديده مي شود، موج و قطره و حباب و آبشار و ... غير هم بوده و عين هم نيستند ولي حقيقت و كنه ذات همه آنها آب است ودر واقع آب است كه به اين صورتها ظهور كرده است لذا خود آب را با حس نمي توان مشاهده كرد؛ آنچه با حسّ مشاهده مي شود مظاهر آب است. به عقيده عرفا حقيقت وجود نيز در همه موجودات ساري و جاري است ولي آنچه با حس و وهم و خيال و عقل و قلب مشاهده مي شود همگي ظهورات و مظاهر وجوداند و نه خود آن. عرفا چنين وجودي را وجود منسبط، نَفَس رحماني، حقيقت محمديْه، حق مخلوق، نور ساري، روح وجود و صادر اول مي گويند- اين حقيقت به اعتبارات مختلف بيش از صد اسم دارد- اين حقيقت، اولين تعيّن ذات باري تعالي و اسم اعظم اوست لذا آن را ذات متعيّن نيز مي گويند. -سخن در باب اين حقيقت فراوان و از حد اين مقاله خارج است- نهايت درجه فهم انسان از خدا، فهم، اين حقيقت واجبي و اين ذات متعيّن است و فراتر از آن ذات لامتعين خداست كه از اسم و رسم مبرّاست و پرنده فكر هيچ حكيمي و تير شهود هيچ عارفي و دست ادراك هيچ پيامبري به آن نمي رسد. لذا كنه ذات نه معروف كسي است و نه معبود كسي؛ اوج معراج نبوي تا مقام احديت ذات است و فراتر از آن مقام حيرت محض و اعتراف به عجز مطلق است لذا سطان معرفت حضرت انسان كامل و مظهر تامّ اسماء و متحد با وجود ساري حضرت محمد و احمد و محمود- كه عين سلام است و سلام از اوست بر ما- فرمود: «ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك» يعني آنچنان كه بايد تو را نشناختم و آنچنان كه بايد تو را بندگي نكردم و اگر حق را رفع دهي چنين ترجمه مي شود كه: «آنچه من از تو شناختم نهايت درجه معرفت توست و آن گونه كه من تو را بندگي كردم، نهايت درجه بندگي توست». يعني بالاتر آنچه ختم المرسلين ادراك كرده محال است ادراك شود.
خدا چه ربطي به فيزيك داره؟! ( خدا )

مدتي اين سؤال براي من پيش آمده است كه هدف علم چيست؟ و من تا جواب اين سؤال را با استدلال كافي دريافت نكنم انگيزه لازم براي درس خواندن در من ايجاد نمي شود. البته منظور از علم، علومي مانند رياضي و فيزيك است، البته اگر اين پاسخ داده شود كه براي رفع نياز بشر و يا خدمت به مردم جامعه و يا رفع وابستگي به اجانب و كشورهاي غربي اينها من را متقاعد نمي كند زيرا ممكن است كسي عمرش آنقدر كفاف نكند كه به اين مراحل برسد پس حتما بايد هدف والاتري وجود داشته باشد كه من به اين هدف واقف نشده ام. البته باز هم مي گويم در مورد علومي مانند فيزيك و چطور مي توان از ميان مسائل و فرمول ها به هدف اصلي يعني قرب به خدا رسيد و در كنار اين سؤال، اين مسئله هم براي من مطرح شده است كه اگر علم مي تواند انسان را به خدا نزديك كند پس چرا دانشمندان بزرگ(نيوتن) به اين هدف نرسيدند و ديگر اينكه چگونه علم تواضع مي آورد. من مي خواهم در كل متوجه شوم كه اگر علم فيزيك من را به هدف نهايي يك انسان نزديك نمي كند و عمرم تلف مي شود، راه ديگري را انتخاب كنم.
مبحث «علم» از جمله موضوعاتي است كه امروزه در علوم فراواني به آن پرداخته مي شود علومي مانند معرفت شناسي، فلسفه علم، منطق، جامعه شناسي علم، روان شناسي تربيتي، و غيره و معاني بسيار متفاوتي از آن اراده مي شود به عنوان نمونه:
1. گاهي منظور از «علم» دانش تجربي و آگاهي حاصل از شناخت طبيعت و متكي بر تجربه و آزمون است (Sciemce) كه نزد دانشمندان علوم كاربردي به اين معنا بيشتر مراد مي باشد.
2. گاهي منظور از علم، مطلق دانش است كه شامل الهيات، رياضيات و طبيعيات مي شود. (knowledge) كه نزد دانشمندان علوم بنيادي و فلسفي بيشتر به اين معنا اطلاق مي شود.
3. گاهي منظور از «علم» دانش خداشناسي و آنچه به ارتباط انسان با خدا مربوط مي شود كه نزد دانشمندان ديني بيشتر اين معنا مراد است. بنابراين چون اين موضوع در مكاتب مختلف و با معاني متفاوت به كار مي رود به طور طبيعي اهدافي كه براي آن برشمرده شده است، متفاوت خواهد بود.
اثبات یگانگی خدا ( خدا )

لطفاً يگانگي خداوند را براي من اثبات كنيد (وجود خداوند براي من مسلّم است)؟
اثبات يگانگي خدا
در باب اثبات يگانگي خداوند، دلايل گوناگوني ذكر شده است كه در اين اختصار نميتوان همه آنها را شمارش و تبيين كرد؛ از اين رو تنها به تحليل و تشريح يك دليل بسنده ميكنيم. فهم اين برهان، نيازمند توجّه به دو مقدمه است:
يك. وجود هر معلولي، وابسته به علت خويش ميباشد؛ به عبارت ديگر بنابر اصل عليّت - كه در جاي خود مستدل و مبرهن گشته - هر معلولي وجود خودش را - با همه شؤون و متعلقاتش - از علّت هستيبخش خويش، دريافت ميدارد و اگر احتياج به شروط و معدّاتي هم داشته باشد، ميبايست وجود آنها هم مستند به علّت هستيبخش خودش باشد. بنابراين اگر دو، يا چند علت هستيبخش، در عرض هم فرض شوند، معلول هر يك از آنها، وابسته به علّت خودش ميباشد و هيچگونه وابستگي به علت ديگر يا معلولهاي آن، نخواهد داشت. و بدين ترتيب، ارتباط و وابستگي ميان معلولهاي آنها، به وجود نخواهد آمد.
دو. نظام اين جهانِ مشهود، نظام واحدي است كه در آن، پديدههاي همزمان و ناهمزمان، با يكديگر ارتباط و وابستگي دارند. امّا ارتباط پديدههاي همزمان، همان تأثير و تأثراتِ علّي و معلولي گوناگون، در ميان آنها است كه موجب تغييرات و دگرگونيهايي در آنها ميشود و به هيچ وجه، قابل انكار نيست. امّا ارتباط ميان پديدههاي گذشته، حال و آينده، به اين صورت است كه پديدههاي «گذشته»، زمينه پيدايش پديدههاي «كنوني» را فراهم كردهاند و پديدههاي «كنوني» نيز به نوبه خود، زمينه پيدايش پديدههاي «آينده» را فراهم ميسازند. اگر روابط علّي و اعدادي، از ميان پديدههاي جهان برداشته شود، جهاني باقي نخواهد ماند و هيچ پديده ديگري هم، به وجود نخواهد آمد. چنانكه اگر ارتباط وجود انسان با هوا، نور، آب و مواد غذايي بريده شود، ديگر نميتواند به وجود خود ادامه دهد و زمينه پيدايش انسان ديگر يا پديده ديگري را فراهم سازد.
با ضميمه اين دو مقدمه، ميتوان نتيجه گرفت كه نظام اين جهان - كه شامل مجموعه پديدههاي بيشمار گذشته، حال و آينده است - آفريده يك آفريدگار ميباشد و تحت تدبير حكيمانه او اداره ميشود؛ زيرا، اگر يك يا چند آفريدگار ديگري ميبود، ارتباطي ميان آفريدگان به وجود نميآمد و نظام واحدي بر آنها حاكم نميشد؛ بلكه هر آفريده اي از طرف آفريدگار خودش، به وجود ميآمد و به كمك ديگر آفريدگان همان آفريدگار، پرورش مييافت. در نتيجه، نظامهاي متعدد و مستقلي، به وجود ميآمد و ارتباط و پيوندي ميان آنها برقرار نمي شد. در صورتي كه نظام موجود در جهان، نظام واحد همبسته اي است و پيوند ميان پديدههاي آن، مشهود است.مصباح يزدي، محمدتقي، آموزش فلسفه، ج 2، ص 359 و 360؛ براي اطلاع بيشتر از تقريرهاي گوناگون اين موضوع نگاه كنيد به: طباطبايي، سيدمحمدحسين، اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج 5، صص 111 - 123.
آقا از من راضی هست؟ ( امام زمان (ع) )

چگونه می توان فهمید که آقا امام زمان (عج) از ما راضی است؟
مؤمنان و شیعیان امام زمان (عج)، خود و اعمال خویش را در محضر آن حضرت می بینند و از ترس این که مبادا خاطر شریف آن عزیز را مکدر نمایند و یا محروم از عنایات ویژه ی حضرتش گردند، برای قرب بیشتر و جلب توجه خاص آن حضرت در راه تعالی و تکامل باید بیشتر تلاش کنند و مواظب باشند که نکند خدای ناکرده با اعمال و کردار ناپسند خویش خاطر آن حضرت را از خویش مکدر نمایند.
امام زمان (عج)، امام رئوف و مهربان و دلسوز همه انسان ها، بلکه همه موجودات است؛ زیرا امامان علیهم السلام برنامه و اهدافشان همان برنامه و اهداف پیامبر گرامی اسلام است. قرآن مجید درباره پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:
«لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ ، یعنی آنچه شما را آزار می دهد بر او سخت و گران است و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.» (توبه/128)
با توجه به مهربانی امام زمان (عج)، او انتظار سخت و مشکلی از ما ندارد. تنها چیزی که موجبات رضایت قلب مهربان آن حضرت از ما را فراهم می سازد، انجام واجبات الهی و ترک محرمات است. بنابراین اگر کسی به دستورات خداوند عمل نماید و وظایفی را که خداوند بر او مقرر کرده است، به درستی انجام دهد، یقیناً امام زمان (عج) از او راضی خواهد بود.
اهمیت شناخت امام عصرمان ( امام زمان (ع) )

در روایات بسیاری، تاکید فراوان شده که معرفت و شناخت امام را باید جدی گرفت. و این از بدیهات است كه تا زمانی كه امامت را نشناسی؛ نسبت به وظایف خود در مورد ایشان نیز ناآگاه خواهی بود. در حدیثی سفارش شده است که دعای عرفان را بخوانید. در فراز آخر این دعا آمده است:
«اللهم عرفنی نفسک ... اللهم عرفنی حجتک؛ فانک ان لم تعرفنی حجتک ظلمت عن دینی.»
در این دعا از خداوند میخواهیم که «حجت» خودش را به ما معرفی کند و بیان میکنیم که اگر چنین نشود، به وادی گمراهی دینی خواهیم غلتید.
در روایات فراوانی آمده است که اگر امام زمان خویش را نشناسیم، همانند مردم دوران جاهلیت، از دنیا خواهیم رفت.
همه اینها نشان از آن دارد که مسئله معرفت و شناخت امام، از اهمیت زیادی برخوردار است. (1)
زراره از امام صادق علیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمودند:
«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر»، زیانی به تو نرساند.»
چه نوع وحدتي مطلوب است؟ وحدت شيعه و سني چگونه ممكن است؟ ( شیعه )

چه نوع وحدتي مطلوب است؟ وحدت شيعه و سني چگونه ممكن است؟
به طور كلي مي توان نظريات مختلف پيرامون وحدت را به سه گونه: ايدئولوژيك، استراتژيك و تاكتيكي تقسيم كرد. (ر.ك: انديشه هاي فقهي _ سياسي امام خميني(ره)، كاظم قاضي زاده، مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري، 1377، ص 446). از سوي ديگر سطوح ايجاد وحدت مي تواند متفاوت باشد، داخل (بين تشكل هاي سياسي، اجتماعي ، فرهنگي و يا بين مذاهب و...) و يا بين المللي (بين دولتها ، يا ملتها و ...) از اين رو جهت تبيين مفهوم وحدت مورد نظر از ديدگاه نظام اسلامي ايران توضيحاتي را بيان مي نماييم:
اكنون بايد ديد كه وحدت مورد نظر رهبران نظام كدام يك از اقسام فوق مي باشد:
از سويي نظام اسلامي ما يك نظام مكتبي و مبتني بر اصول و مباني دين مقدس اسلام، احكام و ارزش هاي آن مي باشد؛ اما نكته مهم و قابل توجه اين است كه نظام اسلامي ما بر خلاف نظام هايي نظير كمونيسم، به هيچ وجه درصدد تحميل عقيده و مباني مكتبي خود به افراد جامعه براي دستيابي به وحدت نيست، زيرا اصولا نمي توان عقايد مختلف را با اجبار و بخشنامه به مسير واحد كشاند، به فرموده قرآن كريم «لا اكراه في الدين» ؛ (سوره بقره، آيه 256) علامه طباطبايي در تفسير اين آيه شريفه مي فرمايد:
«در اين كلام نفي دين اجباري وجود دارد، چرا كه دين سلسه اي از معارف علمي است و به دنبال آن نيز اعمالي وجود دارد، در مجموع اعتقادات است، كه اعتقاد و ايمان از امور قلبيه است و اجبار و اكراه در امور قلبيه راهي ندارد، اكراه تنها در اعمال ظاهري و افعال و حركات بدني و مادي اثر مي كند». (الميزان في تفسير القرآن، ج 1، ص 343_341)
مهمترين كاركرد و وظيفه نظام اسلامي فراهم آوردن زمينه ها و محيط و شرايط مناسب و مساعد براي رشد و شكوفايي استعدادها در جهت پذيرش حقايق دين همراه با انتخاب آزاد و اختيار افراد جامعه مي باشد.
از اين رو نظام اسلامي تكثر سياسي و تشكيل جناح ها، احزاب و تشكل هاي سياسي مختلف را در چارچوب اصول و موازين قانون اساسي و مباني دين پذيرفته و اعمال مي نمايد. به عنوان نمونه حضرت امام(ره) به قبول اختلافات در نظريات و عقايد سياسي و فروعات ايدئولوژي اعتقاد داشتند و در كلامي مي فرمايند:
«كتب فقهاي بزرگ اسلام پر است از اختلاف نظرها و سليقه ها و برداشت ها در زمينه هاي مختلف نظامي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي، عبادي و ...» (صحينه نور، ج 21، ص 46 و 47)
شك به خدا خوبه يا بده ( مطالب خواندنی )

در يك نظر «شك» سه قسم است:
1. شك قانوني؛ عبارت است از تردّد و نوسان ذهن در باب ارتباط ميان موضوع و محمول قضيه، براي تحقيق در مسير واقع يابي. اين شك، طبيعي بوده و موجب برطرف شدن احتمالات اضطراب آميز است. بر اين اساس گفته مي شود: يقين هاي اصيل و مفيد آن سوي پل، شك و ترديد قانوني است. چنين شكي - كه انسان را به يقين مي رساند - به مراتب بهتر از ايمان ظاهري بي اساس است.
مثنوي، دفتر اول، بيت 1579.
2. شك بيماري؛ اين شك، ناشي از ناتواني ذهن از رويارويي با مدعاها، دلايل، تجزيه، تحليل و ... در باب «واقعيات» است. در واقع ملاك اين بيماري، وحشت ذهن از بررسي واقعيات و تفكيك آنها از خيالات و حقيقت نماها است. يكي از اساسي ترين مختصات شك، بيماري جست و جوي آسايش فكري در فرار از فعاليت هاي مغزي است. اين شك در واقع ضد «معرفت» مي باشد.
3. شك حرفه اي؛ اين براي نشان دادن اوج فكري افراد ضعيف النفس است كه مدعي اند ما به مقامي از مراحل درك و شناخت رسيده ايم كه جز شك و ترديد راهي ديگر نمي بينيم. يا به دليل عشق ورزيدن به شكاكان است تا عشق به يافتن حقيقت و واقعيت!
شكي كه در قرآن از آن سخن رفته و مورد مذمت قرار گرفته است شك «قانوني» نيست؛ بلكه به شك «بيماري» و شك «حرفه اي» اشاره دارد.در اين باب نگا: جعفري، محمدتقي، شناخت از ديدگاه علمي و ديدگاه قرآن، صص 312 - 310.
شكاكان از ديدگاه قرآن
بنابراين بايد توجّه كرد كه مراد از «شاك» در تعابير قرآن، آن كس نيست كه طالب برهان است؛ بلكه منظور كسي است كه نظير شكاكان (Scepticists) امروز، به نوعي شك بيماري مبتلا شده، تحصيل جزم و يقين را محال مي داند و شك را امري غيرقابل زوال تلقي مي كند. بر اين اساس، شكاكاني كه در آيات قرآن كريم از آنان، ياد مي شود، بر دو دسته اند:
دسته اوّل: كساني كه با گفتن «لاادري» (Agnosticism) و «نمي دانم»، تصريح بر شك خود مي كنند؛ يعني، اين گروه شكاكاني اند كه به رغم آيات بيّني كه براي آنان اقامه شده است، نسبت به مبدأ آفرينش، معاد، وحي و آموزه هاي ديني در شك اند.
دسته نگا: ابراهيم (14)، آيه 9و10؛ هود (11)، آيه 62؛ يونس (10)، آيه 104؛ نمل (27)، آيه 66 و ... .دوّم: اشخاصي كه به نفي رسالت و يا انكار مبدأ و معاد مي پردازند، ليكن در واقع جزم بر اين انكار نداشته و در آن شاك اند. به بيان ديگر اين دسته با زبان به انكار مي پردازند؛ ولي دليلي بر مدعاي خود ندارند ودر حالت شك به سر مي برند.جاثيه (45)، آيه 24 و 32؛ ق (50)، آيه 2 و 3؛ مؤمنون (23)، آيه 33 و 37.
از ديدگاه قرآن شكاكان همان منكران امور غيرمحسوس اند و منكران امور غيرمحسوس، كساني اند كه - به رغم ادعاي جزم گرايانه خود - نسبت به بطلان پنداري دعوت و دعوي پيامبران، طريقه و وسيله اي ندارند كه ادعاي آنان را اثبات كند.نگا: شناخت شناسي در قرآن، صص 172 - 181.
براهين اثبات وجود خدا ( مطالب خواندنی )

اقسام برهان
براهين به طور کلّي بر سه قسمند:
1) برهان اِنّي:
که در آن از معلول به علّت پي برده مي شود؛ مثلاً از وجود دود بر وجود آتش استدلال مي شود.
اين برهان از نظر منطقي پايين ترين حدّ يقين آوري را داراست. لذا فلاسفه اسلامي،که در پي يقين صد در صدي هستند، در اثبات وجود خدا از آن استفاده نمي کنند؛ ولي متکلمين اسلامي که در صددند متناسب با فهم تمام اقشار بشري، برهان اقامه کنند، از اين قسم برهان نيز استفاده مي کنند.
2) برهان لِمّي:
که در آن از وجود علّت بر وجود معلول استدلال مي شود. اين قسم برهان مفيد يقين صد در صدي بوده، خدشه ناپذير است؛ لکن از آنجا که مراد از خدا، واجب الوجود(وجود صرف و بدون علّت) است، اين برهان براي اثبات وجود خدا کاربرد ندارد.
3) برهان از راه ملازمات عامّه:
در اين قسم برهان، نه از علّت به معلول پي برده مي شود نه بالعکس؛ بلکه از وجود يکي از دو امر که ملازم يکديگرند بر وجود امر ديگر استدلال مي شود. براي مثال گفته مي شود: اينجا طبقه بالاي ساختمان است؛ طبقه بالا وقتي معني دارد که طبقه پاييني باشد. پس زير اين طبقه، طبقه ي پاييني نيز هست. در اين استدلال ساده، بالا نه علّت پايين است نه معلول آن. بلکه بالا و پايين، همواره باهم بوده، ملازم همند. همه ي براهيني که فلاسفه اسلامي در فلسفه به کار مي برند از اين سنخ اند؛ که يقين آوري آن حتّي از برهان لمّي هم بالاتر است. براهين سطوح بالاي اثبات وجود خدا نيز از اين قسم هستند.
اقسام خداجويان
طالبان اثبات وجود خدا از نظر سطح ادراک پنج گروهند:
1) عوام مقلّد: که فاقد قوّه استدلال بوده، وجود خدا را به تقليد از ديگران مي پذيرند.
2) عوام محقّق: که وجود خدا را با براهيني سطح پايين چون برهان نظم، برهان حدوث و برهان حرکت پذيرفته اند.
3
شیعه جعفری ( امام صادق (ع) )
اگر مسلمان باشيد و شيعه، حتماً بارها شنيدهايد كه در هنگام بيان عنوان مذهب شيعه معمولاً پسوندهايي به كار مي رود؛ از جمله عبارت «شيعة جعفري». اما آيا مفهوم آن را ميدانيم؟
پس از سختگيريهاي زيادي كه در زمان خلفاي اموي در حق شيعيان روا داشته شد و گاهي با از دست دادن جان، مال و ... همراه بود. سرانجام با تغيير حكومت و شرايط خاصي كه در زمان اضمحلال حكومت اموي بوجود آمد، فرصت مناسبي براي امامان معصوم عليهم السلام پيش آمد تا بتوانند در راستاي اعتلا و تثبيت فرهنگ ناب شيعي اقدام كنند.
امام صادق عليه السلام با شناسايي شرايط ويژه، اقدام به تربيت شاگرداني نمودند كه هر يك از مفاخر عالم اسلام به شمار ميروند و چون ستارگاني بر تارك آسمان فقاهت و بينش ميدرخشند.
شاگردان و علما هر يك مروج اسلام ناب و حقيقي شدند و بدين ترتيب هرگونه انحراف و كجروي از ميان برداشته شد. بدين جهت شيعيان را به احترام خدمات بسيار امام صادق عليه السلام به اسلام، شيعه جعفري مينامند.
شهادت جانسوز امام صادق عليه السلام را خدمت تمامي پيروان اسلام ناب محمدي تسليت عرض نموده و آرزو مينماييم ما نيز به تبعيت از آن امام هُمام، در برابر بدخواهان اسلام استوار بايستيم.
..: آخرين ارسال ها :..
All Rights Reserved 2008-2009 © by mahisf.Blogfa.com
تمام حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ متعلق به اقاي محسن اميني هرندي ميباشد
www.mahesf.blogfa.com
www.mahisf.blogfa.com
